امروز همکارم بغل کرد و از اینکه قراره یه هفته نبینتم ابراز دلتنگی کرد.
براش موزیک فرستادم و بهش گفتم این موزیکو اگه بخونه خیلی زیبا میشه دید و چیزی نگفت.
همیشه تو زندگیم از آدمایی خوشم میاد که احتمال باهم بودنمون زیر ۱ درصده.
فوم شستشوی صورتم بوی پاستیل میداد و ضد آفتابم بوی توت فرنگی،تینتمم بوی نوشابه خیلی ترکیب خفنی شده:)))
کاش میتونستم به مدیرمون بگم جون مادرت به من یه هفته مرخصی نده تا من یه بهونه واسه نرفتن خونه فامیل داشته باشم.
کاش میتونستم رو پیامش که منو (عزیزم) خطاب کرده ریپلای کنمو بگم من عزیزِ تو نیستم انقد بهم نگو.
ولی خب زشته.
ولی خب زشته.
تا اینجای زندگی ۲۰ سالگی و سال ۱۴۰۱ عجیب ترینو پر خاطره ترین سال زندگیم بود.
امروز با دوستم درباره خرید گوشی حرف میزدیم بهش گفتم میخوام فلان گوشیو بگیرم ولی خب فعلا پولشو ندارم اونم گفت اره منم چندوقته درگیر پیدا کردن یه قیمت مناسبشم یکم بینمون سکوت شد بعد یهو برگشت با یه خنده تلخ گفت ما الان باید تو این سن دغدغمون خرید خونه و ماشین بود نه گوشی؛ سوز حرفش تا اعماق قلبمو سوزوند حقیقتا.
💊3
میخواستم فردا چندتا شاخه گل بخرم و برم سر مزار جناب شجریان،خیلی جدی داشتم پلن میچیدم که برم و آدرس مزارشونو سرچ کردم و دیدم مشهدن:))))))
🌚4❤1