آدم هایی بودند که خیال می کردم اگر روزی نباشند یک لحظه هم دوام نمی آورم و حالا اسم هایشان به خاطرم نمی آید.
شاید فول به نظر بیاد ولی این چندماهی که از ۲۰ سالگیم باقی مونده رو می خوام تو یه ریلیشن شیپ خفن بگذرونم.
👍4
این بارون حیفه باید بشینی تو بالکن سیگارتو روشن کنی چشماتو ببندی به آرامشی که صدای برخورد قطره ها به زمین و برگ درختا و ماشینا و... داره گوش کنی و نفس بکشی؛مگه قشنگی زندگی به همین لذتای کوچیکش نیست؟
آدم بعضی وقتا دلش یه بغل می خواد که بدونه اون بغله همیشه هست که هروقت نیاز داشت بهش پناه ببره.اینجوری انگیزه می گیره برای تلاش کردن برای خسته شدن برای تجربه کردن برای بیرون اومدن از نقطه ی امنش.
💊1
کاش وقتی دوستام ازم می خوان باهاشون برم بیرون و من خیلی غیر مستقیم می گم که نمیتونم بیام انقدر اصرار نکنن؛درک کن دیگه نمی خوام بیام.
Forwarded from مدفن
#چالش_نوشتن / شب دوم:
بنویس اگه همین امروز زندگیت تموم میشد، حسرت چه کاری به دلت میموند؟
بنویس اگه همین امروز زندگیت تموم میشد، حسرت چه کاری به دلت میموند؟