چه برگردی چه برنگردی
ماه رو نشونه میگیرم؛
چون حتی اگه راهشو بره و بهش نرسه، میدونه که حالا جاش وسط ستاره هاست.
ماه رو نشونه میگیرم؛
چون حتی اگه راهشو بره و بهش نرسه، میدونه که حالا جاش وسط ستاره هاست.
هفده سالم بود؛
پشت در دستشویی قایم شده بودم
پدرم از دستشویی امد بیرون
ترساندمش!
بهش خندیدم؛ او هم خندید...
در ان سن و سال
سیگاری شده بودم
در حمام سیگار میکشیدم
ان روز را هیچ وقت فراموش نمیکنم
همان روزی که یواشکی رفته بودم تا در حمام سیگار بکشم
سیگار کشیدنم طول کشیده بود
چهار نخ!
نخ آخر را که کشیدم سیگار ها را که از ترس پدر در چاه حمام فرو کردم از در حمام که بیرون امدم پدرم را دیدم که پشت در حمام روی زمین خوابش برده است
امده بود تا مرا بترساند...
بغلش کردم!
بوسیدمش
گریه کردم
و دیگر سیگار نکشیدم ..
@mobina_farahanii
پشت در دستشویی قایم شده بودم
پدرم از دستشویی امد بیرون
ترساندمش!
بهش خندیدم؛ او هم خندید...
در ان سن و سال
سیگاری شده بودم
در حمام سیگار میکشیدم
ان روز را هیچ وقت فراموش نمیکنم
همان روزی که یواشکی رفته بودم تا در حمام سیگار بکشم
سیگار کشیدنم طول کشیده بود
چهار نخ!
نخ آخر را که کشیدم سیگار ها را که از ترس پدر در چاه حمام فرو کردم از در حمام که بیرون امدم پدرم را دیدم که پشت در حمام روی زمین خوابش برده است
امده بود تا مرا بترساند...
بغلش کردم!
بوسیدمش
گریه کردم
و دیگر سیگار نکشیدم ..
@mobina_farahanii
👍1
یجوری لفت میدید انگار نمیدونین اگه کم فعالیت میکنیم دارم رو #پادکست بعدی کار میکنم😒
+هی تو! 9:23
_جانم؟؟ 11:16
+ چقد برات مهمم؟؟11:16
_ خیییلی زیاد 12:56
+اوهوم معلومه 12:57
_جانم؟؟ 11:16
+ چقد برات مهمم؟؟11:16
_ خیییلی زیاد 12:56
+اوهوم معلومه 12:57
اخ اگه میشد برگردم به اون روز نحس و وقتی خندیدی سریع چشمامو ببندم و باخودم تکرار کنم "به چشماش نگا نکن لنتی به چشماش نگا نکن" بعد، یه عمر حداقل یه گوشه از مغزم خالی بود خدارو چه دیدی شاید خوشبخت تر میبودم
از یه سنی به بعد
کافه و خوبم تو چطوری جواب نمیده دلت میخواد یکی باشه که باشه
بمونه
بفهميش و بفهمتِتُ و هی نره ..
@mobina_farahanii
کافه و خوبم تو چطوری جواب نمیده دلت میخواد یکی باشه که باشه
بمونه
بفهميش و بفهمتِتُ و هی نره ..
@mobina_farahanii
و چون خیلی تبریک اومد یهو تو همین چند دقیقه😊
از اینجا باید خیلی حرفارو بزنم
فک کنم بخوام از خالص ترین حرفام ازون حرفای یهویی بگم
از گریه ذوق تو چشمام یا نمیدونم اشک دلتنگی...
از امسال که الان فقط بدی یادم میاد
از چیزایی که فکر نمیکردم ببینمو هیچ وقت ارزو نمیکنم کسی ببینه
از اینجا باید خیلی حرفارو بزنم
فک کنم بخوام از خالص ترین حرفام ازون حرفای یهویی بگم
از گریه ذوق تو چشمام یا نمیدونم اشک دلتنگی...
از امسال که الان فقط بدی یادم میاد
از چیزایی که فکر نمیکردم ببینمو هیچ وقت ارزو نمیکنم کسی ببینه
👍1
ممنون که کنارمین
و فکر میکنم بزرگترین و بزرگترین و بزرگترین هدیه بودن ادماست
بودن کسایی که دوسشون داریم بودن کسایی که باید باشن...
و فکر میکنم بزرگترین و بزرگترین و بزرگترین هدیه بودن ادماست
بودن کسایی که دوسشون داریم بودن کسایی که باید باشن...
دیگه فکر نمیکنم بیشتر از این اشکام بذاره چیزی تایپ کنم
و فکر کنم خدا امشب بذاره یه آرزو کنم بر آورده بشه یا نشرو نمیدونم ولی ارزو میکنم:
از ته دل همیشه بخندین
و فکر کنم خدا امشب بذاره یه آرزو کنم بر آورده بشه یا نشرو نمیدونم ولی ارزو میکنم:
از ته دل همیشه بخندین
من فقط دلم میخواد انقد دوستت داشته باشم که وختی آدما ناراحتت کردن به خودت بگی "عوضش مبینا اندازه همهی آدمای دنیا دوسم داره" و یجوری بغلت کنم که غصههات به من بچسبن و شبا وختی جلوی تلویزیون خوابت میبره روت پتو بکشم.
همین.
همین.