Forwarded from بَذر (ارغوان؛)
از جنگ بدم میآید. درک نمیکنم منظور از کشته شدن یا کشتن دیگران چیست؟ همه انسانند، میخواهند زنده بمانند؛ زیر آفتاب بهاری، لب گندمزار بخوابند. هیچکس در دنیا حق ندارد نعمت زندگی را از دیگری بگیرد.
📚 خانهی ادریسیها؛ غزاله علیزاده
۷ صبح روز تولدمان با چشمایی پف کرده از گریه ی فراوان راهی دانشگاه می شویم.
🌚4
من اونجایی فهمیدم هیچوقت از اشتباهام درس نمیگیرم که هرسال پاییز چتری زدم، با اینکه میدونم بهم نمیاد.
بچه ها جون اینروزا تجریش شبیه بهشته
و من هرلحظه که تایم خالی داشته باشم اونجام تا قشنگیشو به روحم تزریق کنم🫠
و من هرلحظه که تایم خالی داشته باشم اونجام تا قشنگیشو به روحم تزریق کنم🫠
🌚2
Zemestan
Arman Garshasbi
من آوارگی را به جانم خریدم که فارغ بمیرم
مبادا که در حبس دنیای دیوانه منزل بگیرم
مبادا که در حبس دنیای دیوانه منزل بگیرم
🌚2
«کاش میتوانستیم
لحظات زیبایمان را پنهان کنیم، مثل گلِ رُز خشکشان کنیم و برایِ همیشه نگه داریم...»
لحظات زیبایمان را پنهان کنیم، مثل گلِ رُز خشکشان کنیم و برایِ همیشه نگه داریم...»
لاادری
🌚5
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
از دیگران بی اجازه عکس نگیرید
🌚4