Forwarded from در انزوای خویش...! (𝚂𝚊𝚛𝚊)
این روزا معتقدم عشق مال افسانهها است.
من پریِ کوچکِ غمگینی را میشناسم؛
که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
مثلا نشستم یه گوشه دارم چایی میخورم یهو این احساس ناکافی بودن سر و کله ش پیدا میشه میزنه رو شونم میگه یه چایی ام واسه من بریز.
❤4
-سلام بر کسانی که بیمنت برای ما صبر کردند،
تا دوباره به زندگی برگردیم!
تا دوباره به زندگی برگردیم!
❤3
دلم اون زمانیو میخواد که آدما برای ارتباط باهم نامه مینوشتن با یه گل کوچولو تو پاکت میذاشتن تمبر میزدن و میفرستادن واسه مخاطبشون و با کلی ذوق به انتظار جواب نامه مینشستن.
❤2