در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
کاش از بعضیا یه نسخه جیبی داشتیم نه؟
آدمارو از عاشق بودن از مهربون بودن از خودشون بودن خسته و پشیمون نکنید.
من تو بهار از ۲۴ ساعت روز ۴۶ ساعتشو خوابم میاد.
ولی پسرای مودب در عین حال شوخ طبع خیلی ترن آنن.
جوری که این کوکا کوچولوها کیوتن>>>>>>>
بچه ها واقعا ذوق میکنم وقتی عکسایی که از آسمون و ابرا و طبیعت و ... می گیرید واسم تو ناشناس میفرستین:')
من با تو قدم زده ام، تمام کوچه های خیال را با تو نوشیده ام،طعم شور اشک را و با تو پرواز کرده ام،بر فراز آرزوهایمان.
آخرین روز از تعطیلاتو با مریضی شروع می کنم قربه الی الله.
خوشحال کردن من خیلی راحته. شما میتونید یه موزیک برام‌ بفرستیدو بگید: وقتی پلی شد یاد تو  افتادم و من تا چند ساعت از این کار ذوق کنم.
تحمل این حجم از دلتنگی و بغض و سرماخوردگی و خستگی و غمو یکجا ندارم.
بغلش کردم بهش گفتم کنارش احساس خوبی دارم و برای نمیدونم چندمین بار گفتم دوسش دارم خندید،گفت چیزی شده جدیدا خیلی بهم میگی اینو!
گفتم راستش واسم سخته ولی دارم سعی میکنم احساساتمو بیان کنم حتی اگه بازخورد خوبی از طرفم نگیرم ترجیح میدم چیزی که احساس میکنمو به زبون بیارم.اگه دل تنگشم بگم دوسش دارم بگم زیبا شده بهش بگم و...
واقعا خیلی خیلی بعدش حالم خوب میشه.
من هیچوقت از بغل کردن آدمای مورد علاقم سیر نمیشم.
کاش زندگی ام حالت Flight mode داشت.
بعضی وقتا خیلی بهش نیاز پیدا میکنم.
-بر او ببخشایید، بر او که در سراسر تابوتش جریان سرخ ماه گذر دارد.
اینو امروز دیدم و چقدر دلم خواست اسم چنلمو به این تغییر بدم.
از نظر قیمت و طعم قابل قبول بود.
فکرشو نمی کردم ولی دلم واسه دانشگاه، پرسه زدن تو انقلاب و تاتر شهرو کوچه پس کوچه هاش،گپ زدن با اکیپ،خالی کردن ذهنمون و حتی گربه های دانشگاهم تنگ شده بود.
و احساس سبکی ای که الان دارمو مدیون اینام‌.
خیلی خوشحالم که آدما با دیدن آسمون،ماه،شیرکاکاعو،کتاب و گل وگیاه یادم میوفتن حس می کنم رسالتمو به درستی ادا کردم
گفت: میدونی چی اذیتم می کنه؟
با نگاه منتظرم چشم‌دوختم بهش تا حرفشو ادامه بده،ولی انگار نخواست.
چشمای تب دارشو دوخته بود به آسمون،پی چیزی میگشت انگار‌.
با انگشت نم زیر چشمشو پاک کرد؛ زیر لب شروع کرد به زمزمه کردن:آسمان چشم او آیینه کیست!
Forwarded from اُدَیِب
چجوری شادی و غم رو ادغام کنیم:
تنهایی.