𝐌𝐎𝐎𝐍𝐒𝐇𝐄𝐋𝐋
656 subscribers
1.14K photos
76 videos
58 links
Download Telegram
چقدر تناقض داشت درونم شکل میگرفت،حتم داشتم اخر این همه پارادوکس دیوانه‌ام‌میکنند
به اسمم روی لب‌های‌خیسِ تو
به عشق بازیو جنگلِ گیسه تو
که ماهی شَوَم تویِ رودِ تَنَت
سپس در گوشم گفت:حالم چیزی شبیه نشستن در وسط میدان جنگ و فکر کردن به نُت‌های گنجشک‌ها در سپیده‌دم است.
یک لحظه اجازه بده
من چشمامو ببندم
و به صدای ستار گوش بدم
و لب‌هایی که هرلحظه احتمالِ بوسیدنت را میداد
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم ک بشنوی
یا چیزی چُنان ک ببینی
یا چیزی چُنان ک بدانی
من درد مشترکم مرا فریاد کن
درخت با جنگل سخن میگوید
ستاره با کهکشان