در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
قبلا فکر میکردم اگه بزرگ بشم همه چی خوب میشه الان برعکسشو فکر میکنم.
من میترسیدم از دست بدم خوشیامو حواسم نبود غما راه ورودو یاد گرفتن
از آدما که دور بشی به خودت نزدیک میشی.
خودتو تو موقعیتایی قرار بده که مجبور بشی تنهایی از پسش بربیای
بالاخره باید تمرین کنی
بالاخره باید یاد بگیری
چون بخوای نخوای باهاش مواجه میشی
این همه بلشت چجوری باهم تونستن تو مغزم جا بشنو هنوز نترکیده
به سختی نفس میکشم کاش بیای یه کمکی کنی .
قراره یه مدت نباشم ببینم کی نبودنمو میفهمه همونو تا اخر نگه دارم‌.
تاحالا شده به بودن قلبت و احساست شک کنی؟ناخوداگاه دستتو بذاری رو قلبت تا ببینی هنوز سرجاش هست یا نه؟
تازه فهمیدم وقتایی که استرس میگیرم لکنت زبون میگیرم
حالا اینو کجای دلم بذارم:)))
از وقتی هوا گرم شده رفتار آدمام عجیب غریب تر شده
من انقد بی حوصلم که بعضی وقتا یادم میره فقط ۲۰ سالمه نه ۶۷ سال
یه ۲۰‌ساله ی فرسوده
درستش‌اینه
پریشان احوال
بیاید به جای《میمیرم برات》 از 《دلم میخواد برای تو با تو و به خاطر تو زندگی کنم》 استفاده کنیم.
هنگامی‌ که آزرده شوی؛مرا به یاد میاری.
و چه فرسنگ ها فاصله است،از بال های شکسته ی من تا بلندای آرزوهایم.
و چه تلخ است قهوه ی صبح،بی بوسه ی تو.
👍2
Forwarded from اشکِ مآه
من خودم را میان پاییزِ نگاه خسته ی تو جا گذاشتم.
بعضی روزام آدم نمیدونه چشه
همه چیزایی که میخواستیو داری همه چیز همونه که یه روزی دلت میخواست باشه
ولی باز جای یه چیزی خالیه
اون جای خالی نمیذاره خوشحال باشی
البته pms ام بی تاثیر نیست