در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
دراگ تایم
امشب احساس آزادی داشتم
انگار بعد چند وقت بالاخره از انفردای آزادم کردن
انگار صاحبم توبه کرده و منو پر داده تو آسمون برم پی زندگیم
انگار بردنم مرکز ترک اعتیاد شیشه رو گذاشتم کنار
انگار از بالای برج میلاد پریدمو پر زدم
انگار در قفسمو باز کردن و حالا میتونم بدوعم
انگار بالاخره همه بدهیامو دادمو خلاص شدم
انگار انگار انگار بالاخره به آغوشت رسیدم
از امشب تا اطلاع ثانوی حوصله حرف زدن با آدمارو ندارم
حتی شما دوست عزیز
لطفا برید پی زندگیتون
با تشکر
امروز ۷ساعت پیاده روی کردم
بله درسته ۷ ساعت
و انگار هیچی نفهمیدم
انگار همه حرفایی که سنگینی میکرد تو قلبم یهویی دود شدن رفتن
انگار الان رو ابرا راه میرم
انگار امروز شب بود
کاش خدا یه توکه پا بیاد این پایین مایینا منو بکشه تو آغوشش
کاش انقدر ای کاش نداشتم
دلم نمیخواد کسی حرفامو بخونه کاش کسی نخونه حرفامو اه
میگه خب یکیو دوس داری برو بهش بگو
تو اصلا میدونی فوبی بی توجهی چیه نکبت؟
انقدر به بقیه مشاوره غلط ندین
هرجی اومد به ذهتتون نگین خب
میمیرین؟
نگاهم را به یاد یار چو آواز مستی
چند سالت بود فهمیدی اسکلت درون ما نیست بلکه ما درون اسکلتیم، ما یه مغزیم.
تاحالا بهش فکر نکرده بودم
ولی ما فقط خودمونو تو مغزمون حس میکنیم نه تو دست و نه پامون
سلام من آدم خوبی نیستم خدافظ
نیاز‌ دارم همین الان سر بذارم رو شونه های امنت بزنم زیر آواز توعم باهام همراهی کنی بعدش شعرو اشتباه بخونیمو بخندیم
بعدم با عشق نگات کنم و بگم لطفا پیدام کن 🥲
همه شب برندارم سر از این خمار مستی