امشب احساس آزادی داشتم
انگار بعد چند وقت بالاخره از انفردای آزادم کردن
انگار صاحبم توبه کرده و منو پر داده تو آسمون برم پی زندگیم
انگار بردنم مرکز ترک اعتیاد شیشه رو گذاشتم کنار
انگار از بالای برج میلاد پریدمو پر زدم
انگار در قفسمو باز کردن و حالا میتونم بدوعم
انگار بالاخره همه بدهیامو دادمو خلاص شدم
انگار انگار انگار بالاخره به آغوشت رسیدم
انگار بعد چند وقت بالاخره از انفردای آزادم کردن
انگار صاحبم توبه کرده و منو پر داده تو آسمون برم پی زندگیم
انگار بردنم مرکز ترک اعتیاد شیشه رو گذاشتم کنار
انگار از بالای برج میلاد پریدمو پر زدم
انگار در قفسمو باز کردن و حالا میتونم بدوعم
انگار بالاخره همه بدهیامو دادمو خلاص شدم
انگار انگار انگار بالاخره به آغوشت رسیدم
امروز ۷ساعت پیاده روی کردم
بله درسته ۷ ساعت
و انگار هیچی نفهمیدم
انگار همه حرفایی که سنگینی میکرد تو قلبم یهویی دود شدن رفتن
انگار الان رو ابرا راه میرم
انگار امروز شب بود
بله درسته ۷ ساعت
و انگار هیچی نفهمیدم
انگار همه حرفایی که سنگینی میکرد تو قلبم یهویی دود شدن رفتن
انگار الان رو ابرا راه میرم
انگار امروز شب بود
Forwarded from چند سالت بود؟!
چند سالت بود فهمیدی اسکلت درون ما نیست بلکه ما درون اسکلتیم، ما یه مغزیم.
نیاز دارم همین الان سر بذارم رو شونه های امنت بزنم زیر آواز توعم باهام همراهی کنی بعدش شعرو اشتباه بخونیمو بخندیم
بعدم با عشق نگات کنم و بگم لطفا پیدام کن 🥲
بعدم با عشق نگات کنم و بگم لطفا پیدام کن 🥲