در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
من هی هرروز تنهاتر از روز قبل میشم عادیه؟
درد کلام را خورد می کند
تو هیچوقت نمیفهمی من چه دردی را تحمل میکنم چون من هیچوقت نمیتونم اونو واست توصیف کنم
تمامیت خواهی تنهایی را تاکثیر میکند
عشق هایی که از پی رنگی بُوَد عشق نَبوَد
عاقبت ننگی بُوَد
Forwarded from زِد؛
می‌خوام پرت شم وسط یه زندگی روستایی و ساده
یه روز بندو بساطمو جمع میکنم میرم تو یه کلبه چوبی وسط جنگل زندگی‌میکنم گوشیمم وسط راه میندازم تو دره
1
وقتی کتاب میخونم یه همچین چیزی اتفاق میوفته تو مغزم
میگن وقتی یکیو بغل میگیری اندروفین توی بدنت ترشح میشه !
اندروفین راه های انتقال درد و تو بدنت
مسدود میکنه و درد و تسکین میده.
(اندروفین بدنم کم شده بیا بغلم کن)
جهان روشن به ماه و آفتاب است
جهان ما به دیدار تو روشن
بعد من به دوست داشتن عطر قهوه، صدای پیانو، بوی بارون، دریا و کتاب‌ها ادامه بده. منم به دوست داشتن تو.
Forwarded from Ori
بعضی زخم‌ها رو زمان نمیتونه ترمیم کنه. مهم نیست مال هفته قبله یا سه سال پیش یا بیست سال پیش‌. چنان عمیقه و چنان زهر خودشو ریخته که تا همیشه فکر کردن بهش غمگینت میکنه.‌ دیگه نمیتونی ازش خلاص شی. عمقش به اندازه اینه که دستتو قطع کنن. تا آخر عمر باید ضررهاش رو تحمل کنی. فقط شاید به مرور یاد بگیری کمتر بهش فکر کنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM