For you:
ربکا:
ربکا یکی از شاهکار های ادبیات قرن بیستمه. داستان از جایی شروع میشه که یه دختر خدمتکار، عاشق یه مرد جوان میشه. همسر اول اون مرپ که ربکا نام داره، در جریان سانحهی قایقسواری غرق شده، اما روح او خانه را ترک نکرده است و در جای جای خانه و همچنین در رفتار خانم دانورس، خدمتکار عمارت، میشود حضور او را حس کرد. یه عاشقانه و داستان جنایی و معمایی عالی.
ربکا:
ربکا یکی از شاهکار های ادبیات قرن بیستمه. داستان از جایی شروع میشه که یه دختر خدمتکار، عاشق یه مرد جوان میشه. همسر اول اون مرپ که ربکا نام داره، در جریان سانحهی قایقسواری غرق شده، اما روح او خانه را ترک نکرده است و در جای جای خانه و همچنین در رفتار خانم دانورس، خدمتکار عمارت، میشود حضور او را حس کرد. یه عاشقانه و داستان جنایی و معمایی عالی.
For you:
تو:
با توجه به کتاب های مورد علاقه ات(با وجود اینکه گفته بودم ژانر بگید😂) به نظر میاد به ژانر تریلر علاقه داری. تو یکی از معروف ترین کتاب های ژانر تریلر معاصره و در مورد پسریه که توی یه کتاب فروشی کار میکنه و به یه دختر علاقه مند میشه. کم کم این علاقه شکل وسواس گونه به خودش میگیره و جایی میرسه که حتی از قتل به خاطرش هم ترسی نداره.
تو:
با توجه به کتاب های مورد علاقه ات(با وجود اینکه گفته بودم ژانر بگید😂) به نظر میاد به ژانر تریلر علاقه داری. تو یکی از معروف ترین کتاب های ژانر تریلر معاصره و در مورد پسریه که توی یه کتاب فروشی کار میکنه و به یه دختر علاقه مند میشه. کم کم این علاقه شکل وسواس گونه به خودش میگیره و جایی میرسه که حتی از قتل به خاطرش هم ترسی نداره.
Telegram
𝘾𝙝𝙚𝙧𝙧𝙞𝙚𝙨 𝙖𝙣𝙙 𝙘𝙞𝙜𝙖𝙧𝙚𝙩𝙩𝙚𝙨
𝘐𝘵’𝘴 𝘧𝘶𝘯𝘯𝘺 𝘩𝘰𝘸 …𝘵𝘩𝘦 𝘸𝘢𝘳𝘯𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘪𝘨𝘯𝘴 𝘤𝘢𝘯 𝘧𝘦𝘦𝘭 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘺’𝘳𝘦 𝘣𝘶𝘵𝘵𝘦𝘳𝘧𝘭𝘪𝘦𝘴
[ t.me/HidenChat_Bot?start=816279420 ]
[ t.me/HidenChat_Bot?start=816279420 ]
For you:
ارباب حلقه ها:
نیازی نیست که خیلی از این کتاب تعریف کنم. ارباب حلقه ها یکی از بهترین اثار ادبیات جهانه. دنیای فانتزی ای که تالکین با بهره گیری از افسانه ها ساخته حیرت آوره. الف ها، کوتوله ها، هابیت ها، ساحران و جادوگران، همه و همه توی این کتاب وجود دارن و برای کسایی که به ژانر فانتزی علاقه دارن بهترینه.
ارباب حلقه ها:
نیازی نیست که خیلی از این کتاب تعریف کنم. ارباب حلقه ها یکی از بهترین اثار ادبیات جهانه. دنیای فانتزی ای که تالکین با بهره گیری از افسانه ها ساخته حیرت آوره. الف ها، کوتوله ها، هابیت ها، ساحران و جادوگران، همه و همه توی این کتاب وجود دارن و برای کسایی که به ژانر فانتزی علاقه دارن بهترینه.
❤1
For you:
تام سایر و هاکلبری فین:
کتاب های ژانر رئالیسم تو ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر همیشه موضوع جذابی بودن. ماجرا های تام سایر به روایت حال و هوای دوران کودکی نویسنده میپردازه و به گفته ی نویسنده، داستان سه تا از همکلاسی هاشه که همه رو تو وجود یه شخصیت خلاصه کرده. هاکلبری فین هم ادامه ی تام سایره و اون هم تقریبا حال و هوای یکسانی داره.
تام سایر و هاکلبری فین:
کتاب های ژانر رئالیسم تو ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر همیشه موضوع جذابی بودن. ماجرا های تام سایر به روایت حال و هوای دوران کودکی نویسنده میپردازه و به گفته ی نویسنده، داستان سه تا از همکلاسی هاشه که همه رو تو وجود یه شخصیت خلاصه کرده. هاکلبری فین هم ادامه ی تام سایره و اون هم تقریبا حال و هوای یکسانی داره.
Telegram
Moon
“ It Feels Like There's No Gravity
Standing Here With You
You Must Be From Another Galaxy
Way Past The Moon “
http://t.me/HidenChat_Bot?start=167616337
Standing Here With You
You Must Be From Another Galaxy
Way Past The Moon “
http://t.me/HidenChat_Bot?start=167616337
❤1
For you:
کتابخانه نیمه شب:
بیشتر کتاب به اینکه زندگی ارزشمنده میپردازه. کتاب این رو میگه که سختی ها و حسرت ها وجود دارن، ولی زندگی زیباست و نباید از دستش بدیم. و البته از خیلی از جهات، میشه به این کتاب به عنوان یه کتاب فلسفی هم نگاه کرد، چون برای زندگی کردن و زیبایی های زندگی دلیل و منطق میاره.
کتابخانه نیمه شب:
بیشتر کتاب به اینکه زندگی ارزشمنده میپردازه. کتاب این رو میگه که سختی ها و حسرت ها وجود دارن، ولی زندگی زیباست و نباید از دستش بدیم. و البته از خیلی از جهات، میشه به این کتاب به عنوان یه کتاب فلسفی هم نگاه کرد، چون برای زندگی کردن و زیبایی های زندگی دلیل و منطق میاره.
For you:
خانه خانم پریگرین برای بچه های خاص:
این کتاب داستان یه پسر به اسم جیکوبه که پدر بزرگش همیشه براش داستان هایی از مکانی که بچه های عجیب غریب یا با توانایی های خاص زندگی میکردن تعریف میکنه. یه روز، پدر بزرگ جلوی چشم های جیکوب توسط یه هیولا کشته میشه، هیولایی که جیکوب تا به حال ندیده بود. بعد ها با گشتن تو خونه پدربزرگش نامه هایی از اون مکان پیدا میکنه. داستان های کودکانه ی پدر بزرگش واقعیت بودن؟ این کتاب ترکیبی از ژانر معمایی و فانتزی و ترسناکه.
خانه خانم پریگرین برای بچه های خاص:
این کتاب داستان یه پسر به اسم جیکوبه که پدر بزرگش همیشه براش داستان هایی از مکانی که بچه های عجیب غریب یا با توانایی های خاص زندگی میکردن تعریف میکنه. یه روز، پدر بزرگ جلوی چشم های جیکوب توسط یه هیولا کشته میشه، هیولایی که جیکوب تا به حال ندیده بود. بعد ها با گشتن تو خونه پدربزرگش نامه هایی از اون مکان پیدا میکنه. داستان های کودکانه ی پدر بزرگش واقعیت بودن؟ این کتاب ترکیبی از ژانر معمایی و فانتزی و ترسناکه.
Telegram
Vinny
You can contact @na_gi_sa right away.
For you:
شیر، کمد و جادوگر:
چهار خواهر و برادر انگلیسی در زمان جنگ جهانی دوم توسط مادرشان برای حفظ امنیت به یه خونه بزرگ و قدیمی تو روستا میرن. لوسی که کوچک ترین بچه است، از طریق یه کمد لباس جادویی، راهی برای رفتن به دنیای دیگه ای پیدا میکنه، دنیای نارنیا.
این کتاب، اولین کتاب از مجموعه سرزمین نارنیاست. سرزمین نارنیا یکی از مشهورترین و بهترین کتاب های فانتزی دنیاست.
شیر، کمد و جادوگر:
چهار خواهر و برادر انگلیسی در زمان جنگ جهانی دوم توسط مادرشان برای حفظ امنیت به یه خونه بزرگ و قدیمی تو روستا میرن. لوسی که کوچک ترین بچه است، از طریق یه کمد لباس جادویی، راهی برای رفتن به دنیای دیگه ای پیدا میکنه، دنیای نارنیا.
این کتاب، اولین کتاب از مجموعه سرزمین نارنیاست. سرزمین نارنیا یکی از مشهورترین و بهترین کتاب های فانتزی دنیاست.
For you:
مغازه خودکشی:
این یکی از کتاب های مورد علاقمه. داستان یه خانواده است که توی مغازه شون، وسایلی که برای خودکشی نیازه رو به مردم میفروشن و اونا رو ترغیب میکنن که جونشون رو بگیرن. طنز و کنایه های موجود در کتاب خیلی از نظرم جذابه.
مغازه خودکشی:
این یکی از کتاب های مورد علاقمه. داستان یه خانواده است که توی مغازه شون، وسایلی که برای خودکشی نیازه رو به مردم میفروشن و اونا رو ترغیب میکنن که جونشون رو بگیرن. طنز و کنایه های موجود در کتاب خیلی از نظرم جذابه.
For you:
جایی که عاشق بودیم:
این کتاب، کتاب مورد علاقه ام تو امسال بود. داستان به جز روند داستانی خودش، جنبه ی روانشناسی هم داره و به خوبی بیماری روانی(نمیگم چی که اسپویل نشه😂) رو به تصویر میکشه. همچنین به موضوعات مهمی از جمله سلامت روان و خودکشی توجه میکنه.
جایی که عاشق بودیم:
این کتاب، کتاب مورد علاقه ام تو امسال بود. داستان به جز روند داستانی خودش، جنبه ی روانشناسی هم داره و به خوبی بیماری روانی(نمیگم چی که اسپویل نشه😂) رو به تصویر میکشه. همچنین به موضوعات مهمی از جمله سلامت روان و خودکشی توجه میکنه.
Telegram
|𝙰𝚏𝚝𝚎𝚛|
𝘈𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘢𝘭𝘭 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘱𝘢𝘪𝘯,𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘢𝘭𝘪𝘷𝘦, 𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘴𝘩𝘪𝘯𝘪𝘯𝘨 𝘢𝘯𝘥 𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘮𝘺𝘴𝘦𝘭𝘧.
𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-721943-nUWIJLf
𝖴𝗇𝗄𝗇𝗈𝗐𝗇:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-721943-nUWIJLf
For you:
قصر آبی:
کتاب داستان دختریه که میفهمه فقط یک سال دیگه زنده است و سعی میکنه توی مدت کمی که داره، واقعا زندگی کنه و از زیر سلطه ی خانواده ی سخت گیر و رو مخش در بیاد. توی این یه سال عشق رو پیدا میکنه و به خوشبخت ترین زمان زندگیش دست پیدا میکنه. این کتاب یکی از کلاسیک های معروف و از عاشقانه های شیرین ادبیاته.
قصر آبی:
کتاب داستان دختریه که میفهمه فقط یک سال دیگه زنده است و سعی میکنه توی مدت کمی که داره، واقعا زندگی کنه و از زیر سلطه ی خانواده ی سخت گیر و رو مخش در بیاد. توی این یه سال عشق رو پیدا میکنه و به خوشبخت ترین زمان زندگیش دست پیدا میکنه. این کتاب یکی از کلاسیک های معروف و از عاشقانه های شیرین ادبیاته.
Telegram
Just fucking me:)
Isfj
And just nothing else
https://t.me/BiChatBot?start=sc-765433-bny23K3
And just nothing else
https://t.me/BiChatBot?start=sc-765433-bny23K3
The Seine at Rouen
- Claude Monet, 1872
"بسیاری در مقابل این ترکیبات میخندند؛ اما من، قلبم گرفت. این هنرمندان خودخوانده، خود را ساختارشکن، امپرسیونیست، مینامند؛ آنها یک بوم، رنگ، و قلمموها را برمیدارند، چند رنگ را کنار هم میگذارند، و آن را امضا میکنند... نمونههایی وحشتناک از غرور انسان، که خود را در جنون گم میکند..."
در پیشزمینه، سن خاکستری-سبز در تمام عرض تصویر کشیده شده است، و قایق احتمالاً تا حدودی مورب در رودخانه قرار دارد، زیرا ساحل در لبه سمت چپ تصویر ظاهر شده است. مانند یک استافج قدیمی، یک کشتی دو دکل منظره را به سمت مرکز، به سمت شهر و دیگر کشتیها هدایت میکند، اما پیکر شهر در مه تار میشود. همانند پیسارو، مونه افق را به شدت موزون (rhythmized) و منحل کرده است؛ آب و ابر مهمتر بودند.
https://t.me/hwGYui
- Claude Monet, 1872
"بسیاری در مقابل این ترکیبات میخندند؛ اما من، قلبم گرفت. این هنرمندان خودخوانده، خود را ساختارشکن، امپرسیونیست، مینامند؛ آنها یک بوم، رنگ، و قلمموها را برمیدارند، چند رنگ را کنار هم میگذارند، و آن را امضا میکنند... نمونههایی وحشتناک از غرور انسان، که خود را در جنون گم میکند..."
در پیشزمینه، سن خاکستری-سبز در تمام عرض تصویر کشیده شده است، و قایق احتمالاً تا حدودی مورب در رودخانه قرار دارد، زیرا ساحل در لبه سمت چپ تصویر ظاهر شده است. مانند یک استافج قدیمی، یک کشتی دو دکل منظره را به سمت مرکز، به سمت شهر و دیگر کشتیها هدایت میکند، اما پیکر شهر در مه تار میشود. همانند پیسارو، مونه افق را به شدت موزون (rhythmized) و منحل کرده است؛ آب و ابر مهمتر بودند.
https://t.me/hwGYui
Starry Night
- Vincent van Gogh, 1889
این نقاشی که در ژوئن ۱۸۸۹ نقاشی شده است، و نمایانگر آسمانی پر ستاره، بر فراز دهکدهای خیالیست. اما درواقع این اثر نماییست از پنجرهی شرقی اتاق ون گوگ در بيمارستان روانی دهکده سنت رمی پروونس که درست لحظهی قبل از سپیدهدم را مینمایاند. ون گوگ بلافاصله پس از ورودش به آرل در فوریه ۱۸۸۸، به برادرش تئو نوشت: «من به نمایی از یک شب پرستاره به همراه درختان سرو نیاز دارم که شاید بر فراز یک مزرعه با گندمهای رسیده باشد؛ اینجا واقعا شبهای زیبایی دارد.» در همان هفته، او به یکی از دوستان خود، امیل برنارد، چنین نوشت: «یک آسمان پرستاره دقیقا چیزی است که دوست دارم به آن بپردازم، درست همانگونه که در طی روز میکوشم یک چمنزار سبز رنگ، آمیخته با قاصدکها را نقاشی کنم.» این اثر درواقع تجلیگر اشتیاق ون گوگ است.
https://t.me/istpsmind
- Vincent van Gogh, 1889
این نقاشی که در ژوئن ۱۸۸۹ نقاشی شده است، و نمایانگر آسمانی پر ستاره، بر فراز دهکدهای خیالیست. اما درواقع این اثر نماییست از پنجرهی شرقی اتاق ون گوگ در بيمارستان روانی دهکده سنت رمی پروونس که درست لحظهی قبل از سپیدهدم را مینمایاند. ون گوگ بلافاصله پس از ورودش به آرل در فوریه ۱۸۸۸، به برادرش تئو نوشت: «من به نمایی از یک شب پرستاره به همراه درختان سرو نیاز دارم که شاید بر فراز یک مزرعه با گندمهای رسیده باشد؛ اینجا واقعا شبهای زیبایی دارد.» در همان هفته، او به یکی از دوستان خود، امیل برنارد، چنین نوشت: «یک آسمان پرستاره دقیقا چیزی است که دوست دارم به آن بپردازم، درست همانگونه که در طی روز میکوشم یک چمنزار سبز رنگ، آمیخته با قاصدکها را نقاشی کنم.» این اثر درواقع تجلیگر اشتیاق ون گوگ است.
https://t.me/istpsmind
Landscape with Arch Bridge
- Rembrandt van Rijn, ca. 1638
نور خورشید که از سمت چپ آمده، در گروه درختانی که در مرکز تصویر قرار دارند، جمع میشود و روشنترین ناحیه تصویر را شکل میدهد که همزمان مرز بین ناحیه روشن در سمت چپ و بخش تاریکتر در سمت راست را نشان میدهد. تقسیم دو نیمه تصویر به دو منظره کاملا متفاوت، تاثیر اتمسفریک خاصی را به اثر بخشیده است.
بیش از ۳۰ سال تصور میشد که منظره با پل قوسی اثر یکی از شاگردان رامبراند به نام گُورت فلینک Govert Flinck)) باشد. سپس، کشف مجدد نشان داد که این اثر توسط خود استاد تولید شده است. این نقاشی در سال ۱۹۲۴ در کلکسیون برلین پذیرفته شد؛ تا دههی ۱۹۸۰ اثری معتبر توسط رامبرانت هارمنزون فان راین به حساب میآمد. در سال ۱۹۸۹، طی بررسیهایی که به عنوان بخشی از پروژه تحقیقاتی رامبرانت انجام شد، این نقاشی به عنوان اثری از رامبراند حذف شد و به گورت فلینک نسبت داده شد. با این حال، تحقیقات جدیدتر و تحلیل تصویربرداری انجام شده با فناوری که در آن زمان در دسترس نبود، اکنون به طور قطع تایید کرده است که این اثر یک رامبرانت واقعی است.
https://t.me/IAMMarcey
- Rembrandt van Rijn, ca. 1638
نور خورشید که از سمت چپ آمده، در گروه درختانی که در مرکز تصویر قرار دارند، جمع میشود و روشنترین ناحیه تصویر را شکل میدهد که همزمان مرز بین ناحیه روشن در سمت چپ و بخش تاریکتر در سمت راست را نشان میدهد. تقسیم دو نیمه تصویر به دو منظره کاملا متفاوت، تاثیر اتمسفریک خاصی را به اثر بخشیده است.
بیش از ۳۰ سال تصور میشد که منظره با پل قوسی اثر یکی از شاگردان رامبراند به نام گُورت فلینک Govert Flinck)) باشد. سپس، کشف مجدد نشان داد که این اثر توسط خود استاد تولید شده است. این نقاشی در سال ۱۹۲۴ در کلکسیون برلین پذیرفته شد؛ تا دههی ۱۹۸۰ اثری معتبر توسط رامبرانت هارمنزون فان راین به حساب میآمد. در سال ۱۹۸۹، طی بررسیهایی که به عنوان بخشی از پروژه تحقیقاتی رامبرانت انجام شد، این نقاشی به عنوان اثری از رامبراند حذف شد و به گورت فلینک نسبت داده شد. با این حال، تحقیقات جدیدتر و تحلیل تصویربرداری انجام شده با فناوری که در آن زمان در دسترس نبود، اکنون به طور قطع تایید کرده است که این اثر یک رامبرانت واقعی است.
https://t.me/IAMMarcey
❤1
Seaside
- James Tissot, 1878
ژَک تیسو، با نام انگلیسیشدهی جیمز تیسو، نقّاش و تصویرگر فرانسوی بود و پیش از نقل مکان کردن به لندن در سال ۱۸۷۱، نقّاش موفقی در جامعهی پاریس به شمار میآمد. او به عنوان یک نقّاش سبک خرده به شهرت رسید که خانمهای شیکپوش را در صحنههای مختلف زندگی روزمره به تصویر میکشید.
این نقاشی به سری آثار تمثیلی از ماههای مختلف سال تعلق دارد. ژست راحت خانم نشسته و ساحل در دوردست حاکی از تعطیلات تابستانی در کنار دریاست. آفتاب درخشان بر روی شنها بازتاب شده و از سایبان به داخل اتاق راه یافته، جایی که نور از لباس چیندار خانم بر روی صورتش منعکس میشود. هویت مدل این اثر را به کتلین نیوتون، معشوقهی انگلیسی تیسو از سال ۱۸۷۶ تا مرگش در سال ۱۸۸۲، نسبت دادهاند.
https://t.me/GayyJokes
- James Tissot, 1878
ژَک تیسو، با نام انگلیسیشدهی جیمز تیسو، نقّاش و تصویرگر فرانسوی بود و پیش از نقل مکان کردن به لندن در سال ۱۸۷۱، نقّاش موفقی در جامعهی پاریس به شمار میآمد. او به عنوان یک نقّاش سبک خرده به شهرت رسید که خانمهای شیکپوش را در صحنههای مختلف زندگی روزمره به تصویر میکشید.
این نقاشی به سری آثار تمثیلی از ماههای مختلف سال تعلق دارد. ژست راحت خانم نشسته و ساحل در دوردست حاکی از تعطیلات تابستانی در کنار دریاست. آفتاب درخشان بر روی شنها بازتاب شده و از سایبان به داخل اتاق راه یافته، جایی که نور از لباس چیندار خانم بر روی صورتش منعکس میشود. هویت مدل این اثر را به کتلین نیوتون، معشوقهی انگلیسی تیسو از سال ۱۸۷۶ تا مرگش در سال ۱۸۸۲، نسبت دادهاند.
https://t.me/GayyJokes
❤2
Little Boy Looking at the Sea
- Edward Hopper, 1891
هنرمندانی هستند که آثار اولیهشان نفستان را میبرد. ادوارد هاپر، استاد تنهایی و مناظر شهری، این طراحی مرکب را با عنوان پسرک خیره به دریا خلق کرد...زمانی که تنها ۹ سال داشت. هاپر کوچک این اثر را پشت کارنامهاش کشیدهبود. کودک تصویر با دستهای قفلشده در پشت سرش و پاهایش که کمی از موجهای غلتان ساحل فاصله دارد، پشت به بیننده است. به نظر کودک هم کوچکتر و هم بزرگتر از هاپر آن زمان است. از نظر اندازه، تنها کمی بزرگتر از کودکی نوپا به چشم میآید اما طرز ایستادنش در فکر فرو رفته و به نظر کاملا تهی از بازیگوشی است؛ مانند بسیاری از بزرگسالان هشیار و منزوی در آثار بعدی هاپر. هاپر مانند پسرک داخل طراحیاش، زمان زیادی از دوران کودکی خود را کنار آب گذراند، اتاق کودکیاش رو به رود هادسن بود و او اغلب با دفترچهی طراحی در دست برای ثبت روش ساخت و ابزار آلات قایقهای اسکله در ساحل آن پرسه میزد.
https://t.me/meogunesh
- Edward Hopper, 1891
هنرمندانی هستند که آثار اولیهشان نفستان را میبرد. ادوارد هاپر، استاد تنهایی و مناظر شهری، این طراحی مرکب را با عنوان پسرک خیره به دریا خلق کرد...زمانی که تنها ۹ سال داشت. هاپر کوچک این اثر را پشت کارنامهاش کشیدهبود. کودک تصویر با دستهای قفلشده در پشت سرش و پاهایش که کمی از موجهای غلتان ساحل فاصله دارد، پشت به بیننده است. به نظر کودک هم کوچکتر و هم بزرگتر از هاپر آن زمان است. از نظر اندازه، تنها کمی بزرگتر از کودکی نوپا به چشم میآید اما طرز ایستادنش در فکر فرو رفته و به نظر کاملا تهی از بازیگوشی است؛ مانند بسیاری از بزرگسالان هشیار و منزوی در آثار بعدی هاپر. هاپر مانند پسرک داخل طراحیاش، زمان زیادی از دوران کودکی خود را کنار آب گذراند، اتاق کودکیاش رو به رود هادسن بود و او اغلب با دفترچهی طراحی در دست برای ثبت روش ساخت و ابزار آلات قایقهای اسکله در ساحل آن پرسه میزد.
https://t.me/meogunesh
❤1
Pear Tree
- Gustav Klimt, 1903
همهی ما آثار گوستاو کلیمت از دورهی طلاییاش را میشناسیم (مانند بوسه). اما کلیمت، چندی بعد در زندگی خود، از هنرمندان امپرسیونیست و پست-امپرسیونیست الهام گرفت و خلق آثار متفاوت اما همچنان بسیار تزیینی را آغاز کرد. در اینجا یک درخت گلابی مملو از شکوفه را میبینیم. با آنکه به طور مرسوم از صفحهآرایی افقی برای نقاشی منظره استفاده میشد، کلیمت بومی مربعشکل را انتخاب کرد، شکلی کاملا هندسی که ریزمایهی تزیینی جنبش هنری جدایی وین نیز بود. در شاخههای پرشکوفه، هر ضربهی رنگ نشانگر برگی تک، شکوفه و یا میوه است. گسترهی رنگی ثابت و لرزان این اثر، یادآور نقاشیهای پست-امپرسیونیست و معرقکاری بیزانسی است. استفاده از رنگ در سمت چپ این اثر نسبت به مرکز یا سمت راست، به طور محسوسی انبوهتر است. کلیمت به اضافه کردن رنگ و پر کردن جاهای خالی ادامه داد، حتی بعد از هدیه دادن این نقاشی به امیل فلوگ، منبع الهام، دوست و شاید معشوقهاش در سال ۱۹۰۳.
https://t.me/Mind_of_mine_M
- Gustav Klimt, 1903
همهی ما آثار گوستاو کلیمت از دورهی طلاییاش را میشناسیم (مانند بوسه). اما کلیمت، چندی بعد در زندگی خود، از هنرمندان امپرسیونیست و پست-امپرسیونیست الهام گرفت و خلق آثار متفاوت اما همچنان بسیار تزیینی را آغاز کرد. در اینجا یک درخت گلابی مملو از شکوفه را میبینیم. با آنکه به طور مرسوم از صفحهآرایی افقی برای نقاشی منظره استفاده میشد، کلیمت بومی مربعشکل را انتخاب کرد، شکلی کاملا هندسی که ریزمایهی تزیینی جنبش هنری جدایی وین نیز بود. در شاخههای پرشکوفه، هر ضربهی رنگ نشانگر برگی تک، شکوفه و یا میوه است. گسترهی رنگی ثابت و لرزان این اثر، یادآور نقاشیهای پست-امپرسیونیست و معرقکاری بیزانسی است. استفاده از رنگ در سمت چپ این اثر نسبت به مرکز یا سمت راست، به طور محسوسی انبوهتر است. کلیمت به اضافه کردن رنگ و پر کردن جاهای خالی ادامه داد، حتی بعد از هدیه دادن این نقاشی به امیل فلوگ، منبع الهام، دوست و شاید معشوقهاش در سال ۱۹۰۳.
https://t.me/Mind_of_mine_M
Ladder of Divine Ascent
- Unknown Artist, 12th century
این نقش، آموزههای الهیات یوحنا السلمی مقدس را که با نام یوحنای نردبان نیز شناخته میشود، به تصویر میکشد. کسی که زندگی مسیحی را به نردبانی با ۳۰ پله تشبیه کرد. این کتاب که به یاد ۳۰ سال زندگی مسیح، به ۳۰ بخش (پله) تقسیم شدهاست، تصویری از تمام فضایل را نشان میدهد و شامل حکایات بسیار و داستانهای تاثیرگذار تاریخی میشود، به طور بنیادی در زندگی راهبان ریشه دارد و آموزههای مذهبی کاربردی را به نمایش میگذارد.
در این نقش، راهبان را میبینیم که توسط شیاطین وسوسه و توسط فرشتگان تشویق میشوند، در عین حال از یوحنا در بالای نردبان توسط مسیح استقبال میشود. شیاطین به راهبان حمله میکنند و سعی دارند با پایین کشیدنشان یا با تیر زدن [به راهبان] به کمک تیرکمان، آنها را از نردبان بیندازند. بعضی از راهبان که تقریبا به قله رسیدهاند توسط شیاطین اغوا میشوند و سقوط میکنند. این نقش همچنین حفرهای بیپایان را نشان میدهد که نماد شیطان است؛ این شیطان در حال بلعیدن راهبی سقوط کرده از نردبان است.
https://t.me/revenge_rh
- Unknown Artist, 12th century
این نقش، آموزههای الهیات یوحنا السلمی مقدس را که با نام یوحنای نردبان نیز شناخته میشود، به تصویر میکشد. کسی که زندگی مسیحی را به نردبانی با ۳۰ پله تشبیه کرد. این کتاب که به یاد ۳۰ سال زندگی مسیح، به ۳۰ بخش (پله) تقسیم شدهاست، تصویری از تمام فضایل را نشان میدهد و شامل حکایات بسیار و داستانهای تاثیرگذار تاریخی میشود، به طور بنیادی در زندگی راهبان ریشه دارد و آموزههای مذهبی کاربردی را به نمایش میگذارد.
در این نقش، راهبان را میبینیم که توسط شیاطین وسوسه و توسط فرشتگان تشویق میشوند، در عین حال از یوحنا در بالای نردبان توسط مسیح استقبال میشود. شیاطین به راهبان حمله میکنند و سعی دارند با پایین کشیدنشان یا با تیر زدن [به راهبان] به کمک تیرکمان، آنها را از نردبان بیندازند. بعضی از راهبان که تقریبا به قله رسیدهاند توسط شیاطین اغوا میشوند و سقوط میکنند. این نقش همچنین حفرهای بیپایان را نشان میدهد که نماد شیطان است؛ این شیطان در حال بلعیدن راهبی سقوط کرده از نردبان است.
https://t.me/revenge_rh
Giverny, Poplars of Ajoux
- Blanche Hoschedé Monet, c. 1896
بلانش هوشده دومین دختر اِرنست و آلیس هوشده بود. ارنست یک تاجر بود، رئیس یک فروشگاه بزرگ در پاریس. او نقاشیهای امپرسیونیستی را جمع آوری میکرد و حامی مهم کلود مونه در اوایل زندگی هنریاش بود و آنها با هم دوست شدند. در سال ۱۸۷۷، ارنست هوشده ورشکست شد و مجموعه آثار هنری او به حراج گذاشته شد. سپس ارنست، همسرش آلیس، و شش فرزندشان به همراه مونه، همسرش کامیل، و دو پسرشان (ژان و میشل که نوزاد بود) به خانهای در Vétheuil نقل مکان کردند. هرچند ارنست بیشتر وقت خود را در پاریس گذراند و در نهایت به بلژیک رفت. پس از مرگ کامیل در در ۵ سپتامبر ۱۸۷۹، آلیس و فرزندانش به زندگی با مونه ادامه دادند. در سال ۱۸۸۱، آنها به پوآسی نقل مکان کردند و سرانجام در سال ۱۸۸۳ در خانه خود در ژیورنی ساکن شدند. اگرچه ارنست و آلیس هوشده هرگز طلاق نگرفتند، کلود مونه و آلیس تا پس از مرگ ارنست در سال ۱۸۹۱ به زندگی مشترک ادامه دادند. کلود مونه و آلیس هوشده در ۱۶ ژوئیه ۱۸۹۲ ازدواج کردند.
بلانش در سال ۱۸۹۷ با پسر بزرگ کلود مونه، ژان مونه، ازدواج کرد.
https://t.me/goroku_m
- Blanche Hoschedé Monet, c. 1896
بلانش هوشده دومین دختر اِرنست و آلیس هوشده بود. ارنست یک تاجر بود، رئیس یک فروشگاه بزرگ در پاریس. او نقاشیهای امپرسیونیستی را جمع آوری میکرد و حامی مهم کلود مونه در اوایل زندگی هنریاش بود و آنها با هم دوست شدند. در سال ۱۸۷۷، ارنست هوشده ورشکست شد و مجموعه آثار هنری او به حراج گذاشته شد. سپس ارنست، همسرش آلیس، و شش فرزندشان به همراه مونه، همسرش کامیل، و دو پسرشان (ژان و میشل که نوزاد بود) به خانهای در Vétheuil نقل مکان کردند. هرچند ارنست بیشتر وقت خود را در پاریس گذراند و در نهایت به بلژیک رفت. پس از مرگ کامیل در در ۵ سپتامبر ۱۸۷۹، آلیس و فرزندانش به زندگی با مونه ادامه دادند. در سال ۱۸۸۱، آنها به پوآسی نقل مکان کردند و سرانجام در سال ۱۸۸۳ در خانه خود در ژیورنی ساکن شدند. اگرچه ارنست و آلیس هوشده هرگز طلاق نگرفتند، کلود مونه و آلیس تا پس از مرگ ارنست در سال ۱۸۹۱ به زندگی مشترک ادامه دادند. کلود مونه و آلیس هوشده در ۱۶ ژوئیه ۱۸۹۲ ازدواج کردند.
بلانش در سال ۱۸۹۷ با پسر بزرگ کلود مونه، ژان مونه، ازدواج کرد.
https://t.me/goroku_m
❤1
Self-Portrait
- Vincent van Gogh, 1889
ون گوگ در دوران اقامت داوطلبانه خود در آسایشگاه نقاشی میکشید. او در نامهای به برادرش تئو که در اوایل سپتامبر ۱۸۸۹ نگاشته شد، نوشت:
"آنها میگویند–و من بسیار مایلم که آن را باور کنم–که شناختن خود دشوار است–اما نقاشی کردن خود نیز چندان آسان نیست. بنابراین من در حال حاضر روی دو پرتره از خودم کار میکنم–چرا که مدل دیگری ندارم–چون زمان زیادی گذشته از وقتی که بایستی بر یک اثر کوچک فیگوراتیو کار میکردم. یکی را همان روزی که از جایم بلند شدم شروع کردم؛ لاغر و رنگ پریده مثل یک روح بودم. بنفش-آبی تیره، و سرش مایل به سفید با موهای زرد است، بنابراین دارای یک جلوه رنگی است. اما از آن موقع من یک اثر دیگر را شروع کردم، به طول سه ربع روی پسزمینهای روشن."
در اینجا ون گوگ خود را سر کار به تصویر کشیده، در حالی که لباس نقاشیاش را پوشیده و پالت و قلمموهایش را در دست دارد. آثار قلمموی پویایش، به تصویر او فوریتی نامتعارف و بیانگری میبخشد. به گفته خود ون گوگ، این نقاشی همان اثری بود که «شخصیت واقعی» او را تسخیر کرد.
https://t.me/barayarghavan
- Vincent van Gogh, 1889
ون گوگ در دوران اقامت داوطلبانه خود در آسایشگاه نقاشی میکشید. او در نامهای به برادرش تئو که در اوایل سپتامبر ۱۸۸۹ نگاشته شد، نوشت:
"آنها میگویند–و من بسیار مایلم که آن را باور کنم–که شناختن خود دشوار است–اما نقاشی کردن خود نیز چندان آسان نیست. بنابراین من در حال حاضر روی دو پرتره از خودم کار میکنم–چرا که مدل دیگری ندارم–چون زمان زیادی گذشته از وقتی که بایستی بر یک اثر کوچک فیگوراتیو کار میکردم. یکی را همان روزی که از جایم بلند شدم شروع کردم؛ لاغر و رنگ پریده مثل یک روح بودم. بنفش-آبی تیره، و سرش مایل به سفید با موهای زرد است، بنابراین دارای یک جلوه رنگی است. اما از آن موقع من یک اثر دیگر را شروع کردم، به طول سه ربع روی پسزمینهای روشن."
در اینجا ون گوگ خود را سر کار به تصویر کشیده، در حالی که لباس نقاشیاش را پوشیده و پالت و قلمموهایش را در دست دارد. آثار قلمموی پویایش، به تصویر او فوریتی نامتعارف و بیانگری میبخشد. به گفته خود ون گوگ، این نقاشی همان اثری بود که «شخصیت واقعی» او را تسخیر کرد.
https://t.me/barayarghavan
❤1
Nonchaloir (Repose)
- John Singer Sargent, 1911
وی یک هنرمند آمریکایی مهاجر بود که در تصویر کشیدن نه تنها افراد و جامعه سلطنتی، بلکه مردم به طور کلی، چابکی ممتازی داشت. در واقع، این هنرمند یکی از پرطرفدارترین پرترهنگاران اواخر دوران ویکتوریایی گشت، اما در نهایت از غرور و هوسهای مدلهای برجستهی خود خسته شد. در سال ۱۹۰۹ او پرترههای معمول را کنار گذاشت تا در زمینههای تخیلی بیشتر تجربه کند.
در اینجا، خواهرزاده سارجنت، رزماری اورموند را میبینیم. سارجنت با توجه به علاقه جدید خود برای مطالعه غیررسمی چهره، یک پرتره سنتی را خلق نکرد؛ در عوض، او رز ماری را به شکل پیکری بیحال و بینام نشان میدهد که در حالتی شاعرانه غرق شده است. زن دراز کشیده، در فضایی از آرامش غمانگیز و تجمل کامل، به نظر مظهر بیتفاوتی–عنوان اصلی نقاشی– است. به نظر میرسد سارجنت پایان یک دوره را مستند سازی میکرد، زیرا هالهای باقیمانده از نجابت فرجام قرن (fin-de-siècle) و افراط باشکوه که در آرامش القا شد، به زودی توسط تحولات سیاسی و اجتماعی عظیم اوایل قرن بیستم، در هم میشکند.
https://t.me/winterviolet
- John Singer Sargent, 1911
وی یک هنرمند آمریکایی مهاجر بود که در تصویر کشیدن نه تنها افراد و جامعه سلطنتی، بلکه مردم به طور کلی، چابکی ممتازی داشت. در واقع، این هنرمند یکی از پرطرفدارترین پرترهنگاران اواخر دوران ویکتوریایی گشت، اما در نهایت از غرور و هوسهای مدلهای برجستهی خود خسته شد. در سال ۱۹۰۹ او پرترههای معمول را کنار گذاشت تا در زمینههای تخیلی بیشتر تجربه کند.
در اینجا، خواهرزاده سارجنت، رزماری اورموند را میبینیم. سارجنت با توجه به علاقه جدید خود برای مطالعه غیررسمی چهره، یک پرتره سنتی را خلق نکرد؛ در عوض، او رز ماری را به شکل پیکری بیحال و بینام نشان میدهد که در حالتی شاعرانه غرق شده است. زن دراز کشیده، در فضایی از آرامش غمانگیز و تجمل کامل، به نظر مظهر بیتفاوتی–عنوان اصلی نقاشی– است. به نظر میرسد سارجنت پایان یک دوره را مستند سازی میکرد، زیرا هالهای باقیمانده از نجابت فرجام قرن (fin-de-siècle) و افراط باشکوه که در آرامش القا شد، به زودی توسط تحولات سیاسی و اجتماعی عظیم اوایل قرن بیستم، در هم میشکند.
https://t.me/winterviolet
Cassis, Cap Lombard, Opus 196
- Paul Signac, April 1889 - June 1889
سینیاک در نامهای به ونسان ون گوگ، در تاریخ ۱۲ آوریل ۱۸۸۹، نوشت: "سفید، آبی، نارنجی، به طور هماهنگ در موجهای زیبا پراکنده شدهاند. در اطراف کوههایی با خمیدگیهای ریتمیک."
با نگاهی به نقاشی، مشخص است که هنرمند چگونه از رنگ برای تأکید بر ویژگی منظره دریایی استفاده کرده است. لکههای رنگی، ساحل و تپههای شنی را با تعدد انواع رنگ زرد، زنده میکنند، و در نهایت با سایههای متنوع آبی که دریا و آسمان از آن ساخته شدهاند، ادغام میشوند. نقاط رنگ، چشم انداز غرق در آفتاب را با حس نوسان اشباع، و تداعی یک روز گرم تابستانی را تقویت میکنند. خط مورب ساحل در منطقهی صخرهای که تا دریا امتداد دارد، منعکس شده است. از این نظر، هنرمند به احتمال از چاپهای ژاپنی الهام گرفته است، جایی که ترکیبات تزئینی از این نوع فراوان است. جذابیت بسیار این اثر در تنش ترکیببندی و آرامش صحنه نهفته است.
https://t.me/desultory007
- Paul Signac, April 1889 - June 1889
سینیاک در نامهای به ونسان ون گوگ، در تاریخ ۱۲ آوریل ۱۸۸۹، نوشت: "سفید، آبی، نارنجی، به طور هماهنگ در موجهای زیبا پراکنده شدهاند. در اطراف کوههایی با خمیدگیهای ریتمیک."
با نگاهی به نقاشی، مشخص است که هنرمند چگونه از رنگ برای تأکید بر ویژگی منظره دریایی استفاده کرده است. لکههای رنگی، ساحل و تپههای شنی را با تعدد انواع رنگ زرد، زنده میکنند، و در نهایت با سایههای متنوع آبی که دریا و آسمان از آن ساخته شدهاند، ادغام میشوند. نقاط رنگ، چشم انداز غرق در آفتاب را با حس نوسان اشباع، و تداعی یک روز گرم تابستانی را تقویت میکنند. خط مورب ساحل در منطقهی صخرهای که تا دریا امتداد دارد، منعکس شده است. از این نظر، هنرمند به احتمال از چاپهای ژاپنی الهام گرفته است، جایی که ترکیبات تزئینی از این نوع فراوان است. جذابیت بسیار این اثر در تنش ترکیببندی و آرامش صحنه نهفته است.
https://t.me/desultory007