من وقتی بچه بودمو بابام زد تو گوشم گریه نکردم
وقتی بزرگتر شدمو سرم خورد به نیمکتو معلمم از ترس داشت گریه میکرد گریه نکردم
وقتی جوجه رنگیام مردن گریه نکردم
وقتی از مدرسه اخراج شدمو همه آدما رو به روم وایسادن گریه نکردم
سال ۹۶ ،۶۳میلیون پولی که برای ماشین جمع کرده بودم رفت هوا اما گریه نکردم
بابابزرگم مرد گریه نکردم
گفتن ۱۷۶نفرو تو یه هواپیما کشتن
گفتن یه کفش قرمز کوچولوام پیدا شده تقریبا چیزیم از جنازه هاشون نمونده گریه نکردم
دکترم بهم گف یه تومور تو سینمه گریه نکردم
چون بنظرم، خنده داره...
من زورم رسید که گریه نکنم
چون فهمیدم باید گریه نکنم
با اینکه عادی نیست
عادی نیست
اما زورم رسید میفهمی ینی چی؟
من سرم داغه از حرفای مردم
از بدیاشون
حتی اگر تو روم لبخند بزننو دستشونو برا دوستی جلوم دراز کنن
من میفهمیدم مثل وقتایی که ادما به چشام زل میزدن که دوسم دارنو فقط کافی بود بهشون زمان بدم تا خرابش کنن همه چیو
و من بهشون نگاه میکردمو جای گریه میخندیدم
من خندیدم
....
حتی وقتی تو رفتی
نه که من ادم سنگدل یا بی رحمی باشم اتفاقا این اتفاقا و ادما بودن که بی رحمن
راستش من وقتایی که از دست دادم یا نرسیدم یا نشده حرف از قسمت و مصلحت نزدم این چیزا برای ادمای ضعیفه
برای ادمایی که دوست دارن فرار کنن
اما واقعیت فقط یه فعله "نخواستن"
تن
تب
نکن
برای هیچی
اگرم الان اشکی نیس واس خاطره اینه که من ...
کاسهی صبرم لبریزه از اشک
حالا
نمیدونم چرا من؟
شاید چون فقط زورم رسید
چون شاید بقیه از پسش بر نمیومدن
ولی من از پسش بر اومدم
انگار خوشایند باشه ،عذاب کشیدن
نمیدونم
.
.
.
.
تو خونمون بوی حلوا پیچیده
تنها باری که گریه کردم امروز بود وقتی بدنمو از تو آیینه روی تخت دیدم
آینه....بهترین و تنها دوست آدمیزاده
وقتی گریه کردم اون نخندید
#مبینافراهانی
@moobinafarahani
وقتی بزرگتر شدمو سرم خورد به نیمکتو معلمم از ترس داشت گریه میکرد گریه نکردم
وقتی جوجه رنگیام مردن گریه نکردم
وقتی از مدرسه اخراج شدمو همه آدما رو به روم وایسادن گریه نکردم
سال ۹۶ ،۶۳میلیون پولی که برای ماشین جمع کرده بودم رفت هوا اما گریه نکردم
بابابزرگم مرد گریه نکردم
گفتن ۱۷۶نفرو تو یه هواپیما کشتن
گفتن یه کفش قرمز کوچولوام پیدا شده تقریبا چیزیم از جنازه هاشون نمونده گریه نکردم
دکترم بهم گف یه تومور تو سینمه گریه نکردم
چون بنظرم، خنده داره...
من زورم رسید که گریه نکنم
چون فهمیدم باید گریه نکنم
با اینکه عادی نیست
عادی نیست
اما زورم رسید میفهمی ینی چی؟
من سرم داغه از حرفای مردم
از بدیاشون
حتی اگر تو روم لبخند بزننو دستشونو برا دوستی جلوم دراز کنن
من میفهمیدم مثل وقتایی که ادما به چشام زل میزدن که دوسم دارنو فقط کافی بود بهشون زمان بدم تا خرابش کنن همه چیو
و من بهشون نگاه میکردمو جای گریه میخندیدم
من خندیدم
....
حتی وقتی تو رفتی
نه که من ادم سنگدل یا بی رحمی باشم اتفاقا این اتفاقا و ادما بودن که بی رحمن
راستش من وقتایی که از دست دادم یا نرسیدم یا نشده حرف از قسمت و مصلحت نزدم این چیزا برای ادمای ضعیفه
برای ادمایی که دوست دارن فرار کنن
اما واقعیت فقط یه فعله "نخواستن"
تن
تب
نکن
برای هیچی
اگرم الان اشکی نیس واس خاطره اینه که من ...
کاسهی صبرم لبریزه از اشک
حالا
نمیدونم چرا من؟
شاید چون فقط زورم رسید
چون شاید بقیه از پسش بر نمیومدن
ولی من از پسش بر اومدم
انگار خوشایند باشه ،عذاب کشیدن
نمیدونم
.
.
.
.
تو خونمون بوی حلوا پیچیده
تنها باری که گریه کردم امروز بود وقتی بدنمو از تو آیینه روی تخت دیدم
آینه....بهترین و تنها دوست آدمیزاده
وقتی گریه کردم اون نخندید
#مبینافراهانی
@moobinafarahani
❤3
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام مبینا
تازه اومدم داخل پیجت با پادکست هات زندگی میکنم مخصوصا با پارکست دریا و مادر زندگی کردم حس کردم انگار اومدم برات از خودم گفتم از اون موقع که مامانم فوت شده بود رو برات تعریف کردم تا الان انگار اومدم از دلتنگیم برات گفتم از اینکه چقدر نبودش تو گوشه گوشه زندگیم حس میشه این روزا خیلی سردرگمم چقدر تو پادکست مادر منو گفتی مبینا حس کردم اونی که داره حرف میزنه منم میخواستم ازت تشکر کنم مبینا
خیلی دلم برای مامانم تنگ شده
زیاد حرف زدم ازت یه دنیا ممنونم تشکر
سلام مبینا
تازه اومدم داخل پیجت با پادکست هات زندگی میکنم مخصوصا با پارکست دریا و مادر زندگی کردم حس کردم انگار اومدم برات از خودم گفتم از اون موقع که مامانم فوت شده بود رو برات تعریف کردم تا الان انگار اومدم از دلتنگیم برات گفتم از اینکه چقدر نبودش تو گوشه گوشه زندگیم حس میشه این روزا خیلی سردرگمم چقدر تو پادکست مادر منو گفتی مبینا حس کردم اونی که داره حرف میزنه منم میخواستم ازت تشکر کنم مبینا
خیلی دلم برای مامانم تنگ شده
زیاد حرف زدم ازت یه دنیا ممنونم تشکر
Forwarded from برنامه ناشناس
مبینا من امشب خیلی دلم گرفته نمیدونم چیکار کنم من نمیشناسمت ولی الان تو این شرایط انگار تو نزدیک ترین دور منی:)
مبینا من امشب خیلی دلم گرفته نمیدونم چیکار کنم من نمیشناسمت ولی الان تو این شرایط انگار تو نزدیک ترین دور منی:)
خوابیدن ، نگاهتونو دادن به جای دیگه(مثل فیلم دیدن) ، گریه کردن ، حرف زدن با یکی و.... اینا باعث میشه درداتون بیاد بیرون از بدنتون
دردی که انسان را به سکوت وا می دارد،
بسیار سنگین تر از دردی است که انسان را به فریاد وا می دارد و انسان ها فقط به فریاد هم می رسند،
نه به سکوت هم
بسیار سنگین تر از دردی است که انسان را به فریاد وا می دارد و انسان ها فقط به فریاد هم می رسند،
نه به سکوت هم
❤6
فیلم میبینم وسطش قطع میکنم و میرم، کتاب میخونم وسطش میبندم میگم خب کافیه اینم از مطالعهی امروز، میرم بیرون وسطش میفهمم چه غلطی کردم و چقدر دلم اتاقمو میخواد الان، با انواع و اقسام کارام خودمو سرگرم میکنم، ولی وسطش یهو میفهمم دلم اینو نمیخواد. کلاً همیشه بین راه میفهمم اینا مالِ من نیست، نمیدونم چرا انجامش میدم و دلم یه کار دیگه میخواسته؛ این روزا توی نصفهو نیمه رها کردن مهارت دارم.
حتی این نوشته ام همینجوری میخوام ره....
حتی این نوشته ام همینجوری میخوام ره....
❤2
امروز تو مغازه بودیم فهمیدم
اوضاع جوری شده که صد میلیون دراوردن سخته
خیلیم سخته
اما ارزش خاصی هم نداره
@moobinafarahani
اوضاع جوری شده که صد میلیون دراوردن سخته
خیلیم سخته
اما ارزش خاصی هم نداره
@moobinafarahani
❤3
واقعا اینجوری شده که دلت نمیخواد بری بیرون که اون یه چوسه پولتم از بین نره بعد یهو میگی خب باشه یا نباشه چه فرقی داره کاریش نمیشه کرد
مثلا
یه کافه میری، انگار یکم از سرمایهت از بین میره.
جدیااااااا
اینجوری شده که میگی خب این ماه مریض نشو این ماه کافه نرو این ماه لباس نخر این ماه بمیر دیگه
مثلا
یه کافه میری، انگار یکم از سرمایهت از بین میره.
جدیااااااا
اینجوری شده که میگی خب این ماه مریض نشو این ماه کافه نرو این ماه لباس نخر این ماه بمیر دیگه
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام مبینا
به نظر نمیاد چندان مشکل مالی داشته باشی....یا مشکل مالی همه دارند به نسبت در امد و هزینه ها ...فکر میکنم از قشر مرفه بی درد که نه ولی کم درد باشی
سلام مبینا
به نظر نمیاد چندان مشکل مالی داشته باشی....یا مشکل مالی همه دارند به نسبت در امد و هزینه ها ...فکر میکنم از قشر مرفه بی درد که نه ولی کم درد باشی
Forwarded from برنامه ناشناس
مبینا خود من الان ۳۵۰ت برای اجاره خونم موندم سرمام خوردم واس خاطر اینکه پول اجاره خونم بیشتر کم نیاد نمیرم دکتر
مبینا خود من الان ۳۵۰ت برای اجاره خونم موندم سرمام خوردم واس خاطر اینکه پول اجاره خونم بیشتر کم نیاد نمیرم دکتر
Forwarded from برنامه ناشناس
مبینا خواستی به اون بنده خدایی که گفت ۳۵۰تومن داره کمک کنی به منم خبر بده
فقط از طرف خودت باشه
نگی کس دیگه ای کمک کرده
شاید ناراحت شه
خواستی بگو آیدی بدم
مبینا خواستی به اون بنده خدایی که گفت ۳۵۰تومن داره کمک کنی به منم خبر بده
فقط از طرف خودت باشه
نگی کس دیگه ای کمک کرده
شاید ناراحت شه
خواستی بگو آیدی بدم