﮼‌مبینافراهانی
1.94K subscribers
380 photos
60 videos
2 files
139 links
میریم دریا🦕🤍

آیدی اینستاگرام:
moob1na
Download Telegram
چیزی که تورو قشنگ میکنه چشمای منه
نه‌ خودت


#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
تورا میشد بیشتر دوست داشت
عجول بودی
نماندی..

@mobina_farahanii
اِنـزو : 17 سالم بـود، خـیـلی عـاشقش بودم، سعی میکردم واسش بمیرم. دو سـال بـعـد حتی نمیتونستم اسمش رو بیاد بیارم!. زمـان، هـرچـیـزی رو پـاک میکـنـه.


📽 #The_Big_Blue
@mobina_farahanii
Man Chi
Misagh Raad
تو یکی داری بهش تکیه کنی.. من چی؟:))
Audio
seni cok sevdim...:)🖤
پادکست آدم مورد علاقم امشب...
﮼‌مبینافراهانی
https://www.instagram.com/p/CDlZbjpHDsw/?igshid=z7ymzhnb35y9
نظرتونو زیر پست آخر پیج بنویسین...❤️
یک شعری دارد بوکوفسکی که درش می‌گوید چیزهای کوچک هستند که آدم را راهی تیمارستان می‌کنند نه اتفاقات بزرگ و چشمگیر. چیزهایی مثل پاشنه‌ی شکسته‌ی کفش کافی‌ست که آدم را دیوانه کند. در کتاب هاگاکوره که درباره‌ی راه و رسم سامورایی‌هاست هم یک چیزی داریم با این مضمون که مسائل بزرگ را ساده بگیر اما با مشکلات کوچک، جدی برخورد کن!
رابطه‌ها هم همین‌طور اند. همچنان که چیزهای کوچکی باعث از هم پاشیدن روابط می‌شوند، صبح بخیر نگفتن در فلان روز بارانی،سرد بودن هوا و بغل نکردن معشوقه، محکم نگرفتن دستش کنار غریبه ها، خندیدن با غریبه ها، چیزهای کوچکی هستند که بعد از پایان روابط، یادآوری‌شان دل آدم را به درد می‌آورد. چیزهای خیلی خیلی کوچک که اصلا فکرش را هم نمی‌کنی ممکن است چه غمی همراه خودشان بیاورند. چیزهایی که منتظرشان نیستی و ناگهان جلوی چشم‌ات سبز می‌شوند و آن‌وقت می‌بینی هرکدام کنار غریبه ای نشستیم
چند دقیقه‌ای هست که به رب‌گوجه‌ی روی قاشق خیره مانده‌ایم. یا داری یک‌چیزی را روی کاغذ هی می‌نویسی. یا جمله‌ی کتابت را هی می‌خوانی.

#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
از یه جایی به بعد وقتی یه رابطه ای تموم میشه
تو نمیتونی رابطتتو با کس دیگه ای شروع کنی که به جایی برسونیش
چیزی که مهمه اینه که تو همیشه یچیزی کم داری، چیزی که پیدا کردنش سخته و هرچقدر سعی کنی یا دستو پا بزنی نمیتونی پیداش کنی همش درجا زدنه و یه موقع میفهمی که نمیتونی بهش برسی چون:
"با یکی دیگه قبلا بهش رسیدی"

#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
پیرهناتو من خریدم برات
دکمه هاتو کی میخواد باز کنه؟
نمی‌دانم کجا باید بیفتم از نفس دیگر
درختی را تجسّم کن که از هر سو تبر خورده
همهء آنها یک دهن بودند که یک مشت روده بدنبال آن آویخته شده بود و منتهي به آلت تناسلي‌شان مي‌شد.

@mobina_farahanii
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM