Forwarded from -جمهوریِ چایخوارِ ویوات- (گلنآز)
خدایا، امسال اگه خواستی دور و ورمون و شلوغ کنی هم با کسایی شلوغ کن که قدرمون و بدونن و قدرشون و بدونیم.
❤3
از یه جایی به بعد دیگه هیچی رو مثل قبل جدی نمیگیری.
حرفارو، اومدن و رفتنارو، غصه هارو، آدمارو.
یادی می گیری رها کردنو.
حرفارو، اومدن و رفتنارو، غصه هارو، آدمارو.
یادی می گیری رها کردنو.
❤2
ولی چقدر قشنگن آدمایی که وقتی کسی رو دوست دارن، برای اون آدم می نویسن، شعر میگن، اونو با یه اسم خاص صدا میکنن، خلاصه یه کاری میکنن که طرفشون بفهمه براش با بقیه فرق داره:)
❤2🌚2
دلم می خواست، گلی باشم سرخ رنگ در دستان کوچک دخترکی مهربان که هرصبح در آغوشم بگیرد، کنار پنجره مقابل خورشید درست وقتی نور به گلبرگ هایم بوسه میزند قرارم بدهد.
و مطمئن باشم مدت کوتاهی که زندگی میکنم کسی هست که از صمیم قلب مرا دوست بدارد و خالصانه از من حفاظت کند.
و مطمئن باشم مدت کوتاهی که زندگی میکنم کسی هست که از صمیم قلب مرا دوست بدارد و خالصانه از من حفاظت کند.
❤2
وقتی نقاشیم خراب میشه حس مامانیو دارم که موقع دادن غذای داغ به بچه ی کوچولوش دستش لرزیده و سوپ ریخته رو پای بچه.
همونقدر ناراحت و دلواپس.
همونقدر ناراحت و دلواپس.
❤1
آدم نمیدونه از روزای ابری خوشش بیاد یا نیاد؛ آخه تو که انقدر قشنگی واسه چی انقدرم دلگیری؟
🌚1