﮼مبینافراهانی
Voice message
دوباره دل آسمون پر شد
مهتاب، پشت ابرای سیاه کور شد
ستاره ها، دونه به دونه، [از من] رو گرفتن
عجب امشب بساط غم جوره
مهتاب، پشت ابرای سیاه کور شد
ستاره ها، دونه به دونه، [از من] رو گرفتن
عجب امشب بساط غم جوره
بدترين قسمتش اينه تو هر چي بيشتر ميگذره بيشتر فراموش ميكني من هر چي بيشتر ميگذره بيشتر يادم مياد.
@mobina_farahanii
@mobina_farahanii
امروز از مترو اومدم بیرون يه دختره جلومو گرفت گفت آبجی يه ده تومن پول ميدي به ما؟!
معلوم بود بدجور خماره
گفتم ده تومن ندارم ولي بيا اين پنجي رو بگير
دستشو دراز كرد پولو بگيره ديدم رو دستش يه خال خراباتي قديميه همون شعر داريوش كه ميگه
الهي در شب فقرم بسوزان
ولي محتاج نامردان نگردان
يهو نگاش كردم بغض گلومو گرفت محكم بغلش كردم
دلم ميخواست يه ده ديقه تو بغلش گريه كنم فقط...
@mobina_farahanii
معلوم بود بدجور خماره
گفتم ده تومن ندارم ولي بيا اين پنجي رو بگير
دستشو دراز كرد پولو بگيره ديدم رو دستش يه خال خراباتي قديميه همون شعر داريوش كه ميگه
الهي در شب فقرم بسوزان
ولي محتاج نامردان نگردان
يهو نگاش كردم بغض گلومو گرفت محكم بغلش كردم
دلم ميخواست يه ده ديقه تو بغلش گريه كنم فقط...
@mobina_farahanii
از آخرین باری که حرف زدیم اندازه ی انگشتای یه دست میگذشت شاید پنج روزم کمتر....
آمار بیرون رفتن حتی غذا خوردنشو از دوستاش میگرفتم میگفتن حالش خوبه و سرش گرمه، به جای احتمالات و فانتزیای مختلف برای بغل کردنش بوسیدنش حالا میدونستم که تموم شده، تا قبل حرفای رفیقاش خوب یادم هست شبا بالش سفیدیو بغل میکردم که فکر نکنه یادم رفته، ولی حالا فهمیده بودم یه ساختمون نیمه کاره رو رها کرده و حالا رنگش پریده بود و لاتای محل تا ابد روی پشت بومش کفتر بازی میکردن
با سرما خوردنم همه چی بدتر شده بود باید زنگ میزدمو میگفتم این فصل اینقدر بی مهره که فقط بدرد سرما میخوره نه جدایی
زنگ که زدم آبجیش گوشیشو برداشتو گفت لطفا دیگه تماس نگیر باهاش اون راهشو پیدا کرده، بدون خداحافظی گوشیو قطع کردمو حاضر شدم برم دارمانگاه، سرمم که تموم شد کیف پولمو در اووردم که پرستار گفت حساب شده.
با دست اشاره کرد به پشت سرمو گفت ایشون حساب کردن
برگشتم دیدم تو بودی، صدام از روی اسپیکر پخش شده بود، تو اگه صدای منو گوش کنی میفهمی گرفته..
هم صدا
هم دل
هم حال
.
.
.
امسال هوا سردتر شده و بدتر سرما خوردم
بیشتر از انگشتای دو دست دور شدیم، بیشتر از ده روز...
دروغ چرا سرما که خورده بودم اول سمت شماره ی تو رفتم ولی اینقدر عاقل شدم گوشی رو کنار گذاشتمو سرما خوردگی بزرگسال رو برداشتم خوردم
همین
میبینی بزرگ شدم و تو اینقدر دور شدی که میترسم ایندفعه داخل درمانگاه پول غریبه ی دیگه ای رو حساب کنی
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
آمار بیرون رفتن حتی غذا خوردنشو از دوستاش میگرفتم میگفتن حالش خوبه و سرش گرمه، به جای احتمالات و فانتزیای مختلف برای بغل کردنش بوسیدنش حالا میدونستم که تموم شده، تا قبل حرفای رفیقاش خوب یادم هست شبا بالش سفیدیو بغل میکردم که فکر نکنه یادم رفته، ولی حالا فهمیده بودم یه ساختمون نیمه کاره رو رها کرده و حالا رنگش پریده بود و لاتای محل تا ابد روی پشت بومش کفتر بازی میکردن
با سرما خوردنم همه چی بدتر شده بود باید زنگ میزدمو میگفتم این فصل اینقدر بی مهره که فقط بدرد سرما میخوره نه جدایی
زنگ که زدم آبجیش گوشیشو برداشتو گفت لطفا دیگه تماس نگیر باهاش اون راهشو پیدا کرده، بدون خداحافظی گوشیو قطع کردمو حاضر شدم برم دارمانگاه، سرمم که تموم شد کیف پولمو در اووردم که پرستار گفت حساب شده.
با دست اشاره کرد به پشت سرمو گفت ایشون حساب کردن
برگشتم دیدم تو بودی، صدام از روی اسپیکر پخش شده بود، تو اگه صدای منو گوش کنی میفهمی گرفته..
هم صدا
هم دل
هم حال
.
.
.
امسال هوا سردتر شده و بدتر سرما خوردم
بیشتر از انگشتای دو دست دور شدیم، بیشتر از ده روز...
دروغ چرا سرما که خورده بودم اول سمت شماره ی تو رفتم ولی اینقدر عاقل شدم گوشی رو کنار گذاشتمو سرما خوردگی بزرگسال رو برداشتم خوردم
همین
میبینی بزرگ شدم و تو اینقدر دور شدی که میترسم ایندفعه داخل درمانگاه پول غریبه ی دیگه ای رو حساب کنی
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
ناهید (هانیه توسلی): می دونی چرا زندگی مون کج و کوله س؟ چون اونجاهایی که باید عذرخواهی کنی، میای داد میزنی.
* فیلم " نقطه کور"
----------------
@mobina_farahanii
* فیلم " نقطه کور"
----------------
@mobina_farahanii
ميدونی چی قشنگه؟
طرفت داره دروغ میگه و تو مطمعنی داره دروغ میگه ولی هیچی نمیگیو تو دلت بهش میخندی
طرفت داره دروغ میگه و تو مطمعنی داره دروغ میگه ولی هیچی نمیگیو تو دلت بهش میخندی
﮼مبینافراهانی
Yasin Torki – Bia Avaz Kon
من سپردم
دل به تو اما
وقتی که رفتی شد این دلم تنها
درگیر یه بازی ساده
که تو دست تو افتاده
زندگیم بودش که از چشم تو افتاده
طفلی دلی که دل به تو داده …
بیا عوض کن این حال و روزو تو هم تو آتیشی که پا کردی بسوزو
بیا هوس کن که با من بمونی دیگه چیکار باید کنم تا که بتونی
دل به تو اما
وقتی که رفتی شد این دلم تنها
درگیر یه بازی ساده
که تو دست تو افتاده
زندگیم بودش که از چشم تو افتاده
طفلی دلی که دل به تو داده …
بیا عوض کن این حال و روزو تو هم تو آتیشی که پا کردی بسوزو
بیا هوس کن که با من بمونی دیگه چیکار باید کنم تا که بتونی
نمیدونم این همه عشقی که من به تو دارم، از کجا اومده. نمیدونم الان که رفتی کجا بزارمش.
@mobina_farahanii
@mobina_farahanii
میدونین؟
من آدم ِ پرسیدن [از من ناراحتی؟] هستم
ولی هیچوقت نشده آدم ِ شنیدن [از من ناراحتی؟] باشم
حتی اگه چندماه از آخرین مکالمه گذشته باشه
#نوازش
@mobina_farahanii
من آدم ِ پرسیدن [از من ناراحتی؟] هستم
ولی هیچوقت نشده آدم ِ شنیدن [از من ناراحتی؟] باشم
حتی اگه چندماه از آخرین مکالمه گذشته باشه
#نوازش
@mobina_farahanii
﮼مبینافراهانی
میدونین؟ من آدم ِ پرسیدن [از من ناراحتی؟] هستم ولی هیچوقت نشده آدم ِ شنیدن [از من ناراحتی؟] باشم حتی اگه چندماه از آخرین مکالمه گذشته باشه #نوازش @mobina_farahanii
واقعیت اینه اگه برحسب تصادف یکی از من بپرسه"از من ناراحتی" و من صادقانه بگم آره، مطمئنن منو به گه خوردن میندازه که ازش ناراحتم و خب صدالبته اون ازم دلخور میشه که چرا اصن ازش ناراحتم و در آخر من باید از دلش در بیارم که اشتباهی ازش ناراحت شده بودم.
خلاصه ترجیح میدم گاهی وقتا همه چی به هیچیم باشه!😐
خلاصه ترجیح میدم گاهی وقتا همه چی به هیچیم باشه!😐
یه واقعیت دیگه الان به ذهنم رسید که بگم، هم برای خودم پیش اومده هم دیدم برای کسی پیش بیاد و مطمعنم باز برام پیش میاد اینم بگم که میتونه بین همه چی پیش بیاد رابطه عاشقانه، دوستانه، همکاری کلا همه چی :
________________
خب واقعیت اینه که یه نفر نمیتونه تا ابد منتظر شما بمونه و هی خودشو قانع کنه که نه طرفم دوستم داره و بهم فک میکنه و برام ارزش قائله اون تلاششو میکنه
به خاطرات گذشته فکر میکنه
به خودش تنهایی امید میده
حتی حتی حتی خنده های شمارو میبینه اما باز نگرانتون میشه
و کاراتونو به روتون نمیاره
و اگه همه اینا یه حس واقعی باشه یه شب به خودش میگه چرا؟ چرا من فقط
و از اون شب به بعد دو طرف بیخیال میشن
ولی بعد یه مدت طرف دوم به خودش میاد که کیو از دست داده،
میبینه یه چیزی خالیه،حالا اگه دوسش داشته باشه میبیندش اگرم نه که نه
@mobina_farahanii
________________
خب واقعیت اینه که یه نفر نمیتونه تا ابد منتظر شما بمونه و هی خودشو قانع کنه که نه طرفم دوستم داره و بهم فک میکنه و برام ارزش قائله اون تلاششو میکنه
به خاطرات گذشته فکر میکنه
به خودش تنهایی امید میده
حتی حتی حتی خنده های شمارو میبینه اما باز نگرانتون میشه
و کاراتونو به روتون نمیاره
و اگه همه اینا یه حس واقعی باشه یه شب به خودش میگه چرا؟ چرا من فقط
و از اون شب به بعد دو طرف بیخیال میشن
ولی بعد یه مدت طرف دوم به خودش میاد که کیو از دست داده،
میبینه یه چیزی خالیه،حالا اگه دوسش داشته باشه میبیندش اگرم نه که نه
@mobina_farahanii
﮼مبینافراهانی
یه واقعیت دیگه الان به ذهنم رسید که بگم، هم برای خودم پیش اومده هم دیدم برای کسی پیش بیاد و مطمعنم باز برام پیش میاد اینم بگم که میتونه بین همه چی پیش بیاد رابطه عاشقانه، دوستانه، همکاری کلا همه چی : ________________ خب واقعیت اینه که یه نفر نمیتونه تا ابد…
و اینکه هرکی پشت سر عشق یا دوستون حرف زد بزنید تو دهنش
مث اسکلا نشینید حرفاشو گوش بدید
دوست یا عشقتون انتخاب شماست
اون بره زیر سوال خودتون زیر سوالید😒😒😒
مث اسکلا نشینید حرفاشو گوش بدید
دوست یا عشقتون انتخاب شماست
اون بره زیر سوال خودتون زیر سوالید😒😒😒
توی خوبی که همه با هم خوبن.
توو شرایط بده که آدم باید رفتارش رو مدیریت کنه.
این دلیل " حالا اعصابم خرد بود یه چیزی گفتم" خیلی زشته.
اگه اعصابت خرد بود و چیزی نگفتی شرطه
توو شرایط بده که آدم باید رفتارش رو مدیریت کنه.
این دلیل " حالا اعصابم خرد بود یه چیزی گفتم" خیلی زشته.
اگه اعصابت خرد بود و چیزی نگفتی شرطه
گله ای نیست وقتی از حالم
گله ای خندید و دیدم او حالی خوش دارد
من از دست دلی سنگ دلی تنگ دارم
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
گله ای خندید و دیدم او حالی خوش دارد
من از دست دلی سنگ دلی تنگ دارم
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii