کاش میتونستم به مدیرمون بگم جون مادرت به من یه هفته مرخصی نده تا من یه بهونه واسه نرفتن خونه فامیل داشته باشم.
کاش میتونستم رو پیامش که منو (عزیزم) خطاب کرده ریپلای کنمو بگم من عزیزِ تو نیستم انقد بهم نگو.
ولی خب زشته.
ولی خب زشته.
تا اینجای زندگی ۲۰ سالگی و سال ۱۴۰۱ عجیب ترینو پر خاطره ترین سال زندگیم بود.
امروز با دوستم درباره خرید گوشی حرف میزدیم بهش گفتم میخوام فلان گوشیو بگیرم ولی خب فعلا پولشو ندارم اونم گفت اره منم چندوقته درگیر پیدا کردن یه قیمت مناسبشم یکم بینمون سکوت شد بعد یهو برگشت با یه خنده تلخ گفت ما الان باید تو این سن دغدغمون خرید خونه و ماشین بود نه گوشی؛ سوز حرفش تا اعماق قلبمو سوزوند حقیقتا.
💊3
میخواستم فردا چندتا شاخه گل بخرم و برم سر مزار جناب شجریان،خیلی جدی داشتم پلن میچیدم که برم و آدرس مزارشونو سرچ کردم و دیدم مشهدن:))))))
🌚4❤1
ساعت ۹ صبح با همون صورت خوابالو و نشُسته راه افتادم که بیام خونه، ترجیح دادم پیاده بیام که یه هوایی تازه کنم و واقعا از صحنه ای که می دیدم تعجب کرده بودم، محله ی همیشه شلوغ ما حالا خالی از هرگونه موجود زنده ای بود زمینا خیس از بارون سحرگاهی و درختای شکوفه زده ای که شکوه و زیباییشونو به رخ می کشیدن. صدای قدمام تو خیابون پخش می شد و گنجشگکا دور هم یکی از آهنگای مورد علاقشونو باهم میخوندن.
گوشیمو دراوردم تااین صحنه رو ثبت کنم ولی یادم افتاد دم صبح خاموش شده بود.
خلاصه که تهران همیشه شلوغ من حالا داره برای خودش وقت میگذرونه و استراحت می کنه و از همیشه زیباتره:)
گوشیمو دراوردم تااین صحنه رو ثبت کنم ولی یادم افتاد دم صبح خاموش شده بود.
خلاصه که تهران همیشه شلوغ من حالا داره برای خودش وقت میگذرونه و استراحت می کنه و از همیشه زیباتره:)
موهامو چتری زدم و حالا همه دارن ازم تعریف میکنن اعتماد بنفسم۱۰/۱۰ =))))))
❤2
وقتی ینفر با کلی انرژی میاد بهتون پیام میده و تک کلمه ای جواب میدین یا یهو میرید و دیگه نمیاید اینو بدونید که از چشم طرفتون میوفتید.
👍2
ترجیح میدهد خودش با خودش قدم بزند؛او تنها کسی است که قرار نیست ترکش کند.
👍1
در آغوش او سیگارش را دود می کند؛ شاید تمام آرامشی که میخواهد همین است.
❤2