روحم گمشده
میخوام واسش یه اعلامیه بزنم با این مضمون که :(یک عدد روح خسته و درمانده گمشده است،در صورت یافتنش تیمارش کنید.)
میخوام واسش یه اعلامیه بزنم با این مضمون که :(یک عدد روح خسته و درمانده گمشده است،در صورت یافتنش تیمارش کنید.)
روحم سرکش شده سرجاش بند نمیشه رفته یه کنج خلوت و دور زار زار گریه میکنه و اشکاش چکه میکنه روی قلب زخمیم و شوریش آتیش میزنه به زخمام و تازشون میکنه
دلم میخواد دست یکیو بگیرم با یه کوله که توش دوتا کروسان و دوتا شیرکاکاعو گذاشتیم با یه فلاسک چای بزنیم تو دل جنگل بعد بشینیم تا صبح دورآتیش به آسمون نگاه کنیم و سکوت کنیم
الان که فکر میکنم من بجز یه نفر دیگه هیچ دوستی که بتونم باهاش برم بیرونو خوش باشم ندارم