﮼مبینافراهانی
شاید دیوونه ها مثه گوزنین که از رفتن معشوقشون شاخ در اووردن یا مثل فیلی که زنده و مرده ش 100تومنه و همش دلش یاد هندوستان میکنه دلش یاد هندوستان میکنه و نمیفهمه فیل و فنجون بهم نمیان شایدم مثل کبکن که سرشونو کردن تو بالشو همش گریه میکنن شایدم گاونو هی دارن…
فک کنم منم دیوونه م اخه
اونروز ک تو داشتی میرفتی
من شاخ در اووردم
زنده و مردم دیگ برات ارزش نداشت ولی هنوزم دوستت داشتمو یادت میکردمو، گریه....
نمیفهمیدم بهم نمیایم ،نمیفهمیدم بین این همه مشکلاتم تو واسم مشکل تر بودی
اما یه چیزیو تو هیچ وقت نمیفهمیدی
تو نفهمیدی من فقط جلوی تو آروم بودم کنار تو مهربون بودم پشت تو به همه بدتو نگفتمو خوبیتو گفتم
تو نفهمیدی عاشقت بودم
#مبینافراهانی
#من_دیوونه_نیستم3
@mobina_farahanii
اونروز ک تو داشتی میرفتی
من شاخ در اووردم
زنده و مردم دیگ برات ارزش نداشت ولی هنوزم دوستت داشتمو یادت میکردمو، گریه....
نمیفهمیدم بهم نمیایم ،نمیفهمیدم بین این همه مشکلاتم تو واسم مشکل تر بودی
اما یه چیزیو تو هیچ وقت نمیفهمیدی
تو نفهمیدی من فقط جلوی تو آروم بودم کنار تو مهربون بودم پشت تو به همه بدتو نگفتمو خوبیتو گفتم
تو نفهمیدی عاشقت بودم
#مبینافراهانی
#من_دیوونه_نیستم3
@mobina_farahanii
«و گفت: هر چیز را زکاتی ست، و زکات عقل اندوهی ست طویل!»
- عطار
- تذكرة اولياء
- عطار
- تذكرة اولياء
﮼مبینافراهانی
«و گفت: هر چیز را زکاتی ست، و زکات عقل اندوهی ست طویل!» - عطار - تذكرة اولياء
ولی
زکات عشق
اوندوهی ست طویل
زکات عشق
اوندوهی ست طویل
ساده بودم که عاشقانه نفس هایت را بوییدم عطر تنت از همان ابتدا از کسی دیگر بود
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
هشت سالم بود
معلم روی تخته نوشت:
"موضوع انشا:پدر شما چکاره است؟"
نوشتم:
پدر سه تا حرف ساده نیست که شما تو دبستان به بچه ها میگین تو کتاب کلمه های سه حرفیو پیدا کنید
نوشتم:
اینکه بعضی ها گوساله به دنیا میایند گاو از دنیا میروند عادی ست، بغل دستی من پدرش رفتگر محل ماست و خجالت میکشد انشایش را بخواند چون فکر میکند کار پدرش تنها رفتگری ست و درس های اول دبستانش را قشنگ نخوانده که میخواندیم
"پدر داس زد"
"پدر نان آورد"
"پدر آب داد"
بغل دستی من نمیفهمد انسان ها بدون آب تنها هفت روز زنده هستن و پدرش او را زنده نگه داشته اما او بچه است و نمیفهمد اما شما که گوساله نیستین بهتر بود همان انشای خسته کننده ی:
"تابستان خود را چگونه سپردین؟" را روی تخته مینوشتین
چند دقیقه بعد دفتر انشام روی میز پرتاب شده بود با نمره ی هشت داد زد اگه هشت سالت نبود بیشتر بهت نمره میدادم بچه و من بیشتر به جمله ی
"بعضی ها گوساله به دنیا میایند گاو از دنیا میروند ایمان اووردم"
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
معلم روی تخته نوشت:
"موضوع انشا:پدر شما چکاره است؟"
نوشتم:
پدر سه تا حرف ساده نیست که شما تو دبستان به بچه ها میگین تو کتاب کلمه های سه حرفیو پیدا کنید
نوشتم:
اینکه بعضی ها گوساله به دنیا میایند گاو از دنیا میروند عادی ست، بغل دستی من پدرش رفتگر محل ماست و خجالت میکشد انشایش را بخواند چون فکر میکند کار پدرش تنها رفتگری ست و درس های اول دبستانش را قشنگ نخوانده که میخواندیم
"پدر داس زد"
"پدر نان آورد"
"پدر آب داد"
بغل دستی من نمیفهمد انسان ها بدون آب تنها هفت روز زنده هستن و پدرش او را زنده نگه داشته اما او بچه است و نمیفهمد اما شما که گوساله نیستین بهتر بود همان انشای خسته کننده ی:
"تابستان خود را چگونه سپردین؟" را روی تخته مینوشتین
چند دقیقه بعد دفتر انشام روی میز پرتاب شده بود با نمره ی هشت داد زد اگه هشت سالت نبود بیشتر بهت نمره میدادم بچه و من بیشتر به جمله ی
"بعضی ها گوساله به دنیا میایند گاو از دنیا میروند ایمان اووردم"
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
❤1
﮼مبینافراهانی
هشت سالم بود معلم روی تخته نوشت: "موضوع انشا:پدر شما چکاره است؟" نوشتم: پدر سه تا حرف ساده نیست که شما تو دبستان به بچه ها میگین تو کتاب کلمه های سه حرفیو پیدا کنید نوشتم: اینکه بعضی ها گوساله به دنیا میایند گاو از دنیا میروند عادی ست، بغل دستی من پدرش رفتگر…
فقط هشت سالم بود
که تصمیم گرفتم بنویسم
این روزا همه مینویسن
اما کسی بخاطر نمره هشت نمینویسه
من بخاطر نمره هشت مینویسم
که بشه بیست💪
#روز_قلم_مبارک_من
که تصمیم گرفتم بنویسم
این روزا همه مینویسن
اما کسی بخاطر نمره هشت نمینویسه
من بخاطر نمره هشت مینویسم
که بشه بیست💪
#روز_قلم_مبارک_من
•°•اِنَّ اللّٰهَ فِی قُلُوبِ المُنکَسّرَه•°•
🍃|خُـداوَنـد در دِل های شِکسته جای دارد|🍃
•••
🍃|خُـداوَنـد در دِل های شِکسته جای دارد|🍃
•••