﮼‌مبینافراهانی
1.94K subscribers
380 photos
60 videos
2 files
139 links
میریم دریا🦕🤍

آیدی اینستاگرام:
moob1na
Download Telegram
و اگه در حقت خیلی بدی کرده و بازم دلت براش تنگ میشه یعنی عاشقشی، البته احمقم هستم😊
-مى گه؛ من يادم مى ره، توام يادت مى ره. ولى زندگى يه جا يه جورى مى خوابونه زير گوشت كه ديگه يادت نره!
روی صورتش میباری
خوشبحالت...
که بارانی
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
﮼‌مبینافراهانی
اونجا که شادمهر میگه:میدونست دوسش دارم همینم نقطه ضعفم بود داره حماقت منو میگه😊
هر دفعه غریبه تر میبینمت
تو چجوری این همه عوض شدی
با کی دارم اشتباه میگیرمت؟
"منو تورو میگه ها بگیر به خودت"
به درک خودش نخواست،من چرا حرص بی لیاقتی مردمو بخورم؟

[هدفونش را میگذارد،حرص میخورد و عر میزند با البوم شادمهر]
چرا مکرری و رهایم نمی‌کنی؟
يا رب لاتجملها في عيون خلقك زي ما جملتها في عيوني؟

او را آنچنان که در چشمانِ من زیبا ساختی، در چشم دیگران زیبا نساز!
- باران به شیشه می زند از چشم های من..
چند روز بعدم که میگذره یه ماهی میشه که رفتی.
به چشم برهم زدنی که دروغه،  به جان کندنی سخت این یک ماه میشه دو ماه...
دوماه میشه سه ماه
سه ماه میشه چهار ماه
 اصلا چه فرقی میکنه چند ماه گذشته
از یه جایی به بعد میشه تهدید ماهی به غرق شدن تو آب؛ تو فقط نگا کن به چشمام... شکوندیش خب؟
فقط همین
روز و ماه و سال مهم نیست همونجور که الان اصلا حواست نیست امروز چه روز و تاریخیه
من بخاطرت رفتمو هنوز  با خاطراتت هستم
تو بپرس چند شب ارزو کردی یکی برگرده؟
من بگم
هرشب
امشب
شب تولدم
#مبینافراهانی
#پادکست_شب_تولدم
12/11
@mobina_farahanii
👍1
گیجم
مثل اسفند
که معشوقه ی زمستان است
اما
همه می خواهند
دستش را
در دست بهار بگذارند..

@mobina_farahanii
اگه ازتون پرسیدن درد چه شکلیه...
گربه های محله شمام آره؟☹️
یه زمانی میرسه که بهت ثابت میشه من مثل بقیه نبودم
ولی همون زمانم برای من ثابت میشه تو مثل بقیه‌ای
لامصب چجوری گند زدی به روحم که تا صداتو میشنوم گریه م میگیره از ناراحتی؟
برو
ولی همه درارو
پنجره هارو
باز میذارم تا که بیای
خورشید و ماهو
حتی خدارو
قسم میدم خیلی زیاد
تا که بیای
یعنی میشه بیای؟
گفتم كجا؟
گفتا به خون

گفتم چرا؟
گفتا جنون

گفتم كه كِي؟
گفتا كنون

گفتم مرو؛
خنديد و رفت ...
چه برگردی چه برنگردی
ماه رو نشونه میگیرم؛
چون حتی اگه راهشو بره و بهش نرسه، میدونه که حالا جاش وسط ستاره هاست.
هفده سالم بود؛
پشت در دستشویی قایم شده بودم
پدرم از دستشویی امد بیرون
ترساندمش!
بهش خندیدم؛ او هم خندید...

در ان سن و سال
سیگاری شده بودم
در حمام سیگار میکشیدم
ان روز را هیچ وقت فراموش نمیکنم
همان روزی که یواشکی رفته بودم تا در حمام سیگار بکشم
سیگار کشیدنم طول کشیده بود
چهار نخ!
نخ آخر را که کشیدم سیگار ها را که از ترس پدر در چاه حمام فرو کردم از در حمام که بیرون امدم پدرم را دیدم که پشت در حمام روی زمین خوابش برده است
امده بود تا مرا بترساند...

بغلش کردم!
بوسیدمش
گریه کردم
و دیگر سیگار نکشیدم ..

@mobina_farahanii
👍1
یجوری لفت میدید انگار نمیدونین اگه کم فعالیت میکنیم دارم رو #پادکست بعدی کار میکنم😒
‏+هی تو! 9:23
_جانم؟؟ 11:16
+ چقد برات مهمم؟؟11:16
_ خیییلی زیاد 12:56
+اوهوم معلومه 12:57