я люблю тебя давно
Rauf & Faik
به ستاره ها نگاه کنید، اینو گوش کنید.
تو تصویر رؤیای منی
در دستان کسی دیگر
کسی که هرگز
تورا با چشمان من نخواهد نگریست
و چون قلب من
دوستت نخواهد داشت...
در دستان کسی دیگر
کسی که هرگز
تورا با چشمان من نخواهد نگریست
و چون قلب من
دوستت نخواهد داشت...
یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید: "کی ازدواج میکنیم؟"
گفتم: "اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آب گرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه نان از کله سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و مهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشویی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی. هر دومان یخ میزنیم. بیشتر از الان پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را میبینیم. نمیتوانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیاله زندگی دست و پا میزنیم، غرق میشویم و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان میرود و گرسنگی جایش را میگیرد..."
عشق روی پیادهرو - مصطفی مستور
@mobina_farahanii
گفتم: "اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آب گرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه نان از کله سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و مهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشویی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی. هر دومان یخ میزنیم. بیشتر از الان پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را میبینیم. نمیتوانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیاله زندگی دست و پا میزنیم، غرق میشویم و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان میرود و گرسنگی جایش را میگیرد..."
عشق روی پیادهرو - مصطفی مستور
@mobina_farahanii
👍1
من همه ی تلاشمو کردم تا تو خوشحال باشی،ولی تو،منو ندیدی.برات کافی نبود.چون به من نیازی نداشتی.برای همین تصمیم گرفتم از زندگیت برم تا شاید با این کار منو ببینی و نبودمو حس کنی،اما بعدش میدونی چیشد؟بعد رفتنم عوض شدی،همه حسای بدت از بین رفت و یه آدم دیگه ای شدی،نبودنم برات یه معجزه بود،پس بزار ببینم چقدر خوشحالی،که از دستم دادی .
میدونی...
مادرم همیشه میگه:
اگه یه مرد به عشقش نرسه یا واقعا عاشق نبوده یا اصلا مَرد نبوده...
مادرم همیشه میگه:
اگه یه مرد به عشقش نرسه یا واقعا عاشق نبوده یا اصلا مَرد نبوده...
یه قسمتی از دلتنگی هست،که دیگه چیزیو احساس نمیکنی،با نبودنش کنار اومدی و همه ی عشقتو پشت اون آدم دفن میکنی و میزاری میری
یه شبایی تو زندگیمون اومدن
که فکر میکردیم این آدمِ مچاله شدهی روی تخت،
تا صبح دووم نمیاره
ولی صبح شد...
@mobina_farahanii
که فکر میکردیم این آدمِ مچاله شدهی روی تخت،
تا صبح دووم نمیاره
ولی صبح شد...
@mobina_farahanii