در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
اینو امروز دیدم و چقدر دلم خواست اسم چنلمو به این تغییر بدم.
از نظر قیمت و طعم قابل قبول بود.
فکرشو نمی کردم ولی دلم واسه دانشگاه، پرسه زدن تو انقلاب و تاتر شهرو کوچه پس کوچه هاش،گپ زدن با اکیپ،خالی کردن ذهنمون و حتی گربه های دانشگاهم تنگ شده بود.
و احساس سبکی ای که الان دارمو مدیون اینام‌.
خیلی خوشحالم که آدما با دیدن آسمون،ماه،شیرکاکاعو،کتاب و گل وگیاه یادم میوفتن حس می کنم رسالتمو به درستی ادا کردم
گفت: میدونی چی اذیتم می کنه؟
با نگاه منتظرم چشم‌دوختم بهش تا حرفشو ادامه بده،ولی انگار نخواست.
چشمای تب دارشو دوخته بود به آسمون،پی چیزی میگشت انگار‌.
با انگشت نم زیر چشمشو پاک کرد؛ زیر لب شروع کرد به زمزمه کردن:آسمان چشم او آیینه کیست!
Forwarded from اُدَیِب
چجوری شادی و غم رو ادغام کنیم:
تنهایی.
امروز روزه گرفتم و شبیه آدمایی شدم که تیر خوردن.
حس میکنم اگه معدم میتونست حرف بزنه میومد میشست جلوم میزد زیر گریه میگفت تروخدا انقد اذیتم نکن دیگه نمیتانم‌.
این پیام رو فور کنید و بگین چه وایبی از چنل و خودم می‌گیرین...منم متقابلا همین کار رو انجام میدم^^
وایب آنه شرلی که تو اتاق زیر شیروونیش، زیر نور کم جون شمع نشسته لب پنجره و با قلم تو دستش به کلمه ها رنگ میبخشه.
به قول یکی از دوستام،من اونقدرم بزرگ نشدم؛ هنوز کوچولوام هنوزم سر چیزای کوچیک بغض میکنمو دلم بغل می خواد این کجاش قابل درک نیست؟
یه ناشناس مهربون بود میگفت هروقت خواستی حرف بزنیو کسی نبود بیا پیش من،من الان میخوام بیام پیشت کجایی؟
ناشناس مهربونم:))))
خوبیه دختر بودن اینه که همیشه گل هندونه واسه توعه.
2
من همون بچه ی ناخلف خانوادم که سنت شکنی میکنه و هیچوقتم واسه رسیدن به خواسته هاش کوتاه نمیاد.
چشمامو رو هم فشار دادم با بغض گفتم:دیگه واقعا تحمل این غمارو ندارم.
چند لحظه ای سکوت کرد،داشت ماهو نگاه می کرد زیر لب جوری که انگار میترسید ستاره ها رو از خواب بیدار کنه گفت:بزرگ میشی اینام یادت میره.
نگاهمو دوختم به نیم رخ آرومش مثل خودش زمزمه وار گفتم:یعنی تو الان غماتو یادت رفته؟!
با یه لبخند تلخ نیم نگاهی بهم انداخت،با همون لحن آروم گفت:اره؛ یعنی نکه یادم رفته باشه ها،فقط غمای بزرگ تر و جدید تر اومدن قبلیارو کمرنگ کردن.
2
1
6
یهو وسط خیابون وایسادم با ذوق گفتم: نگا کن نگا کن اینجا شبیه میدون شهرداری رشته و چیلیک عکسشو ثبت کردم.
3
نتیجه استرس و اورثینکو زیادی اکتیو بودن: