Forwarded from Honey
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریچه ای که تپید و، جهان کوچک ما را
به نور خوان گرفتست، بیا و زنده شو ای ماه
که مثلِ فاتحه هر شب، بر این دریچه بتابی
به نور خوان گرفتست، بیا و زنده شو ای ماه
که مثلِ فاتحه هر شب، بر این دریچه بتابی
و من در آینه تنها میماندم
تو با چراغهایت میآمدی...
تو دستهایت را میبخشیدی
تو چشمهایت را میبخشیدی
تو مهربانیت را میبخشیدی
وقتی که من گرسنه بودم
تو زندگانیت را میبخشیدی
تو مثل نور سخی بودی
تو لالهها را میچیدی
و گیسوانم را میپوشاندی
وقتی که گیسوان من از عریانی میلرزیدند
تو لاله ها را میچیدی
تو گونههایت را میچسباندی
به اضطراب پستانهایم
وقتی که من دیگر
چیزی نداشتم که بگویم
تو گونههایت را میچسباندی
به اضطراب پستانهایم
و گوش میدادی
به خون من که نالهکنان میرفت
و عشق من که گریهکنان میمرد
تو گوش میدادی
اما مرا نمیدیدی
تو با چراغهایت میآمدی...
تو دستهایت را میبخشیدی
تو چشمهایت را میبخشیدی
تو مهربانیت را میبخشیدی
وقتی که من گرسنه بودم
تو زندگانیت را میبخشیدی
تو مثل نور سخی بودی
تو لالهها را میچیدی
و گیسوانم را میپوشاندی
وقتی که گیسوان من از عریانی میلرزیدند
تو لاله ها را میچیدی
تو گونههایت را میچسباندی
به اضطراب پستانهایم
وقتی که من دیگر
چیزی نداشتم که بگویم
تو گونههایت را میچسباندی
به اضطراب پستانهایم
و گوش میدادی
به خون من که نالهکنان میرفت
و عشق من که گریهکنان میمرد
تو گوش میدادی
اما مرا نمیدیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اما این سکانس از قسمت ۷ د لست اف اس💔
❤🔥1