نگاش کردم،همونطور که اون به من خیره شده بود.تو نگاه این مرد چی بود که با دیدنش یه آرامش خاصی حس میکردم.توی اوج استرس،توی اوج ناراحتی،توی اوج سردرگمی یه نگاه به اون کافی بود تا آب سرد ریخته بشه روی تمومِ حس های بدم
«تو یک زنی شبیه زن هایی که میشناسم و تنها تفاوت تو با زن های دیگر منم. چراکه تو، تنها زنی هستی که من دوستت دارم»
-مجبورم نکن که برم و
برگردم
+اهمیتی نمیدم که کجا میری
اما نمیتونم کنار خودم نگهت دارم
تو زیادی منو
غمگین میکنی.
برگردم
+اهمیتی نمیدم که کجا میری
اما نمیتونم کنار خودم نگهت دارم
تو زیادی منو
غمگین میکنی.
من دوستت داشتم،
چونان مردی كه عاشق زنی ست، كه هيچگاه لمس نكرده، فقط برايش نوشته است و چند عكس كوچكش رانگاه میدارد.
چونان مردی كه عاشق زنی ست، كه هيچگاه لمس نكرده، فقط برايش نوشته است و چند عكس كوچكش رانگاه میدارد.