باید الآن تو بغلم بودى.
گردنت و بوس میکردم مورمورت میشد و میخندیدی...
گردنت و بوس میکردم مورمورت میشد و میخندیدی...
کاش میشد بدون اینکه بترسم از دستت میدم باهات حرف بزنم
کاش اونقدی که دوست دارم دوسم داشتی
کاش اونقدی که دوست دارم دوسم داشتی
باشه
باشه
باشه
مراعات دل بعضیارم بکنید که...
بخدا شما میرید دست مامانتونو بوس میکنیو نیاز نیست ما بفهمیم
باشه
باشه
مراعات دل بعضیارم بکنید که...
بخدا شما میرید دست مامانتونو بوس میکنیو نیاز نیست ما بفهمیم
چطور به خودتون اجازه ناراحت بودنو میدین؟
همیشه همهچی درست پیش نمیره،قبول.
بعضی وقتا دلتو میشکنن،قبول.
بعضی افراد رو تو زندگیت از دست میدی،قبول.
ولی این چیزا اونقدر اهمیت دارن که شادیتو ازت بگیرن؟
دنیا روبروت وایستاده؟ گور باباش،دورش بزن.
انسانهای اطرافت دلتو میشکنن؟گور باباش.دلتو در اختیارشون نزار که بشکنن.
نتیجهای که میخوای رو نمیگیری؟گور باباش،نتیجه که مهم نیس،از خودش لذت ببر.
دنیا خیلی کوتاهتر از اونیه که بخوای بهخاطر بقیه بهش گند بزنی.
با معیارهای خودت پیش برو و خودتو بخاطر بقیه تغییر نده.
هرکاری دلت میخواد انجام بده،همیشه بخند و زندگی کن.گور بابای هر چیز دیگه!
همیشه همهچی درست پیش نمیره،قبول.
بعضی وقتا دلتو میشکنن،قبول.
بعضی افراد رو تو زندگیت از دست میدی،قبول.
ولی این چیزا اونقدر اهمیت دارن که شادیتو ازت بگیرن؟
دنیا روبروت وایستاده؟ گور باباش،دورش بزن.
انسانهای اطرافت دلتو میشکنن؟گور باباش.دلتو در اختیارشون نزار که بشکنن.
نتیجهای که میخوای رو نمیگیری؟گور باباش،نتیجه که مهم نیس،از خودش لذت ببر.
دنیا خیلی کوتاهتر از اونیه که بخوای بهخاطر بقیه بهش گند بزنی.
با معیارهای خودت پیش برو و خودتو بخاطر بقیه تغییر نده.
هرکاری دلت میخواد انجام بده،همیشه بخند و زندگی کن.گور بابای هر چیز دیگه!
الان خود من وضعیتم جوریه که گره های زندگیم داره با گره های هندزفریم رقابت میکنه
وضعیت خودم و دوستام کلا هممون داریم مستقیم میریم به ....
حتی نصف کسایی که تو چنلمن فکر کنم اینجوریه
ولی عب نداره
همین روزای سخت ادمو سخت میکنه
وضعیت خودم و دوستام کلا هممون داریم مستقیم میریم به ....
حتی نصف کسایی که تو چنلمن فکر کنم اینجوریه
ولی عب نداره
همین روزای سخت ادمو سخت میکنه
برادران یوسف وقتي ميخواستند یوسف را به چاه بیفکنند، یوسف لبخندي زد.
یهودا پرسید: چرا خندیدي؟
اینجا که جای خنده نیست.
یوسف گفت: روزي در فکر بودم چگونه کسي ميتواند با من اظهار دشمني کند با اینکه برادران نیرومندي دارم!
اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که نباید به هیچ بنده اي تکیه کرد.
@mobina_farahanii
یهودا پرسید: چرا خندیدي؟
اینجا که جای خنده نیست.
یوسف گفت: روزي در فکر بودم چگونه کسي ميتواند با من اظهار دشمني کند با اینکه برادران نیرومندي دارم!
اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که نباید به هیچ بنده اي تکیه کرد.
@mobina_farahanii