Moonllenge*.✧
3 subscribers
170 photos
104 links
My challenges
چنل اصلی:
@M00NTASTIC
Download Telegram
Shōbu Garden, Meiji Shrine, Tokyo
- Hasui Kawase, 1951

بازدیدکنندگان در باغ شوبو، معبد میجی از زنبق‌های پرشکوفه لذت می‌برند. هاسوی به ندرت جنگ را که کشورش را ویران کرد، در این تصاویر پس از جنگ نمایش می‌دهد. او ترجیح می‌دهد بر جنبه های ناب، تغییر نیافته، و صلح‌آمیز ژاپن تمرکز کند. معبد میجی در جنگ ویران شد و تا سال ۱۹۵۸ بازسازی نشد. این معبد به ارواح امپراتور میجی و همسرش، امپراتریس شوکن، تقدیم شده است.

امپراتور میجی اولین امپراتور ژاپن مدرن بود. او در سال ۱۸۵۲ به دنیا آمد و در سال ۱۸۶۷ در اوج اصلاحات میجی، زمانی که دوران فئودالی ژاپن به پایان رسید و امپراتور به قدرت بازگردانده شد، به سلطنت رسید. در طول دوره میجی، ژاپن خود را مدرن و غربی کرد تا هنگامی که امپراتور میجی در سال ۱۹۱۲ درگذشت، به قدرت های بزرگ جهان بپیوندد.
https://t.me/shigure_ssi
Girl Reading a Letter at an Open Window
- Johannes Vermeer, 1657–1659

تا سال ۲۰۲۰، این چیدمان با شهرت جهانی، زن جوانی را در حال خواندن در اتاقی با سقف بلند و دیوار پشتی سفید و لخت نشان داده بود. دیوار سفید اتاق دارای نقاشی رویی بزرگی بود که برای مدتی طولانی شناخته شده بود و همیشه به خود فرمیر نسبت داده می‌شد. با این حال، تحقیقات علمی اخیراً بدون شک ثابت کرده است که نقاشی رویی خفیف در نیمه بالایی تصویر از دست این هنرمند تولید نشده است. موتیف کوپیدو، که دیوار را به عنوان "تصویر درون تصویر" آراسته، مدت‌ها پس از مرگ فرمیر به دست دیگری از نقاشی پاک شده است. همراه با سفارشی از کارشناسان، تصمیم گرفته شد که این نقاشی رویی به عنوان بخشی از یک پروژه ترمیم دیدنی حذف شود و به این ترتیب نقاشی به شکل اولیه خود، که مورد نظر هنرمند بوده، بازگردانده شود. اکنون، دیوار شامل تصویر کوپیدو می‌شود که با کمانی در دست راست و بازوی چپش بالا رفته ایستاده است. اشاره واضح‌تری از محتوای عاشقانه پنهان نامه در دست دختر جوان برای بیننده معاصر به سختی قابل تصور بود.
https://t.me/Qarghedarabi
Behind the Curtain at the Ballet
- Henri Gervex, c. 1890

آنری ژروکس نقّاشی فرانسوی بود که هنر نقاشی را زیر نظر الکساندر کابانل، پییِر-نیکلا بریست و اوژن فرومنتن (عضو فرهنگستان هنر کلاسیک در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم میلادی) آموزش دید. در ابتدای زندگی حرفه‌ایش بیشتر صحنه‌های اساطیری را به سبک فرهنگستانی (آکادمیک) نقاشی می‌کرد. از سال ۱۸۷۷ سبک آسان‌تری را برگزید و از زندگی معاصر [برای خلق آثارش] الهام می‌گرفت. او پیکرهای بسیاری از بانوان، اغلب عریان، نقاشی کرد. ژروکس با هنرمندان امپرسیونیستی نشست و برخاست می‌کرد که در کافه‌های محله‌ی آتن نوول، منطقه‌ی ۹ کنونی پاریس، با آنها آشنا می‌شد. نفوذ ژروکس به عنوان عضوی از هئیت [هنری] برای ورود دوستش، مانه، به نمایشگاه سالن موثر بود. او همچنین دوست دگا و از همراهان همیشگی رنوآر بود. ژروکس در سال ۱۸۷۶، مدل شخصیت مرد در اثر تاب از رنوآر بود که در نقاشی رقص در مولن دو لا گالت نیز ظاهر می‌شود. 
https://t.me/ItsAboutSamin
View of Oudezijds Voorburgwal with the Oude Kerk in Amsterdam
- Jan van der Heyden, 1670

آنری ژروکس نقّاشی فرانسوی بود که هنر نقاشی را زیر نظر الکساندر کابانل، پییِر-نیکلا بریست و اوژن فرومنتن (عضو فرهنگستان هنر کلاسیک در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم میلادی) آموزش دید. در ابتدای زندگی حرفه‌ایش بیشتر صحنه‌های اساطیری را به سبک فرهنگستانی (آکادمیک) نقاشی می‌کرد. از سال ۱۸۷۷ سبک آسان‌تری را برگزید و از زندگی معاصر [برای خلق آثارش] الهام می‌گرفت. او پیکرهای بسیاری از بانوان، اغلب عریان، نقاشی کرد. ژروکس با هنرمندان امپرسیونیستی نشست و برخاست می‌کرد که در کافه‌های محله‌ی آتن نوول، منطقه‌ی ۹ کنونی پاریس، با آنها آشنا می‌شد. نفوذ ژروکس به عنوان عضوی از هئیت [هنری] برای ورود دوستش، مانه، به نمایشگاه سالن موثر بود. او همچنین دوست دگا و از همراهان همیشگی رنوآر بود. ژروکس در سال ۱۸۷۶، مدل شخصیت مرد در اثر تاب از رنوآر بود که در نقاشی رقص در مولن دو لا گالت نیز ظاهر می‌شود.
https://t.me/into_D
1
Cat with a Lantern
- Kobayashi Kiyochika, 1877-81

کوبایاشی کیوچیکا هنرمند ژاپنی اوکی‌یوئه بود که بیشتر به خاطر چاپ‌های چوبی رنگی و تصاویرگری‌ روزنامه‌ها شهرت داشت. آثار او مدرنیزاسیون و غربی‌سازی سریع ژاپن را در طول دوره میجی (۱۸۶۸-۱۹۱۲) مستندسازی می‌کند و حسی از نور و سایه به نام kōsen-ga  را با الهام از تکنیک‌های هنر غربی به کار می‌گیرد. نقش‌چوبی او با گربه که امروز ارائه می‌دهیم نمونه خوبی از چنین تاثیری است. آثار او برای اولین بار در دهه ۱۸۷۰ با چاپ‌هایی از ساختمان‌ها با آجر قرمز و قطارهایی که پس از بازسازی میجی زیاد شده بود، مخاطب خود را پیدا کرد؛ چاپ‌های او از نخستین جنگ چین و ژاپن در سال های ۱۸۹۴ و ۱۸۹۵ نیز محبوب بودند. چاپ نقش‌چوبی در این دوره محبوبیت خود را از دست داد و بسیاری از کلکسیونرها آثار کوبایاشی را آخرین نمونه مهم از اوکی‌یوئه می‌دانند.
https://t.me/newchi_uwu
Woman on the Balcony
- Carl Gustav Carus, 1842

نقاشی کوچک زن متفکر در بالکن را می‌توان به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نمونه‌ها در نظر گرفت که کاروس در برخی مواقع از دوست و مربی خود کاسپار داوید فردریش الهام گرفته است. هرچند بعدها در دوران بازتاب نظری افکارش درباره‌ی نقاشی‌های منظره و همینطور آثار اجراشده‌‌ی خود، از پیوند نزدیکش با فردریش دور شد. از طرفی دیگر کاروس در اثر زنی در ایوان از فریدریش اقتباس کرد. نگاه خیره‌ی زن جوان با لباس بلند تیره که به طور نیم‌رخ از بیننده‌‌ی تصویر روی برگردانده‌است، از ایوان نرده‌کشی‌شده به مسافت دوردست با رشته کوه آبی-خاکستری زیر آسمان بلندِ غرق در سرخی تابناک معطوف است. حس‌وحالی اندوهگین و محزون در این هم‌کلامی غریبانه با طبیعت وجود دارد و در زمینه‌ی اثر، کاخ گوتیک دیده می‌شود که کاملا حس قرون وسطایی را نشان می‌دهد. اشتیاق، به عنوان یک موتیف اصلی رمانتیسیسم، به صورت تصویری و به شیوه‌ای احساسی بیان می‌شود. احساسات رمانتیک به منصه‌ی ظهور می‌رسد و بیننده می‌تواند با فیگور موجود در تصویر همدلی کند.
https://t.me/SeoHyunjinnie
Helen Vincent, Viscountess D'Abernon
- John Singer Sargent, 1904

هلن وِنِتیا وینسنت، ویکنتس دابرنون نجیب‌زاده‌ای سرشناس و وقایع‌نگار بریتانیایی بود. جان سینگر سارجنت، پرتره‌نگار برجسته عصر طلایی ایالات متحده، او را در سال ۱۹۰۳ در ونیز ملاقات کرد، یک سال قبل از نقاشی شدن پرتره او. نگاهی به کانال بزرگ از میان طارمی در گوشه سمت چپ پایین نقاشی امروز قابل مشاهده است. لیدی هلن به طور گسترده در محافل خود به عنوان یکی از زیبا رویان عصر شناخته می‌شد، زنی با جذابیت و تمایز کمیاب، که در آن زمان یک فرد سرشناس بریتانیایی و همسر سرمایه دار و دیپلمات سر ادگار وینسنت بود. سارجنت بر تمامی این نکات تاکید کرد. او اعضای بدن لیدی هلن را کشیده کرد و بر ظرافت او تأکید کرد، در حالی که لباس مشکی بر پوست سفید شیری او تأکید می‌کرد، نشانی از اشرافیت او. نگاه مستقیم اما متفکر او نشان از هوش او دارد: او همچنین عضوی از The Souls بود، یک گردهمایی از سیاستمداران روشنفکر، نویسندگان، دانشمندان و هنرمندان، که شامل آرتور بالفور، جورج کرزن، هنری جیمز، و ایدیت وارتون بود.
https://t.me/minsdairy
Grove of Large Oak Trees at the Edge of a Pond
- Jacob van Ruisdael, 1665

مرکز زمین میانی توسط بلوط‌های پیچ‌وتاب‌خورده‌ای اشغال شده‌است، این بلوط‌ها در بالای افق کم ارتفاع به جلوه‌ای چشمگیر تبدیل شده‌اند. در سایه، گاوها و گوسفندان زیر نظر چوپان در حال چرا هستند. این پیکر‌های معروف به عناصر فرعی، به تصویر زندگی می‌بخشند و تنهایی را از آن می‌زدایند. خود روئیزدال آن‌ها را نقاشی نکرده‌ بلکه هنرمندی که در کشیدن عناصر فرعی تخصص داشته آن‌ها را اضافه کرده‌است. 

در سمت راست، ابری قدرتمند و در حال شکل‌گیری برفراز منظره‌ای انبوه از تپه‌ها سر به فلک کشده‌است. در همان پیش‌زمینه درخت شکسته‌ی واژگون‌شده‌ای بر زمین افتاده‌است. این تصویری ساده نیست بلکه نماد نیرویی نمایشی از ناپایداری روزگار حتی برای نیرومندان و والامقامان است. در نتیجه، نقاشی روئیزدال نمی‌خواهد صرفا تصویرگری‌ای از واقعیت منظره باشد، بلکه می‌خواهد همچون تمثیل به آن نگاه شود. در این نقاشی، هنرمند تنظیم ترکیب‌بندی ساده از نقاشی‌های هلندی را با نوآوری ایتالیایی‌ها درآمیخته و منظره‌ای حماسی خلق کرده‌است. 
https://t.me/romiuw
2
- Identity ²⁰⁰³

+ "It's your birthday next week? It's my birthday next week. The 10th."
_ "Me too."


For: 🎞
- All The Bright Places ²⁰²⁰

+ "Where would you go if you could go anywhere?"
_ "I'd go to a place no one's ever been before. Undiscovered. Untouched."


For: 🎞
- Psychopath Diary ²⁰¹⁹

+ "Actually the bet is already made. I did."
_ "What did you bet on?"
+ "You guys' lives."


For: 🎞
آب مقاومت نمی کند. آب جاری می شود. وقتی دستت را در آن فرو می کنی، تنها چیزی که حس می کنی یک نوازش است. آب یک دیوار محکم نیست، شما را متوقف نخواهد کرد. اما آب همیشه به جایی که می‌خواهد می‌رود و در نهایت هیچ چیز نمی‌تواند در برابر آن بایستد. آب صبور است. چکیدن آب سنگ را از بین می برد. یادت باشه فرزندم، یادت باشه تو نیمی آب هستی. اگر نمی توانید از مانعی عبور کنید، آن را دور بزنید. آب این کار را انجام می دهد.

- مارگارت اتوود، پنلوپیاد

For:
گرگ و میش است امن ترین زمان روز برای ما است. راحت ترین زمان اما غم انگیزترین، به نوعی... پایان یک روز دیگر، بازگشت شب. تاریکی خیلی قابل پیش بینی است، اینطور فکر نمی کنی؟

- استفانی مایر، گرگ و میش

For:
شاید هیچ پدیده‌ای وجود نداشته باشد که به اندازه «خشم اخلاقی» حاوی احساس مخربی باشد، که اجازه می‌دهد حسادت یا نفرت تحت پوشش فضیلت اعمال شود.

- اریش فروم، انسان برای خود

For:
من دیروز لبخند می زدم، امروز می خندم و فردا لبخند می زنم، فقط به این دلیل که زندگی برای گریه کردن برای هر چیزی کوتاه تر از آن است.

- سانتوش کلوار، هر روز از من نقل قول کن

For: