در میانِ ابرها
3 subscribers
517 photos
7 videos
106 links
Download Telegram
Paralyzed
NF
ماریا واسم فرستاد🌚
ناشناس من شبیه موسسه خیریه اس همه توش یه درخواستی ازم دارن.
میشه من هیچی نگم ولی تو بفهمی که چمه؟
ساعت 02:05 دقیقه صبحه و من به شدت بغل میخوام.
ببخشید!شما یکم‌بغل ندارین به من قرض بدین؟ قول میدم فردا بهتون برش گردونم.
🍓1
امیدوارم چشمات همیشه بخندن
شبت بخیر 🫂
من تو خونه انقدر سردمه در یخچالو نمیتونم باز کنم بعد دوستم زنگ زده دارم میام دنبالت بریم آبعلی اسکی .
فکر کردن بهش عذابه
بامنی که از ۲۴ ساعت روز ۲۵ ساعتشو تپش قلب دارم از اضطراب صحبت نکن.
👍1
حس میکنم خدا جمعه ها به فرشته هاش میگه پاشید برید تو ایران یکم گرده غم بپاشید رو سرشون حالشون بدتر شه وگرنه این حجم از غم جمعه ها طبیعی نیست.
🍓5
از لحاظ روحی احتیاج دارم با جمع کثیری از دوستان نزدیکم که پایه دیوانه بازی هستن در یک ون درحال عبور از پیچ و خم جاده چالوس به مقصد جنگل های شمال باشیم و موزیک خوشگلا باید برقصن گوش بدیم.
🍓4
دانشگاه آزاد:
گرفتن پول هنگفت در ازای خدمات جفنگ.
🗿4
دانه بشم،باران شدن بلدی؟
امان از بغض های ناخوانده.
تو انقلاب که قدم میزدم سوز سرما تا مغز استخونم نفوذ میکرد یه جورایی تمام بدنم بی حس شده بود کلاه پافرمو کشیدم رو موهامو تا پیشونیم پایین اوردم باد تندی اومد و همراهشم بوی ساندویچ بندری باعث شد از افکارم پرت بشم بیرون،سرجام وایسادم و یادم‌ اومد خیلی وقته از ساعت نهار گذشته و من از دیشب چیزی نخوردم راهمو به سمت بوی خوشمزه ای که میومد کج کردم با دستای بی حس شده از سرما ساندویچی که از سلامت محتویاتش مطمعن نبودمو تو پارک دانشجو با اشتها خوردم و بعد مدتها احساس کردم هنوزم زندم.
دلم میخواد برای ینفر شازده کوچولو بخونم.