بیاید به جای《میمیرم برات》 از 《دلم میخواد برای تو با تو و به خاطر تو زندگی کنم》 استفاده کنیم.
Forwarded from اشکِ مآه
من خودم را میان پاییزِ نگاه خسته ی تو جا گذاشتم.
بعضی روزام آدم نمیدونه چشه
همه چیزایی که میخواستیو داری همه چیز همونه که یه روزی دلت میخواست باشه
ولی باز جای یه چیزی خالیه
اون جای خالی نمیذاره خوشحال باشی
همه چیزایی که میخواستیو داری همه چیز همونه که یه روزی دلت میخواست باشه
ولی باز جای یه چیزی خالیه
اون جای خالی نمیذاره خوشحال باشی
صبای زیبا پیامت باعث شد بعد کلی وقت به این خونه ی قدیمی سر بزنم و خاطراتو مرور کنم:)))
روز به سر اومده
نیمه شب از راه رسیده
آسمون بغض یک سالشو شکست
پاییز بالاخره خودی نشون داد
اشکام راهشونو از پشت پلکام پیدا کردن
غصه ندارم ولی اشک تا دلت بخواد دارم
دلیل ندارم ولی بهونه چرا
بهونم تن بی آشیونمه
آغوش خالیمه
دستای بی مقصده
قلب بی قرارمه
روح گمشدمه
و بارون
آخ از بارون که زورش میچربه به بغض صد ساله ی یه روح مرده.
نیمه شب از راه رسیده
آسمون بغض یک سالشو شکست
پاییز بالاخره خودی نشون داد
اشکام راهشونو از پشت پلکام پیدا کردن
غصه ندارم ولی اشک تا دلت بخواد دارم
دلیل ندارم ولی بهونه چرا
بهونم تن بی آشیونمه
آغوش خالیمه
دستای بی مقصده
قلب بی قرارمه
روح گمشدمه
و بارون
آخ از بارون که زورش میچربه به بغض صد ساله ی یه روح مرده.
اصلا دلم میخواد برم تو خیابون هرکی لبخند میزنه دستشو بگیرم باهم بریم هات چاکلت بخوریم.