آدمها عشق را بلد نیستند.
ویران کردن را ترجیح میدهند
از نیش زدن لذت میبرند
هرگز نمیگویند که چقدر دلنشین یا مهربانی،
اما کافیست که کوچک ترین نقصی را در تو ببینند و سریع تیر را از کمان رها کنند
ادمها تمجید سختشان است
و برای تخریب کردن مزیت قائل میشوند.
ویران کردن را ترجیح میدهند
از نیش زدن لذت میبرند
هرگز نمیگویند که چقدر دلنشین یا مهربانی،
اما کافیست که کوچک ترین نقصی را در تو ببینند و سریع تیر را از کمان رها کنند
ادمها تمجید سختشان است
و برای تخریب کردن مزیت قائل میشوند.
بهش گفتم من عجیبم بهتره آدما ازم دورشن بهش گفتم دردای پنهان زیاده روی دوشم گفت،عشق بار داره گریه کن جای اشکاتو میبوسم گفت گل خار داره چشماتو ببند بیا به آغوشم.
از جان عزیزترم
در شهریم که با تو برایم غریب نیست
اما دیشب را بی تو در غربت گذراندهام
سهم من از عشق
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است
کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است
آشکارا نهان کنم تا چند، دوست میدارمت با بانگ بلند
در شهریم که با تو برایم غریب نیست
اما دیشب را بی تو در غربت گذراندهام
سهم من از عشق
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است
کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است
آشکارا نهان کنم تا چند، دوست میدارمت با بانگ بلند
‘نمیدونیم اصلا کجاییم فردا بدهکاره به ما دنیا یه چندجا
اسمامون رو شنای ساحل چه زود پاک شدن با موجای دریا
اسمامون رو شنای ساحل چه زود پاک شدن با موجای دریا