نمیدونم سر چی و چرا انقدر غصه دارم
ولی اینو میدونم که انقدر غصه م بزرگه که اون داره منو میخوره.
ولی اینو میدونم که انقدر غصه م بزرگه که اون داره منو میخوره.
تنها جایی که همیشه تونستم توش خود واقعیم باشیم همین اتاق کوچیک و دنجمه
حتی در و دیوارای اینجا خیلی بهتر از افراد نزدیک زندگیم منو میشناسن
حتی در و دیوارای اینجا خیلی بهتر از افراد نزدیک زندگیم منو میشناسن
Forwarded from -جمهوریِ چایخوارِ ویوات- (گلنآز)
انگار با ی ترکش تو قلبم دارم زندگی میکنم.
یه جایی تو روحم درد میکنه یه جایی که انگار یه زخم دوا نشده مونده توش که انگار قرار نیست هیچوقت اون زخم مداوا شه.
بر میگردم پیامای قبلیو میخونم
و اصلا یادم نمیاد مخاطب بعضیاشون کی بوده
سر چی اونهمه غمگین بودم
و هی به زندگیو مسخره بودنش میخندم
و اصلا یادم نمیاد مخاطب بعضیاشون کی بوده
سر چی اونهمه غمگین بودم
و هی به زندگیو مسخره بودنش میخندم
از آخرین باری که سعی کردم کسی را دوست داشته باشم، تنها قلبی زخمی و خسته برایم باقی ماند.
او رفته بود؛ از تمام نقاطی که روزی متعلق به اوبود. او تمام شده بود از همان لحظه ای که فهمید همه چیز یک دروغ است...
نَوا.
گُلی|علیرضا
https://t.me/alanternforu
بالاخره.. خیلی ذوق داشتم بابتش درنتیجه صبر نکردم تا فردا ادیتش کنم..و همینطور ممنونم از صدایِ نازگلِ شما:».
بالاخره.. خیلی ذوق داشتم بابتش درنتیجه صبر نکردم تا فردا ادیتش کنم..و همینطور ممنونم از صدایِ نازگلِ شما:».