بار ها به نامهای که قرار است بعد از رفتنم برایت به یادگار بماند فکر کردهام. اینکه بگویم خیلی دوستت دارم اما خسته بودم؟
بگویم خیلی دوستت دارم اما با من خوشبخت نبودی؟
بگویم.. اصلا میتوان چیزی گفت؟ آیا این گستاخانه نیست احساسی که نمیتوانی به زبان بیاوری را در کلمهها جا دهی؟ از کجا معلوم که آن لحظه میفهمی منظورم از خیلی چقدر بوده؟ چه کسی تضمین میکند کسی که در برابر حرف های ما سر تکان میدهد لزوما آن ها را فهمیده است؟ بهتر نیست بدون هیچ حرفی برویم؟ وقتی من چه حرف بزنم چه نزنم نمیدانم در سرم چه میگذرد و دیگران چقدر از مزخرفاتی که به زبان میآورم را درک میکنند!
بگویم خیلی دوستت دارم اما با من خوشبخت نبودی؟
بگویم.. اصلا میتوان چیزی گفت؟ آیا این گستاخانه نیست احساسی که نمیتوانی به زبان بیاوری را در کلمهها جا دهی؟ از کجا معلوم که آن لحظه میفهمی منظورم از خیلی چقدر بوده؟ چه کسی تضمین میکند کسی که در برابر حرف های ما سر تکان میدهد لزوما آن ها را فهمیده است؟ بهتر نیست بدون هیچ حرفی برویم؟ وقتی من چه حرف بزنم چه نزنم نمیدانم در سرم چه میگذرد و دیگران چقدر از مزخرفاتی که به زبان میآورم را درک میکنند!
من الکلی نیستم. اما از وقتی ماری مرا ترک کرده است الکل حالم را جا می آورد.
عقاید یک دلقک
@mobina_farahanii
عقاید یک دلقک
@mobina_farahanii
👍1
چجوریه که میدونیم قرار نیست هیچوقت بهش برسیم ولی بازم به دوست داشتنش ادامه میدیم؟
هیچ وقت تسلیم نشو، شاید آن زمان که تسلیم می شوی، دو ثانیه پیش از معجزه باشد.
#انیس_لودیگ
@mobina_farahanii
خب؟
#انیس_لودیگ
@mobina_farahanii
خب؟
گفتم من فقط یادمه ی روز از خواب پاشدم یه دل سیر گریه کردم بعدشم دیگه خودم نبودم ، یعنی دیگه چیزی یادم نمیاد. انگار مثلا وسط گریه هات بزنی خودتو بُکشی و یه آدم جدید بیاری جای خودت.
هممون دقیقا مثل همین خرگوشه ایم که دارین هی ادد استوری میکنین
آدمیزاد عادت میکنه به ناامیدی؛ وقتی که نتیجۀ تکرارشونده خلاف اونی باشه که منتظرش بوده. وسط همۀ این رفتارگراییها میگه خب که چی؟
بذار هرکی هر غلطی میخواد بکنه اصن بیاد چاغورو تا دسته تو شیکمم فرو کنه و خون بیاد بخدا اگه چیزی بگم
آدمیزاد عادت میکنه به ناامیدی؛ وقتی که نتیجۀ تکرارشونده خلاف اونی باشه که منتظرش بوده. وسط همۀ این رفتارگراییها میگه خب که چی؟
بذار هرکی هر غلطی میخواد بکنه اصن بیاد چاغورو تا دسته تو شیکمم فرو کنه و خون بیاد بخدا اگه چیزی بگم
یجا شنیدم وقتی گریه ات میگیره که نمیتونی حستو با کلمات و زبونت بیان کنی
زخمای قدیمی با گذشت زمان کهنه و عادی میشن ولی همیشه هرآدمی یه زخمی تو زندگیش وجود داره که فقط شنیدن یه اسم میتونه درست مثل بار اول وجودشو درد بیاره
همینقدر ساده یه روز که تنها نشستی قراره با دیدن حالت چشما و ابروهای مشابه روی صورت یک نفر دیگه، گریهات بگیره.
@mobina_farahanii
@mobina_farahanii