در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
ولی ورزش کردن جزو معدود کاراییه که باعث میشه برای چندساعت فکر و خیال و غمامو فراموش کنم و حس کنم زنده م.
🍓1
شاید در آینده ای دور کسی برای من شعر بگوید.
نمیدانم که قرار است اولین جمله ی خود را با عزیزِ همیشه همراه یا نامهربانِ رفته از کوی شروع کند اما، ایمان دارم یکجایی به دستم میرسد.
میخوانم، اشک میریزم یا میخوانم و چشم های درخشان از ذوقم را به او میدوزم، اهمیتی ندارد.
فقط میخواهم لمس کنم حسی را که معشوقه های شهریار و سعدی و امثال اینان لمس کردند‌.
Sleepy eyes, busy mind.
دوست داشتنت، به قلبم وصل بود.
استرس با من زاده شده، منو رها نمیکنه.
در نمیدونم ترین حالت زندگیمم.
نگاهت میکنم، صدایت را میشنوم، سرم را به نشانه تایید حرف هایت تکان میدهم اما در اصل نمیفهمم که چه می گویی، من دائما در دنیای خودم غرقم عزیزم.
چایی اینجوریه که غماتو بده من نگه دارم تو غصه نخور.
مآه بشم تو شبای تو.
نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه ولی دیگه واکنشم به حرفای عاشقانه یه پوزخنده:)
Hug me, I'm tired.
Forwarded from سپ‌تراپ
من بعد سه سال و اندی تراپی با دکتر حیدری، امروز بالاخره تونستم با یه مثال، دلیل آشفتگی همه‌مون رو برای خودم ساده کنم:

وجودت مثل یه مکعب روبیک درست و مرتب و شش‌رنگ ساده‌ست. تروماهای کودکی و زخم‌ والدین ناآگاه و طرحواره‌های شخصیتی و بحران‌های نوجوونی و مشکلات هویتی و گرایشی و مالی و سلامتی و خانوادگی و فردی و اجتماعی جوری به همش می‌ریزه که نگاهش کنی انگار شصت رنگه.

حالا می‌شینی دونه‌دونه حل کردنش. درگیری باهاش که مکعبت میفته دست یه آدم دیگه. یه آدم دیگه که مکعب خودش رو داره و شاید اون هم هنوز حلش نکرده ولی خب خیال می‌کنی غاز همسایه مرغه و می‌شه کاریش کرد و حالا، مکعب‌ها عوض!


نتیجه؟ باز رنگ اضافه میشه به مکعب‌ها. سخت‌تر می‌شه حلش. انگشت‌ها درد می‌گیره. هرکی مکعب اون یکی رو پرت می‌کنه تو بغل صاحبش و مکعب خودش رو که حالا پیچیده‌تر شده بغل می‌کنه و می‌ره که یه فکری به حالش بکنه.
تا وقتی به آدم و محیط اشتباه اجازه بدیم مکعبمون رو برداره، وضعیت همینه. شاید یه سر رو بزنه ولی دوتا جاش درمیاد.

چطوری حلش کنیم؟
کی بالاخره پیدا می‌شه برامون حلش کنه؟

حل این مکعب یه کار چندنفره و بسیار زمان‌بره. چون چند نفر در بلندمدت بهمش ریختن. آدمایی که می‌تونن دوباره توی شش وجه درستش کنن اینان: 
خودِ بخشیده‌شده‌ی گذشته‌ت،
خود آگاه حالت،
خودِ قدرتمند آینده‌ت،
تراپیستت،
شریک عاطفی آگاهت
و احتمالا مربی باشگاهت!
عمیقا دلم میخواست امروز برم باغ فردوس برف بازی ولی نه حوصلشو دارم نه آدمشو.
🌬
.