﮼‌مبینافراهانی
1.94K subscribers
380 photos
60 videos
2 files
139 links
میریم دریا🦕🤍

آیدی اینستاگرام:
moob1na
Download Telegram
﮼‌مبینافراهانی
mobina farahani – man divoone nistam 4
تلگرام به صورت نامحسوسی عن شده وقتی فوروارد میکنی سین نمیخوره
یعنی وقتی فور کردین حتما باید طرف بیاد تو چنل که 166 سین بشه 167 سین
ایمان بیارید که باید جوین شید داخل چنل😊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راسی نظرتون؟
راجب 4تا قسمتش؟
کدوم قسمت رو بیشتر خوشتون اومد؟


- - - - - - - - - - - - - -


بی نام و نشون بدید👇👇👇
https://telegram.me/dar2delbot?start=send_gM5vbpe
"دختر"
دختر که باشی خواه ناخواه دلت شور میزند.
آیا به اندازه کافی لاغر هستی؟؟
زیبا هستی؟؟
جذاب هستی؟؟
دختر که باشی خواه ناخواه باید درون چهارچوب باشی... بیرون جای هرزه ها و علاف هاست...دختر که باشی خواه ناخواه صدای خنده هایت کم میشود ،زمان گریه هایت شب میشود
دختر که باشی بدنت سانسور میشود، افکارت حرام...
دختر که باشی دلت آغوش میخواهد کسی که فقط به چشمانت نگاه کند عاشق گرفتن دستت باشد تورا جور دیگر صدا کند
دختر که باشی
سخت است
 خواه ناخواه زندگی ات دست مادر است
 افکارت دست پدر
 اعمالت دست فرزند
اندامت دست همسر
دختر که باشی از کوه قوی تری از گل زیباتر از پرنده رها تر از پاییز شکننده تر
دنیا از گوشه چشمانش نبار اینجا دختر بودن به اندازه کافی طوفانیست..
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
﮼‌مبینافراهانی
mobina farahani – man divoone nistam 4
منم همه درارو بستم
اما قفل کردم رو خاطرات
از چی میترسی؟
از جای پاهات روی برف؟
میترسی همه بفهمن کجا بودی و کجا میری؟
نترس
صبح که آفتاب بزنه
همه برف ها آب میشن
همه جای پاها پاک میشن
از جای پاهات رو دل ها بترس
گرمای آفتاب که چیزی نیست
گرمای جهنم هم نمیتونه پاکشون کنه!

#روزبه_معین

@mobina_farahanii
Parvaaz Rooye Baame Tehran
Kamran Tafti
گُم کرده بودم آن خیابان را ،
پَرواز روی بامِ تهران را ،
بُغضِ کنارِ سیدخندان را ،
قَرضِ قرارِ چای و قلیان را ،
آن موی بی‌رحمِ پریشان را ..

#ریتم_موزیک_مریض_او
🎵
@mobina_farahanii
بخت هر جا که به دست کسی انگشتر داد
بی گمان قسمت انگشت کسی سیگار است...
بدون تو ویولونی هستم که نوازنده ای ندارد و گوشه ی خیابان ایستاده، به جای نواخته شدن به رهگذرها میگوید:« باور کنید، او زیبا بود، مرا مینواخت، دست هایش... دست هایش...» و تکه تکه میشود میان چشم هایشان...
‏چه عجیب، آدم میتونه حتی دلش برا مسبب نیمی از بدبختیاش هم تنگ شه
میگم که یه لحظه واقعن فک کن دیگه از فردا نیست به هر دلیلی
بازم میتونی ناراحتش کنی؟
نبوسیش؟
نری ببینیش...
دلبر نگاه بد میکردو
دله ما قنج میرفت
خسرو شکیبایی توی خونه سبز میگفت اگه قهرم میکنی حق نداری حرف نزنی باهام :)