دارم ثانیه هارو میشمارم که برم خونه مامان بغلم کنه؛بغل خونم به شدت افت کرده.
آدم های بی حاشیه را دوست دارم؛همان هایی که به سادگی زیست می کنند،آنها برایم جذابند.
یکی از دوستای دانشگام گفته به سلیقه خودم یکی از کتابامو واسش ببرم و اسمشو بهش نگم تا سومرایز بشه
الان من نمیدونم باید چی واسش ببرمممم تا خوشش بیاد
این چه کاری بود کردی با من مرددددد.
الان من نمیدونم باید چی واسش ببرمممم تا خوشش بیاد
این چه کاری بود کردی با من مرددددد.
وقتایی که آسمون قشنگه نمیتونم جلو پامو نگاه کنمو با چشمایبی که از ذوق برق میزنه خیره میشم به زیبا ترین خلق خدا.
واسه همینم واژه ی (سر به هوارو)که مخاطبش منم ،زیاد از اطرافیانم میشنوم:)))
در میانِ ابرها
یکی از دوستای دانشگام گفته به سلیقه خودم یکی از کتابامو واسش ببرم و اسمشو بهش نگم تا سومرایز بشه الان من نمیدونم باید چی واسش ببرمممم تا خوشش بیاد این چه کاری بود کردی با من مرددددد.
کتاب شبانگاه و انتخاب کردم چون میدونم به چیزای علمی و تخیلی علاقه داره امیدوارم خوشش بیاد.
Forwarded from Lorelei (Masiha)
از این غمِ عالم که یهو میریزه تو دلم خسته شدم.
اگه دیر به دیر سراغتو می گیرم به خاطر این نیست که واسم مهم نیستی فقط بی حوصلم.
👍1
کاش میشد ازتون بخوام تو دانشگاه وقتتونو تلف نکنید و برید دنبال علاقتون.
👎1