Forwarded from -جمهوریِ چایخوارِ ویوات- (گلنآز)
انگار با ی ترکش تو قلبم دارم زندگی میکنم.
یه جایی تو روحم درد میکنه یه جایی که انگار یه زخم دوا نشده مونده توش که انگار قرار نیست هیچوقت اون زخم مداوا شه.
بر میگردم پیامای قبلیو میخونم
و اصلا یادم نمیاد مخاطب بعضیاشون کی بوده
سر چی اونهمه غمگین بودم
و هی به زندگیو مسخره بودنش میخندم
و اصلا یادم نمیاد مخاطب بعضیاشون کی بوده
سر چی اونهمه غمگین بودم
و هی به زندگیو مسخره بودنش میخندم
از آخرین باری که سعی کردم کسی را دوست داشته باشم، تنها قلبی زخمی و خسته برایم باقی ماند.
او رفته بود؛ از تمام نقاطی که روزی متعلق به اوبود. او تمام شده بود از همان لحظه ای که فهمید همه چیز یک دروغ است...
نَوا.
گُلی|علیرضا
https://t.me/alanternforu
بالاخره.. خیلی ذوق داشتم بابتش درنتیجه صبر نکردم تا فردا ادیتش کنم..و همینطور ممنونم از صدایِ نازگلِ شما:».
بالاخره.. خیلی ذوق داشتم بابتش درنتیجه صبر نکردم تا فردا ادیتش کنم..و همینطور ممنونم از صدایِ نازگلِ شما:».
بعد از کلی کشمکش تصمیم گرفتم تو اینستا عکسا و نقاشیامو شِر کنم.
دوست داشتین بهش سر بزنید🫶🏼🫧
https://instagram.com/moonelall7?igshid=YzAwZjE1ZTI0Zg==
دوست داشتین بهش سر بزنید🫶🏼🫧
https://instagram.com/moonelall7?igshid=YzAwZjE1ZTI0Zg==
در میانِ ابرها pinned «بعد از کلی کشمکش تصمیم گرفتم تو اینستا عکسا و نقاشیامو شِر کنم. دوست داشتین بهش سر بزنید🫶🏼🫧 https://instagram.com/moonelall7?igshid=YzAwZjE1ZTI0Zg==»