جوری که تو دوران امتحانا بدنم به کافئین مقاوم شده دیگه قهوه براش یه جوک بی معنیه.
خوبم را فقط به غریبه ها می گوییم، آنانی را که دوست می داریم در آغوش می گیریم و گریه می کنیم.
نزار قبانی یه جایی میگه:
میترسم عاشقت شوم، بعد از دستت بدهم و درد بکشم از طرفی هم میترسم عاشقت نشوم و فرصت عشق را از دست بدهم و پشیمان شوم؛
بگو چطور بدون درد عاشقت شوم و بدون پشیمانی عاشقت نشوم...؟!
میترسم عاشقت شوم، بعد از دستت بدهم و درد بکشم از طرفی هم میترسم عاشقت نشوم و فرصت عشق را از دست بدهم و پشیمان شوم؛
بگو چطور بدون درد عاشقت شوم و بدون پشیمانی عاشقت نشوم...؟!
شما دوتا دستتو تا کتف بکن تو عسل بذار تو دهن این مردم بازم ازت طلبکارن بازم همه چیو از چشم تو میبینن هچقدرم نسبتشون نزدیک تر بدتر، واقعا خستم میکنن این آدما.
آقای اسنپی داره راه دانشگاهو اشتباه میره و قطعا دیر میرسم ولی چون کولر زده رانندگیش عالیه و پلی لیست زیبایی داره پس اعتراضی نمی کنیم.
Forwarded from آغوش. (_ن༘)
امروز برای مردن روز خوبی است،
غم؛ مثل مورچه از در و دیوار خانه بالا میرود
و تنها تویی که حوصله میکنی در این گرما به تشییع من بیایی.
غم؛ مثل مورچه از در و دیوار خانه بالا میرود
و تنها تویی که حوصله میکنی در این گرما به تشییع من بیایی.
Forwarded from انجمن دایناسورهای غمگین🦖🎒
نیاز دارم یکی برای احساساتم بیشتر از خودم ارزش قائل شه.