نمیخوام درس بخونم میخوام نقاشی بکشم بیرون برم فیلم ببینم ولی خب تازه فردا چهارمین امتحانمه و هنوز کلی مونده
درد و نفرین=))))))
درد و نفرین=))))))
🌚2
آدمیزاده دیگه بعضی وقتا دلش میخواد نباشه ببینه اصلا کسی متوجه میشه؟
🌚1
ینفرتون تو بیوش نوشته:(کورِ خودمانیم و بینای دیگران) چقدر این جمله رو درک میکنم چقدر این جمله رو زندگی میکنم.
🌚2
به رقصِ مرگ میان تنت ادامه بده، نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده.
🌚3
پروسه بزرگ شدن اینجوریه که شما دیگه حتی واسه غمگین بودنم وقت نداری.
یعنی باید بین برنامه ریزیای فردات یه وقتی ام واسه غصه خوردن و گریه کردن بذاری.
یعنی باید بین برنامه ریزیای فردات یه وقتی ام واسه غصه خوردن و گریه کردن بذاری.
میدونی سخت ترین جاش کجاست؟
اونجایی که قلبت داره از شدت نگرانی و دلتنگی تیکه تیکه میشه ولی تو دیگه به عقلت قول دادی سمتش نری:)
اونجایی که قلبت داره از شدت نگرانی و دلتنگی تیکه تیکه میشه ولی تو دیگه به عقلت قول دادی سمتش نری:)
Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
مشکل گوش شنوا نیست، گاهی برای بیان احساسات کلمات کافی نیست.
ازامروز سالم خوری را آغاز می کنیم(البته اگر دوستان کافه بازمان اجازه بدهند) قربه الی الله.
🌚1
جوری که تو دوران امتحانا بدنم به کافئین مقاوم شده دیگه قهوه براش یه جوک بی معنیه.
خوبم را فقط به غریبه ها می گوییم، آنانی را که دوست می داریم در آغوش می گیریم و گریه می کنیم.