✍️ محسن جلال‌پور
10.7K members
316 photos
5 videos
8 files
371 links
فعال بخش خصوصی و تحلیل‌گر مسائل اقتصادی
Download Telegram
to view and join the conversation
رنج باغبان

آفت و گرما،سیل و سرما،خشکسالی و سیاست و حالا حمله ملخان. مخاطرات باغبانی و زراعت یکی دو تا نیست.
در ده سال گذشته زارع و باغدار حداقل از دو مورد این مخاطرات آسیب دیده است. گرفتاری‌های ناشی از سیاست بد و سیاستگذاری غلط که همواره بوده و خواهد بود اما کشت و کار مردمان در این سال‌ها یا گرفتار خشکسالی بوده یا سیل محاصره‌اش کرده. آفت و گرما هم به جای خود.
شیطان نشنود، امسال اما قرار است سالی متفاوت باشد. بی‌حرف پیش؛همه چیز مهیای سالی پر رونق در کشاورزی و دامداری است.
این را مطمئنم چون به چشمان خودم دیدم. به تأسی از عادت مرحوم پدرم دیروز در پایان اولین ماه سال به باغ پسته خانوادگی‌مان سری زدم. خدا را شکر، باغ‌های پسته مردم را هم سرحال و خندان دیدم.
باغ‌ها سیراب بودند و حال درختان خوب بود. سال گذشته همین موقع نوشتم که گرمای زودرس به درختان پسته آسیب می‌زند و همین طور هم شد.
در دو هفته اول آغاز فروردین سال گذشته که هوا زودتر از همیشه به گرمی گرایید، رویش جوانه‌ها مختل شد و فرآیند باردهی بسیاری از درختان به درستی شکل نگرفت طوری که جوانه‌هاي زايشي درختان به طوركلي منعقد نشد. نتیجه این‌که سال گذشته برای پسته اصلا خوب نبود.
امسال اما قرار است سالی متفاوت داشته باشیم.
خاک از همیشه حاصل‌خیزتر است، درختان دیر از خواب برخاسته‌اند، باغ‌ها سیراب شده‌اند و هوا تا این‌جا خوب همراهی کرده و همه چیز مهیاست تا امسال سالی خوش یمن برای باغ‌داران و زارعان باشد.
از من بپرسید می‌گویم اگر اتفاق خاصی نیفتد،امسال بیشتر از همه سال‌ها پسته خواهیم داشت.
اما آیا هیچ تهدیدی وجود ندارد؟
چرا شمار تهدیدها هم کم نیست. می‌گویند یک توده هوای سرد از سمت سیبری در حال حرکت به سمت ماست که اگر برسد و قدرت داشته باشد، مثل سال ١٣٥٨همه چیز را نابود خواهد کرد.
غیر از این، خطر سیل و بارش‌های شدید همچنان ما را تهدید می‌کند.گرمای ناگهانی هم حتما تهدید است و سایه ملخ‌ و سیاست هم که مثل همیشه روی سرمان احساس می‌شود پس خدا به دادمان برسد.
دیروز یکی از قدیمی‌های جمع گفت: هرسال از آغاز نوروز، چهل شبانه روز سخت در پیش داریم و باید مراقب باشیم که اتفاق خاصی نیفتد که اگر بیفتد، زحمت‌هایمان بر باد خواهد رفت.از این زمان‌بندی، هنور ده روز باقي مانده است.

شعر با مسمای فخرالدین اسعد گرگانی را یادتان هست؟دیروز بارها زمزمه‌اش کردم.
نیینى باغبان چون گل بکارد/ چه مایه غم خورد تا گل بر آرد ...

☑️محسن جلال‌پور


@mohsenjalalpour
ابرچالش‌ها چگونه خون اقتصاد را می‌مکند؟

سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران متوقف شده و رشد موجودی سرمایه به صفر گراییده، بودجه عمرانی دولت نیز به تدریج در حال حذف شدن است؛ چون بخش مهمی از منابع کشور صرف کسری صندوق‌های بازنشستگی، مشکلات نظام بانکی و کسری بودجه دولت می‌شود. در شرایطی که رشد اقتصاد ایران وابسته به سرمایه‌گذاری‌های جدید است چگونه می‌توان خون تازه به اقتصاد تزریق کرد؟

#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️ محسن جلال‌پور
ابرچالش‌ها چگونه خون اقتصاد را می‌مکند؟ سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران متوقف شده و رشد موجودی سرمایه به صفر گراییده، بودجه عمرانی دولت نیز به تدریج در حال حذف شدن است؛ چون بخش مهمی از منابع کشور صرف کسری صندوق‌های بازنشستگی، مشکلات نظام بانکی و کسری بودجه…
گودال‌های بودجه و ترمزهای رشد اقتصادی

یکی دو هفته به پایان سال 1397 در جمعی محدود مستمع سخنان نگران کننده دکتر مسعود نیلی درباره «اثر ابر‌چالش‌ها بر رشد اقتصادی» بودم.
چکیده نظرات ایشان این بود که نظام بانکی، صندوق‌های بازنشستگی و بودجه دولت سه چاه مالی بی‌انتها هستند که تکه بسیار بزرگی از بودجه را می‌بلعند.

این سه ابرچالش باعث شده‌اند سهم سرمایه‌گذاری از تولید ناخالص داخلی در سال 1397 به زیر 15 درصد برسد و رشد موجودی سرمایه هم به صفر نزدیک شود.

از آن طرف هرسال ارقامی تحت عنوان بودجه عمرانی در بودجه گنجانده می‌شود اما منابع تخصیص یافته خرج مصارف جاری می‌شود یعنی دولت آن‌قدر بی‌پول شده که بودجه عمرانی را هم خرج هفت سر عائله خود می‌کند.
اما مسأله این است که در نیم قرن گذشته خاستگاه اصلی رشد اقتصادایران سرمایه‌گذاری بوده و اکنون که دولت ناچار است بخش عمده‌ای از منابع را در چاه ابرچالش‌ها بریزد، قاعدتا امیدی هم به رشد سرمایه‌گذاری و احیای رشد اقتصادی نیست.

اقتصاددانان می‌گویند نسبت موجودی سرمایه فیزیکی به تولید ناخالص داخلی برای کشورهای مختلف کم و بیش ثابت است. بنابراین رشد تولید ناخالص داخلی تقریباً مساوی رشد موجودی سرمایه است. برای کشوری با نسبت بالاتر سرمایه به تولید، برای تحقق مقدار یکسانی از تولید ناخالص داخلی، موجودی سرمایه بزرگتری مورد نیاز است.
از آنجا که موجودی سرمایه در طول زمان بزرگتر می شود، به تدریج برای میزان معینی از رشد آن مقادیر بیشتر و بیشتری سرمایه‌گذاری مورد نیاز است.
به مجموعه كالاهاى سرمايه‌اى فيزيكى كشور كه قابل اندازه‌گيرى بوده و در فرايند توليد كالا و خدمات نقش دارند، موجودى سرمايه گفته می‌شود. در واقع، موجودى سرمايه را مى‌توان مجموع ارزش ساختمان و تاسيسات و ماشين آلات و تجهيزاتى دانست كه در فرايند توليد نقش داشته و مورد استفاده قرار مى‌گيرند.
رشد موجودی سرمایه در دهه 1340 و 1350 حدود 10 درصد، در فاصله سال‌های 1370 تا سال 1390 حدود 4.5 درصد و در فاصله سال های 1390 تا 1396 حدود 1.6 درصد بوده و برآوردها نشان می دهد که رشد موجودی سرمایه، در سال 1397 حدود صفر بوده است.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تولید بالقوۀ اقتصاد ایران متوقف شده و مهم‌تر این که تامین سوخت مورد نیاز برای رشد بالاتر از 2 تا 3 درصد مبتنی بر سرمایه‌گذاری بسیار دشوار است.

📌 چه عواملی رشد سرمایه‌گذاری را کند می‌کنند؟

همان‌طور که اشاره شد، یکی از کلیدی‌ترین متغیرهای اثرگذار بر رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری است. از آن‌جا که در سال‌های گذشته رشد اقتصادایران تحت تأثیر این متغیر قرار داشته،در آینده هم عنصر سرمایه به شدت در این روند نقش ایفا خواهد کرد. اما اگر نگاه ما معطوف به آینده باشد، متوجه خواهیم شد که عوامل زیادی می‌توانند بر روند سرمایه‌گذاری سال‌های آینده تاثیر منفی بگذارند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

تحریم: تحریم هم منابع در گردش اقتصاد را کم می‌کند و هم منابع در اختیار دولت را با شدتی بیشتر تقلیل می‌دهد، اثر تحریم، کاهش رشد اقتصادی و تحمیل رکود همراه با تورم است.

کاهش درآمدهای نفتی: اثر مستقیم تحریم، کاهش درآمدهای نفتی است و با کاهش درآمدهای نفتی رشد اقتصادی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. تحریم می‌تواند جریان تجارت خارجی را نیز مختل کند که در نتیجه، فعالیت بنگاه‌ها نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.اگر فروش نفت ایران به زیر یک میلیون بشکه برسد، دولت حتی قادر به تأمین مایحتاج کشور نیست بنابراین نباید انتظار داشته باشیم درآمدهای نفتی صرف سرمایه گذاری دولت شده و از این محل رشد اقتصادی حاصل آید.

کسری بودجه دولت: دولت‌ها هرگاه دچار کسری بودجه می‌شوند از هزینه‌های عمرانی می‌کاهند. در حال حاضر نیز توان مالی دولت برای تخصیص اعتبارات عمرانی کاهش یافته است. تحقیقات نشان می‌دهد که هرگاه اعتبارات عمرانی کاهش یافته، رشد اقتصادی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. در حال حاضر اقتصاد کشور نیازمند سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌ها است و اگر این سرمایه‌گذاری صورت نگیرد،رشد اقتصادی باز هم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

فضای کسب وکار: کالا یا خدماتی که تولید می‌شود یا در بازار داخل مشتری دارد یا ممکن است صادر شود. اگر بازار به درستی کار کند و تقاضایی وجود داشته باشد، بنگاه‌های تولیدی می‌توانند ازطریق فروش محصول، مازادی ایجاد کنند که با این مازاد، هم مالیات بپردازند و هم برای تأمین زیرساخت‌های مورد نیاز خود منابع ذخیره ‌کنند. اما فضای کسب وکار مساعد نیست و بنگاه نمی‌تواند مازاد ایجاد کند که این مازاد به سرمایه‌گذاری تبدیل شود.

☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
عرصه بر بنگاه‌ها تنگ و تاریک است

گزیده‌ای از گفت وگو با هفته نامه تجارت فردا:👇

🔻اقتصاد مبتنی بر درآمد نفتی ممکن است عوارض منفی گوناگونی داشته باشد اما به گمانم بدترین عارضه‌اش این است که منطق اقتصادی را در تصمیم‌گیری و سیاستگذاری‌های ما از بین برده است. وقتی منطق اقتصادی از تصمیم‌گیری دور شود اقتصاد تغییر جهت می‌دهد و انگیزه‌ها به مسیر دیگری منحرف می‌شوند. مثلاً وقتی ساختار سیاسی اولویت اقتصاد را اشتغال‌زایی بداند نتیجه با زمانی که ساختار سیاسی اولویت را رشد اقتصادی اعلام کند، متفاوت می‌شود. اگر رشد اقتصادی در اولویت قرار گیرد، اشتغال هم حاصل می‌آید اما اگر اشتغال ماموریت اصلی باشد، لزوماً رشد به دست نمی‌آید.

🔻اشتباهاتی که در دهه 60 در سیاستگذاری وجود داشت، همچنان وجود دارد. دولت خود را متولی تولید کالای خصوصی می‌داند و نگران کیفیت کالای عمومی نیست. کالای عمومی را باید دولت تولید کند و کالای خصوصی را بخش خصوصی. در حال حاضر بنگاه ایرانی با تهدیدهای زیادی مواجه است و هرچه جلوتر می‌رویم، بنگاه‌های درستکار که می‌خواهند در فضای رقابتی و سالم کار کنند، عرصه را بیشتر از گذشته تنگ و تاریک می‌بینند.

🔻برای ملموس شدن اهمیت فضای اقتصادی می‌توان به نحوه فعالیت دو نفر از ثروتمندترین افراد جهان نگاه کرد؛ یکی بیل گیتس در آمریکا و دیگری کارلوس اسلیم در مکزیک. تفاوت این دو فرد این است که بیل گیتس در یک فضای رقابتی و مناسب کسب‌وکار با نوآوری و ابتکار، خلق ثروت کرده، ولی کارلوس اسلیم در یک اقتصاد بسته و فضای رانتی کسب ثروت کرده است. مطمئناً اگر جای این دو ثروتمند و سرمایه‌گذار را با هم عوض کنند؛ بیل گیتس را به مکزیک و کارلوس اسلیم را به آمریکا ببرند، هیچ کدام از آنها نمی‌توانند کار کنند چون روش فعالیت در فضای اقتصاد آزاد سالم و رقابتی با کار در فضای رانتی کاملاً متفاوت است.

🔻فعالیت بنگاه باید تبدیل به مازاد اقتصادی شود. کالا یا خدماتی که تولید می‌شود یا در بازار داخل مشتری دارد یا ممکن است صادر شود. اگر بازار به درستی کار کند و تقاضایی وجود داشته باشد، بنگاه‌های تولیدی می‌توانند از طریق فروش محصول، مازادی ایجاد کنند که با این مازاد، هم مالیات بپردازند و هم برای تامین زیرساخت‌های مورد نیاز خود منابع ذخیره کنند. اما فضای کسب‌وکار مساعد نیست و بنگاه نمی‌تواند مازاد ایجاد کند که این مازاد به سرمایه‌گذاری تبدیل شود.

🔻مهم‌ترین دستاورد دولت آقای روحانی، ثبات‌بخشی به محیط اقتصاد کلان بوده است. این دستاورد اما به دلایل مختلف در دولت دوازدهم در حال از دست رفتن است. تنها بازگشت تورم دورقمی برای بی‌ثبات کردن اقتصاد ایران کافی است. در اثر ناامن شدن محیط اقتصاد کلان، انگیزه سوداگری در بازارها تشدید شده که نتیجه‌اش کاهش انگیزه برای سرمایه‌گذاری بلندمدت است. در حال حاضر حاشیه سود تولید به شدت پایین آمده و در مقابل بر جذابیت سوداگری و واسطه‌گری افزوده شده و در نتیجه انگیزه سرمایه‌گذاری در تولید از بین رفته است.

🔻بدگمانی به کارکرد اقتصاد آزاد و بی‌اعتمادی به بخش خصوصی، با وجود گذشت این همه سال از وقوع انقلاب هنوز در اندیشه و گفتار سیاستمداران ما وجود دارد و آنها تلاش نکرده‌اند سم این تفکر را از اندیشه خود خارج کنند. درست است که ناکارآمدی اقتصاد دولتی بارها به اثبات رسیده اما سیاستمداران ما برای کنار گذاشتن آن جدی نبوده‌اند. در مقابل اگرچه درست بودن گزاره‌های اقتصاد آزاد اظهر من الشمس است اما منافع گروه‌های ذی‌نفع نیز به بقای سیستم اقتصاد دولتی منجر شده و اجازه اصلاحات اقتصادی و تغییر پارادایم نداده و به این ترتیب اقتصاد ما همچنان دولتی و متمرکز باقی مانده است اما واقعیت این است که اقتصاد دولتی هیچ راه‌حلی ندارد.

📎متن کامل این گفت‌وگو را در شماره 313 هفته نامه #تجارت_فردا بخوانید.


☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
هشدار به رانت‌جویی صادراتی؛

👤 سرمقاله ای از محسن جلال پور

✍️ در سال ۱۳۹۷ همان‌طور که به‌دلیل جذابیت ارز ۴۲۰۰ تومانی یکباره تعداد وارد‌کننده‌ها افزایش قابل‌توجهی پیدا کرد، سیاست‌های اعمال شده با هدف بازگرداندن ارز ناشی از صادرات نیز باعث افزایش عجیب آمار صادرکنندگان شده است.

✍️ بار اصلی صادرات سال ۱۳۹۷ بر دوش ۴۴۵ صادر‌کننده بوده که هیچ نشانی از آنها نداریم که بیش از ۵ میلیارد دلار صادرات داشته‌اند و ارز ناشی از صادرات را به کشور بازنگردانده‌اند. اما صادرات چگونه برای رانت‌جویان دوست‌داشتنی شد؟

✍️ دلیلش را باید در خطای سیاست‌گذاری ارزی و تجاری در یک سال گذشته دانست. یک سال پیش، سیاست‌گذار با هدف بازگشت ارز حاصل از صادرات به کشور و جلوگیری از خروج سرمایه، موانع زیادی پیش پای صادرکنندگان که اتفاقا انگیزه‌‎های زیادی برای بازگشت ارز ناشی از صادرات خود داشتند، ایجاد کرد.

✍️ دولت صادرکننده را مجبور کرد بخشی از ارز ناشی از صادرات خود را در سامانه سنا و بخش دیگری را در سامانه نیما بفروشد. در مدت زمانی کوتاه پس از اعمال این سیاست‌ها مشخص شد عرضه ارز در سامانه سنا عمدتا به قیمت بالاتر از سامانه نیما و نزدیک به قیمت بازار آزاد ارز شکل می‌گیرد؛ اما مشتری حاضر و آماده‌ای ندارد.

✍️ ضمن اینکه مشخص شد با توجه به تحریم‌ها ارتباط بین خریداران و فروشندگان در سامانه‌های ارزی یاد شده با مشکل جدی مواجه است و معمولا کمتر به سرانجام می‌رسد.

✍️ در مقابل مشخص شد عرضه ارز در سامانه نیما که به مراتب مشتری بیشتری دارد، با قیمت پایین‌تر از نرخ سنا و نرخ بازار آزاد شکل می‌گیرد. با این وجود، عرضه و تقاضا در این سامانه نیز معمولا با مشکل جدی مواجه بود و باز هم به‌دلیل تحریم، صادرکننده قادر به فروش ارز خود به همه خریداران متقاضی در این سامانه نبود.

✍️ در این شرایط برخی از صادرکنندگان برای اینکه در تله سنا و نیما نیفتند، از کارت بازرگانی دیگران استفاده کردند؛ این رفتار نقطه آغاز مشکل بود، با این تقسیم‌بندی راه برای سوء‌استفاده و فساد باز شد و برخی دارندگان کارت بازرگانی حاضر شدند در برابر دریافت مبلغی از صادرکنندگان، کارت خود را در اختیار آنها قرار دهند. در چنین شرایطی عرصه رقابت سالم مختل شد و عملا کار برای صادرکنندگان واقعی و ریشه‌دار سخت شد.

✍️ به قول امروزی‌ها باگ سیاست‌های ارزی همین‌جا بود و تفاوت قیمت کالای صادراتی با بازار داخل نیز از همین حفره نشأت گرفت. چون وقتی مبنای محاسبه، ارز بازار آزاد باشد نتیجه به‌طور کامل با محاسبه بر مبنای ارز سامانه نیما و سنا متفاوت است.

✍️ اکنون آمارها نشان می‌دهد همان‌طور که سیاست ارز ۴۲۰۰ تومانی اشتباه بوده و منجر به اتلاف ذخایر استراتژیک ارزی کشور شده، سیاست‌های تحدید صادرات نیز منجر به خروج بیش از ۵ میلیارد دلار سرمایه از کشور شده است.

✍️ اما راهکار چیست؟ ادامه این روند یا بازنگری در آن با هدف برگشت ارز صادراتی و حذف رانت احتمالی از این مسیر. آیا سیاست‌های ارزی اتخاذشده می‌تواند هدف نهایی را محقق کند یا باید چاره‌ای دیگر اندیشید.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3523359
اقتصاد از نهاد قضایی چه می‌خواهد؟


این روزها سیگنال‌های مثبتی از سمت قوه‌قضائیه ارسال می‌شود که باعث تمرکز بیشتر افکار عمومی بر این بخش از حکمرانی و افزایش امید مردم شده است. بدون شک تغییر در تفکر و تحول در مدیریت دستگاه قضا می‌تواند نقطه آغازین تحولات مثبت و امیدوار‌کننده در جامعه امروز ایران باشد منوط به اینکه قوه‌قضائیه خود را بیشتر از همیشه ملزم به دفاع از حاکمیت قانون و مبارزه با فساد در سیاست و سیاست‌گذاری اقتصادی بداند.
بسیاری از دل‌سوختگان کشور در یکی دو سال گذشته نقطه آغاز اصلاحات امیدبخش را اصلاح نهاد قضایی اعلام کرده‌اند.

🔹 چرخ جامعه با کمک مجموعه‌ای از قوانین و قواعد که «نهاد» نام دارند می‌چرخد.
نهادها همان قواعد بازی در سیاست و اقتصاد هستند که اگر به‌درستی تهیه و تدوین شوند و به‌درستی کار کنند، می‌توان از جامعه انتظار پیشرفت داشت.
وظیفه حکمرانی نیز چیزی جز تعریف صحیح قواعد بازی و ارتقای مداوم کیفیت عملکرد نهادها نیست.

🔹تجربه نشان داده کشورهایی که دارای نهادهای با کیفیت هستند هم ثبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دارند و هم سریع‌تر رشد می‌کنند و کشورهایی که کیفیت نهادها در آنها پایین است از سطوح رشد پایین‌تری برخوردارند.

در این میان نهاد قضایی یکی از مهم‌ترین نهادها و قوه‌قضائیه یکی از مهم‌ترین تنظیم‌کننده‌های نهادها به‌شمار می‌رود، چون وظیفه دارد قواعد بازی میان عوامل اقتصاد را تنظیم کند.

🔹 تردیدی نیست که قوانین و قواعد حقوقی روی رفتار اقتصادی و کنش و واکنش آحاد اقتصادی اثر می‌گذارند؛ بنابراین بدون درک درست از این اثر و تحلیل صحیح روابط میان بازیگران اقتصادی، دستیابی به رشد اقتصادی ممکن نیست.

🔹 برای اینکه نهادها به‌درستی کار کنند، نقش دستگاه قضا بی‌بدیل است و نهاد قضایی است که می‌تواند به آحاد اقتصادی اطمینان دهد که با ابزار «حاکمیت قانون» در برابر فساد و سوءاستفاده سیاستمداران می‌ایستد و با «تحکیم پایه‌های مالکیت» نمی‌گذارد عواید ناشی از نوآوری خدشه‌دار شود و از طریق «نظارت بر حسن و استحکام قراردادها» محیطی امن برای فعال اقتصادی ایجاد می‌کند.

منظور از حاکمیت قانون، الزام به پاسخگویی حکمرانان در همه سطوح و محدود کردن قدرت با هدف جلوگیری از سوءاستفاده سیاستمداران از قدرت است.

حقوق مالکیت هم این معنی را می‌دهد که افراد نه تنها مالک قطعی دارایی‌های خود هستند که مالکیت آنها بر عواید ناشی از نوآوری نیز خدشه‌دار نمی‌شود.

هرچه حقوق مالکیت کیفیت بهتری داشته باشد، ریسک سرمایه‌گذاری کمتر و انگیزه افراد برای سرمایه‌گذاری بیشتر می‌شود.

سومین نهادی که نقش دستگاه قضایی در کیفیت آن اهمیت مضاعف دارد، «نظارت بر حسن اجرای قرارداد» است.

حسن اجرای قراردادها باعث ایجاد اعتماد بیشتر در آحاد اقتصادی شده و زمانی که در سرمایه‌گذار این اطمینان ایجاد شود که در صورت وقوع اختلاف میان طرفین قرارداد، نهاد قضایی به‌درستی کارش را انجام خواهد داد ریسک سرمایه‌گذاری کاهش و حجم آن افزایش خواهد یافت.

🔹بنابراین به‌عنوان فعال اقتصادی اعتقاد جدی دارم اگر قوه‌قضائیه در بهبود کیفیت نهادهای مورد اشاره یک گام پیش گذارد، اقتصاد چندگام پیش‌تر خواهد رفت.

به گمانم خطاست اگر مسوولان ارشد قوه‌قضائیه گمان کنند کثرت نزاع و دعاوی و همین‌طور افزایش روزافزون جرم و بزه در کشور صرفا یک مساله تخصصی قضایی است و فقط با سیاست‌گذاری حقوقی و قضایی باید حل و فصل شود.

🔹 به خاطر دارم یک سال مانده به اتمام دوره ریاست مرحوم آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی در قوه‌قضائیه به اتفاق برخی دوستان خدمت ایشان رسیدیم.

از وضعیت سیاست‌گذاری اقتصادی نالیدیم که ایشان ضمن تایید وجود ناهماهنگی در حکمرانی اقتصادی، به موضوع مهمی اشاره کرده و گفتند: «برخی به من انتقاد می‌کنند که شما هرچه توان دارید، روی اصلاح قوه‌قضائیه بگذارید، شما را چه به اقتصاد که بیشتر صحبت‌هایتان عمدتا درباره مسائل اقتصادی است؟»

آیت‌الله شاهرودی گفتند معمولا در پاسخ به چنین انتقادهایی می‌گویم: «بعد از ۹ سال حضور در قوه‌قضائیه متوجه شده‌ام که اگر بخواهیم جرم و بزهکاری در جامعه کم شود و افراد کمتری به قوه‌قضائیه مراجعه کنند و دوره آرامی داشته باشیم، ابتدا باید در وضعیت اقتصادی کشور اصلاحات عمیق ایجاد کنیم و به این شکل از مشکلات قوه‌قضائیه بکاهیم.»

امیدوارم ریاست جدید قوه‌قضائیه باعث و بانی تحولات عمیق در قواعد زمین بازی اقتصاد شده و با اصلاح نهادها، بسترساز فعالیت سالم اقتصادی در کشور باشند

سرمقاله دنیای اقتصاد:

https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/3529760-اقتصاد-از-نهاد-قضایی-چه-می-خواهد

☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
کربلای کاله


یک کارخانه بسیار موفق ایرانی در عراق سوخت و خاکستر شد اما بلواهای سیاسی این روزها نگذاشت خبر این سوختن به گوش مردم برسد.

همه با «کاله» آشنایی داریم و بعید می‌دانم در میان ایرانیان کسی باشد که محصولات این برند را نشناسد. متأسفانه گزارش‌ها حاکی از آن است که کارخانه کاله واقع در کربلا دچار آتش‌سوزی گسترده شده و بخش‌های اصلی آن در آتش سوخته است.ضمن این‌که متأسفانه دو نفر از هموطنانمان در این حادثه جان باخته‌اند.

درباره ریشه‌ها و دلایل این حادثه ناگوار اطلاعاتی در دسترس نیست اما قطعا رقبای ترک و عرب را خوشحال کرده است.

یکی دو سال پیش از غلامعلی سلیمانی-بنیان‌گذار کاله- شنیدم که خط تولید کاله را به عراق برده و در بازارهای این کشور فعالیت گسترده‌ای را آغاز کرده است.

پرسیدم چرا صادرات نکردید و در کشوری که امنیت ندارد کارخانه دایر کردید؟ گفت: «از دام بی‌ثباتی در سیاستگذاری و نوسان غیر قابل پیش بینی ارز در ايران و تله تعرفه در کشور عراق فرار کردم. صادرات آنقدر گرفتاری دارد که ریسک سرمایه‌گذاری در عراق نا‌امن را پذیرفتم و قید صادرات را زدم.»

گفتم: چقدر سرمایه‌گذاری کردید؟

گفت: «کارخانه‌‌ای که ساختم حدود 100 میلیون دلار سرمایه برده اما اطمینان دارم بازار عراق را تصاحب خواهیم کرد.»

از این مکالمه کوتاه دو یا سه سال گذشت که در سفر به عراق موفقیت کاله را به چشم دیدم. اواخر اردیبهشت امسال در سفر به کربلا و نجف، موفقیت‌های کاله را در بازار عراق حتی از آن‌چه آقای سلیمانی پیش‌بینی کرده بود بیشتر ارزیابی کردم.

فروشگاه‌های عراق پر بود از محصولات کاله و در نشست‌های رسمی و غیر رسمی غیر ممکن بود با محصولات این برند ایرانی از ما پذیرایی نکنند. در این سفر، کاله را آنقدر موفق دیدم که همه جا با غرور و افتخار از غلامعلی سلیمانی به عنوان یک کارآفرین نمونه ایرانی یاد کردم.

به هرحال کاله در آتش سوخته و هنوز کسی نمی‌داند دلایل این آتش سوزی چه بوده و چه کسی مسبب آن بوده است اما پرسشی که ذهن را آزار می‌دهد این است که تکلیف صد میلیون دلار سرمایه سوخته شده چه می‌شود؟

و کدام نهاد رسمی باید از کارآفرین ایرانی در خارج از مرزها حمایت کند؟

هرچند معتقدم درستی یا نادرستی اقدام غلامعلی سلیمانی برای سرمایه گذاری در عراق نیاز به بررسی و تحقیق بیشتر دارد اما یک چیز را خوب می‌دانم؛ آن‌هم این‌که چنین اتفاقاتی در فضای نامساعد کسب و کار در داخل و دیپلماسی اقتصادی ضعیف ریشه دارد. از یک سو سیاست‌های اقتصادی و رویه‌های اداری ما کاملا علیه صادرات عمل می‌کند و از سوی دیگر در حالی که با عراق رابطه سیاسی خوبی داریم اما مناسبات اقتصادی‌مان مبتنی بر دیپلماسی نیست. اگر در داخل، فضای کسب وکار نامساعد نبود و مدام در سیاستگذاری صادراتی تغییر رویه نمی‌دادیم و اگر با کشور عراق رابطه اقتصادی درستی تعریف می‌کردیم تا با ابزار تعرفه، صادراتمان را محدود نکنند،غلامعلی سلیمانی و کارآفرینانی نظیر او ناچار به سرمایه‌گذاری و ایجاد کارخانه در عراق نمی‌شدند.هرچه هست، عراق برای سرمایه‌گذاری ما امن نیست اما بهترین بازار برای صادرات کالای ایرانی است.

به هرحال برای آقای غلامعلی سلیمانی جز ابراز همدردی کاری از دستم بر نمی‌آید اما برای این‌که ابعاد ماجرا روشن شود، از وزارت امور خارجه و دیپلمات‌های با نفوذ انتظار داریم هرچه زودتر از مقامات دولت عراق درباره این آتش سوزی توضیح بخواهند.
همين طور پيشنهاد مي‌کنم دولت محترم در نشستی ویژه به بررسی ابعاد این حادثه بپردازد.
امیدوارم دولتمردان بتوانند راهی برای کمک به غلامعلی سلیمانی و احیای مجدد کاله در کربلا پیدا کنند.
لطفا نگذارید سرمایه ایرانی به این راحتی به خاکستر تبدیل شود.


☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
اقتصاد و جامعه چگونه هیولا می‌سازند؟

سریال جدید مهران مدیری داستان دست و پا زدن یک معلم در باتلاق تورم و رشد اقتصادی منفی و گیرافتادن تدریجی او در تله فساد و سرمایه‌داری رفاقتی و تیولداری است.
داستان انسان ساده‌ای است که فساد و سوء استفاده مالی در صندوق بازنشستگی فرهنگیان اندک پس اندازش را به فنا داده و مشکلات فراوان اقتصادی، سفره‌اش را کوچک کرده است. وضعیت مالی او به حدی بد است که قادر به تهیه داروی مادرش نیست و نمی‌تواند 10 میلیون تومان برای تمدید قرارداد آپارتمان اجاره‌‌ای اش تأمین کند. او که یک عمر سالم و «با شرافت» زندگی کرده باید تصمیم بگیرد که فردی سالم،صادق و با شرافت باشد اما خانه اجاره‌ای و طبقه اجتماعی‌اش را از دست بدهد یا راضی به سقوط اخلاقی شود و شرایط موجود را حفظ یا اندکی بهتر کند.
«هوشنگ شرافت» که زندگی سالم و اخلاقی، برند و نشان تاریخی خانوادگی‌اش به شمار می‌رود، در نهایت تن به این سقوط می‌دهد و ما داستان غرق شدن او را می‌بینیم. سریال تازه مهران مدیری داستان آخرین بازماندگان نسل «شرافت» است که زور می‌‍زنند سالم بمانند اما نمی‌توانند.

📌 چند نکته درباره این سریال به ذهنم می‎رسد:
اول: به گمانم صریح‌ترین سریال در برجسته کردن اثر چالش‌های اقتصادی بر زندگی افراد است.
دوم: صریح‌تر از دیگر آثار این سال‌ها از فساد عمیق در کشور پرده برداشته است.
سوم: اگر چه اقتصاد سخت آسیب دیده خانواده از تورم و رشد اقتصادی منفی به تنهایی می‌تواند سقوط یک فرد را رقم بزند اما از عارضه‌های جامعه امروز ایران نباید غافل بود.عارضه‌هایی که کمک می‌کنند تا یک معلم سالم-انسان سالم-با پای خود به سمت قتلگاه گام بردارد.
چهارم: هیولا تلاش می‌کند تا وجود یک «تعادل بد» را در جامعه امروز ایران به نمایش بگذارد. گویا نفع خیلی‌ها در وجود همین پلیدی‌هاست و این تعادل بد همه را با هم آلوده کرده و می‌کند. هوشنگ شرافت که می‌تواند ازاین قتلگاه بگریزد اما به واسطه متلک‌های دختر کم سن و سالش،مطالبات همسرش و تأییدهای تلویحی مادرش به سمت قتلگاه گام بر می‌دارد.
پنجم: بارها نوشته‌ام که شرایط امروز کشور مهیای فعالیت سالم اقتصادی نیست و سریال هیولا هم حاوی این پیام است که فرد سالم در جامعه امروز ایران نمی‌تواند دوام بیاورد.
ششم: در هیولای مهران مدیری کلکسیون انواع فساد-از مالی تا اخلاقی- به نمایش گذاشته شده و به گمانم بهتر از هر فیلم و سریالی توانسته پلیدی‌های تیولداری و سرمایه‌داری رفاقتی را نشان دهد.
هفم: هیولا بیشتر از آن‌که یک سریال خوش ساخت یا یک اثر هنری قابل اعتنا در پرونده مهران مدیری باشد، تبیینی جسورانه از شرایط امروز جامعه ماست که کنجکاوم می‌کند انتهایش را ببینم.

☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
رفع مزاحمت از زندگی و کسب‌وکار مردم

محسن جلال‌پور از نبایدهای دستگاه قضایی در حوزه اقتصاد می‌گوید

🔻در کوران رقابت‌های انتخاباتی سال 1396 خبر کوتاه دیدار ابراهیم رئیسی با امیرحسین مقصودلو- امیر تتلو- حواشی زیادی به وجود آورد. تصاویر این دیدار با سرعتی باور نکردنی در شبکه‌های اجتماعی تکثیر شد و واکنش‌های زیادی به دنبال داشت. خیلی‌ها رئیسی را به واسطه این دیدار تخطئه کردند و به نکوهش او پرداختند. راستش من هم از این دیدار متعجب شدم؛ روحانی متشخص اصولگرا کجا و خواننده زیرزمینی جنجالی کجا؟ طنازان سیاسی هیچ‌گاه حواشی آن دیدار را فراموش نکرده‌اند و هرازچندگاهی آقای رئیسی را به طعنه و متلک می‌نوازند. هرچند من هم معتقدم آن دیدار در آن مقطع نباید صورت می‌گرفت اما اکنون مساله فرق می‌کند. آقای رئیسی به عنوان رئیس قوه قضائیه انتخاب شده و اتفاقاً اکنون باید او را تشویق کنیم نه‌فقط با امیر تتلو که با همه آدم‌هایی که این روزها از متن جامعه دوره شده‌اند، یا نیاز به دادخواهی دارند دیدار داشته باشد.

🔻به نظرم قوه قضائیه برای اینکه از بار مشکلات خود، نظام و مردم بکاهد باید در چهار حوزه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و اقتصادی در ماموریت‌های خود بازنگری کند. در همه این حوزه‌ها چند نزاع غیرضروری اما بسیار پرهزینه در جریان است که فاصله میان مردم و حاکمیت را زیاد می‌کند. اگر سیاستگذار قضایی بتواند ساختار سیاسی را متقاعد به بازنگری در برخی ماموریت‌ها با هدف پایان دادن به جنگ‌های غیرضروری در حوزه کسب‌وکار و سبک زندگی کند، به نظرم امید به جامعه بازمی‌گردد.

🔻فکر کنید اگر دستگاه قضایی فقط در دو زمینه عدم دخالت در زندگی و کسب‌وکار مردم و اهتمام جدی برای مبارزه با فساد عملکرد قابل قبولی داشته باشد، بخش مهمی از نارضایتی در جامعه فروکش می‌کند و اگر قوه قضائیه بپذیرد که در چهار حوزه «حاکمیت قانون»، «حقوق مالکیت»، «استحکام قراردادها» و «رقابت و انحصار» قواعد باکیفیت تعریف کند، بدون شک تحولی در کشور به وجود خواهد آمد. برای جمع‌بندی این بخش معتقدم فرآیند اصلاح و ترمیم را باید از همان جایی شروع کرد که خرابی‌ها آغاز شده است

🔻متاسفانه نهاد مالکیت در ایران بسیار مخدوش و معیوب زاده شده است. در چند دهه گذشته حکومت‌ها به شکل‌های مختلف به حریم مالکیت تجاوز کرده‌اند اما از دهه 40 به این‌سو تحت تاثیر اندیشه‌های مارکسیستی انواعی از مالکیت به اقتصاد ایران معرفی شد. در حال حاضر ما با انواع مالکیت در ایران مواجه هستیم. مالکیت دولتی، مالکیت خصوصی، بخش تعاونی، حاکمیتی غیردولتی، بخش عمومی، نظامی و... حتی در نظام‌های کمونیستی هم این‌قدر تنوع مالکیت وجود نداشته. این آشفتگی در مالکیت در کنار دیگر عوامل که موضوع بحث ما نیست، باعث از بین بردن زمینه رقابت و به وجود آمدن انحصار شده است.

🔻یکی از دلایل اصلی یا شاید اصلی‌ترین دلیل ترویج فساد و بی‌اخلاقی در جامعه امروز ما درجه بالای تمرکز و دخالت زیاد دولت در اقتصاد است. در نتیجه این دخالت‌ها و سیاستگذاری ناکارآمد، بنگاه‌های ما امروز به شدت آلوده شده‌اند. فساد سیاستگذاری مادر همه فسادهاست. عموماً از قوه قضائیه می‌خواهیم که در مقوله فساد با جدیت، قاطعیت و با صدور احکام سنگین و اشد مجازات با متخلفان برخورد کند در حالی که فساد این‌گونه از بین نمی‌رود. فساد با از بین رفتن زمینه فساد از بین می‌رود. بدترین فساد، فساد قانونگذار و سیاستمدار است. فساد در سیاستگذاری باعث رویش مجدد مفسد می‌شود.

📎متن کامل این گفت‌وگو را می توانید در شماره 317 #تجارت_فردا مطالعه کنید.
@tejaratefarda
عصر روشنگری
مأموریت اتاق‌های بازرگانی در شرایط فعلی چیست؟

📌 گزیده‌ای از سرمقاله امروز دنیای اقتصاد👇

🔹بدون شک دولت فاقد نظریه اقتصادی منسجم است و در بسیاری موارد، تصمیم‌ها غیر کارشناسی، سیاسی و تحت تأثیر جریان‌های ذی‌نفع اتخاذ می‌شود.

🔹دولت نه تنها اتاق بازرگانی که هیچ تشکل نزدیک به بخش خصوصی را هم به بازی نمی‌گیرد و نه فقط به نظرات بخش خصوصی که به نظرات اقتصاددانان هم وقعی نمی‎نهد.

🔹متأسفانه شرایط برای طرح و تکثیر افکار مخرب و سیاست‌های زیان‌بار بیشتر از همیشه فراهم شده و امید به سیاست‌گذاری صحیح  به شدت کاهش یافته است.

🔹مهم‌ترین مأموریت اتاق در دوره جدید هم، توجه دادن مسوولان  به سیاست‌گذاری صحیح اقتصادی و هشدار درباره عواقب مخرب سیاست‌های غلط است.

🔹تا امروز مخاطب اصلی ما قوه مجریه بوده و همه نهادها و قواعد و سازوکارهای اتاق حول ارتباط و مشورت با دولت شکل گرفته‌اند. از این به بعد اتاق به‌عنوان یک پایگاه ریشه‌دار جامعه مدنی باید با مردم نیز سخن بگوید.

🔹تفکرات اغلب سیاستمداران ما منسوخ شده و آنها مدام اندیشه‌ها و ایده‌های غلط و در بسیاری مواقع متضاد را به جامعه پمپاژ می‌کنند و متأسفانه جامعه نیز به دلیل عدم آگاهی لازم با این ایده‌ها کنار می‌آید.

🔹در اثر ناآگاهی و بی‌دانشی است که تفکرات غلط اقتصادی و القائات پوسیده فکری در جامعه ما مرتبا بازتولید می‌شود.

🔹در موضوعات اقتصادی نیاز به یک انقلاب فکری داریم و اتاق‌های بازرگانی و تشکل‌های بخش خصوصی اگر می‌خواهند حرکتی ماندگار در تاریخ کشور پایه‌گذاری کنند، باید زمینه این انقلاب فکری را در جامعه فراهم آورند.


🔹اتاق بسیار بیشتر از همیشه باید به کانون هم‌اندیشی میان کنشگران جامعه تبدیل شود. تجار و صنعتگران بخش خصوصی در کنار جامعه‌شناسان و اقتصاددانان باید به‌صورت مداوم تلاش کنند تا آگاهی جامعه افزایش پیدا کند.

🔹اتاق باید از ظرفیت اتاق‌های فکر، انتشارات، رسانه‌های سنتی و مدرن برای افزایش آگاهی جامعه بهره‌برداری کند و امکانات خود را برای شکل‌گیری تحولات مهم فکری در جامعه آماده کند.

🔹ما به تجربه دریافتیم که در سیاست‌گذاری نمی‌توانیم اثرگذاری چندانی داشته باشیم، پس بیاییم آغازگر عصر روشنگری در ایران باشیم.

🔹بخش خصوصی باید بیشتر از همیشه مدافع آزادی‌، حاکمیت قانون، شفافیت و طرفدار رقابت باشد.

☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour


https://donya-e-eqtesad.com/بخش-باشگاه-اقتصاددانان-52/3539345-مخاطبین-پارلمان-اقتصادی
اينجا شهرك صنعتي خضرا در كرمان است و من دو رؤیای ناکام خود را در این شهرک دفن کرده‌ام. اولی حاصل یک سرمایه گذاری ناکام در صنعت نساجی است و دومی حاصل یک خیز ناتمام در صنعت لاستيك.
این رؤیای نیمه تمام در تله تحریم‌ و سیاستگذاری غلط اقتصادی و البته محاسبات نادرست گرفتار شد.
حالا من مانده‌ام و این اسکلت فلزی مغرور که محکم و استوار ایستاده و به این زودی‌ها سایه سنگینش را از زندگی‌ و کسب و کارم دور نمی‌کند.
کمی از این تجربه نوشته‌ام 👇

محسن جلال‌پور
@mohsenjalalpour
✍️ محسن جلال‌پور
اينجا شهرك صنعتي خضرا در كرمان است و من دو رؤیای ناکام خود را در این شهرک دفن کرده‌ام. اولی حاصل یک سرمایه گذاری ناکام در صنعت نساجی است و دومی حاصل یک خیز ناتمام در صنعت لاستيك. این رؤیای نیمه تمام در تله تحریم‌ و سیاستگذاری غلط اقتصادی و البته محاسبات نادرست…
.
.
.

داستان یک ناکامی

مقابل این سازه آهنی مغرور که می‌ایستم غمی بزرگ وجودم را فرا می‌گیرد.
گاهی اینجا می‌آیم تا به خودم بگویم زندگی بیش از آن‌چه فکرش را می‌کنی، پستی و بلندی دارد و دقیقا اینجا، کنار همین سازه مغرور، یکی از چاه‌های کسب وکار من کنده شده. چاه عمیقی که ناچار شده‌ام بخشی از رؤیاهایم را در آن چال کنم.
اينجا شهرك صنعتي خضرا در كرمان است و من دو رؤیای ناکام خود را در این شهرک دفن کرده‌ام. اولی حاصل یک سرمایه گذاری ناکام در صنعت نساجی است و دومی حاصل یک خیز ناتمام در صنعت لاستيك.
داستان شرکت نساجی بماند برای بعد اما مرحوم« بارز استیل» برای خودش حکایت‌هایی دارد. در سال 1384 اولین جرقه احداث این کارخانه توسط دوستي در ذهنم زده شد. مأموریت کارخانه تولید سیم‌های فولادي مورد استفاده در ساخت انواع لاستیک خودرو بود که هنوز هم به طور کامل وارداتی است و در کشور تولید نمی‌شود. اگر این ایده می‌گرفت، هم برای تولیدکنندگان بزرگ لاستیک در کشور خوب بود، هم اشتغال خوبی ایجاد می‌کرد و هم بازار خوبی داشت.
مقدمات کار فراهم شد، خاک‌برداری کردیم، پیکره‌اش را ساختیم و برای واردات ماشین آلاتش هم خیز برداشتیم اما گویی این رؤیای نگون بخت، بخت پرواز نداشت.
از شما چه پنهان، روزی که این تیرآهن‌های غول ‌پیکر به هم جوش مي خوردند فکرهای بزرگی در سر داشتم. می‌خواستم اینجا را محله بروبیا کنم. تصورم این بود که برای انبوهی آدم سفره‌ای گشوده خواهد شد. شرایط به ظاهر فراهم بود تا به یکی از آرزوهایم نزدیک شوم اما بخشی از محاسباتم درست نبود و هیچ‌گاه به آن‌چه در سر داشتم نرسیدم.
در حقیقت این رؤیای نیمه تمام در تله تحریم‌ و سیاستگذاری غلط اقتصادی و البته محاسبات نادرست گرفتار شد.
حالا من مانده‌ام و این اسکلت فلزی مغرور که محکم و استوار ایستاده و به این زودی‌ها سایه سنگینش را از زندگی‌ و کسب و کارم دور نمی‌کند.

محسن جلال‌پور
@mohsenjalalpour
علینقی عالیخانی درگذشت

علینقی عالیخانی-بزرگ تکنوکرات‌های ایران- امروز درگذشت.
متأسفانه این خبر درست است و مورد تأیید خانواده ایشان قرار گرفته است.


علینقی عالیخانی کیست؟
دهه چهل را دهه طلایی اقتصاد ایران می‌دانند. در فاصله سال‌های ١٣٤٢تا ١٣٥٢میانگین نرخ رشد اقتصادي ١١،٢درصد و میانگین سالانه نرخ تورم ٢،٦درصد بوده است. علاوه بر آن، مهم‌ترین صنایع ایران در همین دوره پایه گذاری شدند.
ثبت این عملکرد بی‌نظیر را باید در مدیریت علینقی عالیخانی تکنوکراتی جست وجو کرد که مُهرش بر تمام یادگارهای صنعتی آن دهه خورده است. او کلید وزارت اقتصاد را زمانی از اسدا... علم دریافت کرد که حال و روز اقتصاد ایران چندان مساعد نبود.
عالیخانی همان ابتدا محمد یگانه را به عنوان معاون اقتصادی،رضا نیازمند را به عنوان معاون صنعتی، رکن‌الدین سادات‌ تهرانی را به عنوان معاون بازرگانی و غلامرضا کیانپور را به عنوان رئیس گمرک ایران برگزید. خیلی‌ها معتقدند تکنوکراسی ایران از این تاریخ آغاز شده است. فرآیندی که آن روزها در تمام کشورهای منطقه پیشرو بود و اگر ادامه پیدا می‌کرد و شاه در دهه پنجاه با اشتباه در سیاست‌گذاری متوقفش نمی‌کرد، شاید ایران کم از کره جنوبی امروز نداشت.
عالیخانی علاوه براتکا به چنین تیم قدرتمند و تکنوکراتی،حمایت صفی اصفیا در سازمان برنامه و بودجه را نیز داشت.
بسیاری از اتفاقات ماندگار سیاست‌گذاری اقتصادی که رشد بی‌نظیر اقتصاد ایران را در این دوره به دنبال داشت، در دوران همکاری مشترک این دو رخ داده است.
به نظرم هنر اصلی عالیخانی و تیم تکنوکراتش این بود که ذی‌نفعان واردات را ذی‌نفع تولید کردند. بر خلاف دوره حاضر که دولت‌های ما ذی‌نفعان تولید را با سیاست‌های نادرست اقتصادی به ذی‌نفعان واردات تبدیل کرده‌اند.


☑️ محسن جلال پور

@mohsenjalalpour
📝 تحریم اقدامی تمدن‌ستیز و در خدمت آشوب و جنگ است

موسی غنی‌نژاد

🔹 تحریم اقتصادی چیزی جز نقض تجارت آزاد نیست. آزادی مبادله از ابتدایی‌ترین و در عین حال مهم‌ترین حقوق انسانی است. آزادی و کرامت فردی انسان‌ها رکن اصلی حقوق بشر و به خودی خود یک هدف غایی است؛ استفاده ابزاری از این هدف متعالی برای مقاصد سیاسی دولت‌ها نقض آشکار حقوق بشر است.
🔹 بنای تمدن مدرن بر تجارت آزاد گذاشته شده است. تجارت آزاد، بنا به ماهیت خود، موجب تعامل، وابستگی متقابل، تفاهم بیشتر و شکل‌گیری منافع مشترک میان انسان‌ها است. به همین لحاظ فلاسفه بزرگ دنیای مدرن، مانند منتسکیو، آن را نه تنها موجد تمدن بلکه ضامن روابط صلح‌آمیز میان انسان‌ها دانسته‌اند. نقض اصول تجارت آزاد یکی از عوامل مهم خصومت‌آمیز شدن روابط بین‌المللی و شعله‌ور شدن جنگ‌های فاجعه‌بار جهانی بوده است. با توجه به این واقعیت بود که پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن مانند صندوق بین‌المللی پول، گات (سازمان تجارت جهانی کنونی)، و بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه (بانک جهانی کنونی) با هدف ترویج تجارت آزاد و رشد اقتصادی تاسیس شدند.
🔹 تحریم اقتصادی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی را از بعضی حقوق ذاتی و مکتسبه محروم می‌کند. وقتی کسی جرمی مرتکب می‌شود قاضی می‌تواند او را از برخی حقوق خود محروم کند. واضح است که حکم قاضی باید منطبق با قانون باشد و گرنه رای او خودسرانه و فاقد مشروعیت خواهد بود. از سوی دیگر، قاضی فقط می‌تواند مرتکب جرم را به مجازات محکوم کند و او را از برخی حقوق محروم سازد؛ او نمی‌تواند خویشاوندان، دوستان، همشهریان یا هموطنان او را مشمول حکم خود کند. این گونه رفتارهای انتقام‌جویانه قبیله‌ای در حقوق مدرن مشروعیتی ندارد، و خود اعمالی مجرمانه تلقی می‌شود. بعلاوه، مجازات تحریم اجرای حکمی است که در هیچ دادگاه صالحه‌ای صادر نشده است؛ و طرفه این که دولت‌های مدعی حق، آزادی و دموکراسی خود در مقام قاضی و مجری حکم عمل می‌کنند و گویا غافلند از اینکه چنین کاری نقض ابتدایی‌ترین اصول حقوق مدرن است.
🔹 می‌گویند تحریم اقدامی سیاسی است و نه حقوقی، و هدف آن پیشگیری از جنگ است. اما این سخن ادعایی بی‌منطق است. اگر آزادی تجارت مهم‌ترین ابزار تمدن‌ساز و صلح‌آمیز شدن روابط میان انسان‌ها باشد نابود کردن این ابزار چگونه می‌تواند صلح و تمدن به ارمغان بیاورد؟ تحریم اقتصادی نه تنها ابزاری برای تحکیم صلح نیست بلکه ذاتا عملی خصمانه و تهدیدی برای روابط مسالمت‌آمیز است. تجربه تاریخی تحریم‌های اعمال شده علیه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که این گونه اقدامات هیچگاه در خدمت اهداف صلح‌آمیز نبوده‌اند و در اغلب موارد حتی به اهداف کوتاه مدت تاکتیکی اعلام شده خود نیز نایل نشده‌اند. تحریم اقتصادی و حتی بالاتر از آن محاصره اقتصادی کوبا توسط ایالات متحده آمریکا مصداق روشنی از این ناکامی بزرگ سیاسی است که نتیجه‌ای جز دشمنی مزمن نداشته است. تحریم اقتصادی شدید عراق نهایتاً به جنگی انجامید که پس از ده سال هزینه‌های جانی و مالی گزاف، حاصلی جز آشوب و ناامنی نداشت. پدید آمدن خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی که امنیت منطقه و جهان را تهدید می‌کنند محصول سیاست نابخردانه‌ای است که با نابود کردن ابزار صلح می‌خواهد صلح ایجاد کند.
🔹 ایران از لحاظ امنیتی و سیاسی با ثبات‌ترین کشور منطقه است و این امنیت و ثبات را بدون تکیه به سلاح هسته‌ای به دست آورده است. ضامن ثبات و امنیت هر کشور در دنیای کنونی وفاق ملی است و نه سلاح هسته‌ای. داشتن سلاح هسته‌ای چه تضمینی برای امنیت و ثبات برخی کشورهای منطقه (پاکستان و اسرائیل) داشته است که ایران به طور منطقی در پی آن باشد؟
🔹 ادامه تحریم‌های ناعادلانه و بی‌منطق چه پیامی به مردم ایران و مسئولان سیاسی آن خواهد داد و چه خدمتی به صلح و ثبات در منطقه خواهد رساند؟ ایرانی با روابط گسترده اقتصادی، تجاری و دارای منافع مشترک با جامعه جهانی می‌تواند به صلح و امنیت منطقه‌ای و جهانی کمک کند یا ایرانی منزوی، زخم خورده و خشمگین از تحریم‌های ناروا و ظالمانه؟

#تجارت_آزاد #تحریم #یادداشت

@ghaninejad_mousa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاز اول بیمارستان پیوند اعضا زیر نظر مؤسسه «خیریه پیوند اعضای نفیس کرمانی» به یاد پدرم مرحوم حاج حسین جلال‌پور همین روزها افتتاح می‌شود. به گواه پزشکان متخصص و مدیران بخش بهداشت و درمان، این بیمارستان در ایران کم نظیر است چرا که بر اساس الگوی بیمارستان‌های موفق دنیا ساخته شده و مجهز و مدرن است.


☑️ محسن جلال پور

@mohsenjalalpour
✍️ محسن جلال‌پور
فاز اول بیمارستان پیوند اعضا زیر نظر مؤسسه «خیریه پیوند اعضای نفیس کرمانی» به یاد پدرم مرحوم حاج حسین جلال‌پور همین روزها افتتاح می‌شود. به گواه پزشکان متخصص و مدیران بخش بهداشت و درمان، این بیمارستان در ایران کم نظیر است چرا که بر اساس الگوی بیمارستان‌های…
.
.
.
به یاد پدرم و ناظم‌الاطبا

چند هفته پیش از آرزویی گفتم که برآورده نشد. خیلی‌ها وقتی داستان «استیل بارز» را خواندند ناراحت شدند و برایم پیام گذاشتند که چرا این تجربه تلخ را بازگو کردم. امروز برای این‌که جبران کرده باشم، داستان یک آرزوی محقق شده را می‌گویم.
همان روزها که سخت مشغول پایه‌گذاری استیل بارز بودم، یک مؤسسه خیریه به نام «خیریه پیوند اعضای نفیس کرمانی» را هم به ثبت رساندم. به این دلیل نامش را نفیس گذاشتیم که یاد خانواده بزرگ نفیسی را زنده نگه داریم. دوستان این صفحه ممکن است خاندان نفیسی را به نام #سعید_نفیسی بشناسند که ادیبی خوشنام بود و بسیار سرشناس اما واقعیت این است که خاندان بزرگ نفیسی از «برهان الدین نفیس بن عوض بن حکیم کرمانی» تا «میرزا علی‌اکبر نفیسی معروف به ناظم‌الاطبا» بیش از 600 پزشک به جامعه هدیه داده‌اند و ما به این اعتبار نام خیریه خود را «نفیس کرمانی» گذاشتیم.
ابتدا فضای کوچکی در بیمارستان مرحوم علیرضا افضلی پور در اختیارمان گذاشتند و فعالیت درماني دربخش پيوند به صورت محدود آغاز شد ولي باهمين فضاي كوچك توانستيم بخشهاي پيوندكليه،مغزاستخوان وكبد را دركرمان راه اندازي كنيم اما پس از آن‌که زمینی بزرگ‌تر در اختیارمان گذاشتند، کلنگ بیمارستانی مجهز رادرسال١٣٨٧ بر زمین زدیم. ١٢ سال از آن روزها می‌گذرد و خدای بخشاینده و مهربان را شکر می‌کنم که سرانجام موفق شدیم یکی از بهترین مراکز درمانی کشور را آماده کنیم.
فاز اول آن به مساحت 5 هزار متر به یاد پدرم مرحوم #حاج_حسین_جلال_پور ساخته شده که امکانات بسیار خوبی دارد و امکان پیوند مغز و استخوان و کلیه و کبد در آن فراهم آمده است.
به گواه پزشکان متخصص و مدیران بخش بهداشت و درمان، این بیمارستان در ایران کم نظیر است چرا که بر اساس الگوی بیمارستان‌های موفق دنیا ساخته شده و بسیار مجهز و مدرن است.
ایده شکل‌گیری بنياد نفيس نخستین بار در اتاق #کرمان شکل گرفت و در حقیقت حاصل مطالعات عده‌ای از دوستان بود. با این حال خیلی‌ها در استان از همان ابتدا آیه یأس خواندند و معتقد بودند کارپيوند اعضا در استانی چون كرمان به سرانجام نمی‌رسد. گوش نکردم و در بیشتر موارد به تنهایی کار را پیش بردم و امروز خوشحالم که با وجود این همه مشکلات،کار به سرانجام رسید.
همین روزها منتظریم تا با حضور وزیر بهداشت و درمان رسما این بیمارستان را افتتاح کنیم و من واقعا مثل بچه‌ها بی‌قرارم و لحظه شماری می‌کنم.



☑️ محسن جلال پور

@mohsenjalalpour
اولويت رشد اقتصادی بر اشتغال

گزیده‌ای از سرمقاله امروز روزنامه ایران

🔹 مناسبت‌های قوه قضائیه و روز صنعت در تقویم، سه روز با هم فاصله دارند. مناسبت اولی در هفتم تیرماه واقع شده و دومی در دهم تیرماه. ربط این دو به هم و ارتباط مشترکشان با توسعه نزدیک‌تر و تنگاتنگ‌تر هم هست.

🔹 نهاد قضایی وظیفه‌اش تأمین امنیت اقتصادی و حراست از حقوق مالکیت و استحکام قراردادهای اقتصادی است و صنعت، نیروی محرکه و پیشران اقتصاد به شمار می‌رود و مأموریت هردو به توسعه ختم می‌شود.


🔹 بدون شک صنعت مبتنی بر رقابت یکی از مهم‌ترین پیشران‌های توسعه است. آنجا که کشوری قصد دارد توسعه یافته شود، باید بسترهای لازم را برای گردش چرخ‌های صنعتی فراهم آورد.

🔹 مرور تجربیات گوناگون توسعه صنعتی
بیانگر این نکته است که رقابت جزو لاینفک صنعت است و در یک ساختارسیاسی و اجتماعی غیرشفاف که روی پایه‌های رانت بنا شده باشد، چرخ‌ها روان به گردش در نمی‌آیند.


🔹 متأسفانه صنعت ما چنین نیست و در دام سیاستگذاری ناکارآمد گرفتار آمده است. این یک واقعیت است که اقتصاد مبتنی بر درآمد نفتی منطق اقتصادی را در تصمیم‌گیری و سیاستگذاری‌های ما از بین برده است. وقتی منطق اقتصادی از تصمیم‌گیری دور شود اقتصاد گرفتار ناکارآمدی می‌شود و انگیزه‌ها به مسیر دیگری منحرف می‌شوند.

🔹 مثلاً وقتی ساختار سیاسی اولویت اقتصاد را اشتغالزایی بداند نتیجه با زمانی که ساختار سیاسی اولویت را رشد اقتصادی اعلام کند، متفاوت می‌شود. اگر رشد اقتصادی در اولویت قرار گیرد، اشتغال هم حاصل می‌آید اما اگر اشتغال مأموریت اصلی باشد، لزوماً رشد به دست نمی‌آید.

🔹متأسفانه ما صنعت را برای اشتغالزایی می‌خواهیم و نه برای رشد اقتصادی. چون با وعده اشتغال است که مردم به نامزدهای انتخاباتی رأی می‌دهند. چون با وعده اشتغال و توزیع پول است که گروه‌ها در انتخابات رأی می‌آورند و توده‌ها خوشحال می‌شوند.در مقابل، سخن گفتن از رشد اقتصادی هیچ جذابیت اجتماعی ندارد و پایگاه سیاسی ایجاد نمی‌کند.

🔹نتیجه اولویت اشتغالزایی بر رشد اقتصادی اتلاف منابع و کاهش بهره‌وری و از بین رفتن انگیزه بخش خصوصی برای فعالیت است. در حالی که یک ساختار سیاسی که هدفش دستیابی به رشد اقتصادی است، به بخش خصوصی اش اجازه فعالیت می‌دهد. پای دولتش را از فعالیت‌های اقتصادی و بنگاهداری کوتاه می‌کند و برای جلب سرمایه‌های جهانی، رابطه‌اش را با دنیا بهبود می‌بخشد.در نتیجه هم کیک اقتصادش بزرگ می‌شود و هم اینکه افراد سهم بیشتری می‌برند.

🔹اگر این انگاره‌ها که بیش از 5 دهه است اقتصاد ما را در مسیر غلط قرار داده، تغییر نکند، این مناسبت‌های تقویمی که خیلی هم کسالت‌بار شده‌اند چه دردی از ما دوا می‌کنند؟

☑️محسن جلال‌پور


@mohsenjalalpour


http://www.iran-newspaper.com/Newspaper/Page/7095/Home/1/0#pagedetails
قربانیان مشترک تیولداری

🔹رانت تعریف ساده‌ای دارد. هرکس ثروتی به دست آورد بی‌آنکه متحمل زحمتی شود، رانت‌جویی یا رانت‌خواری کرده است. یا هرکس بدون زحمت و صرفا به خاطر داشتن ژن خوب، پله‌های ترقی در نظام اداری یا ساختار سیاسی را چند تا یکی بالا بپرد، بدون شک رانت‌خواری کرده است.

🔹 در طول تاریخ افراد زیادی وجود داشته‌اند که با کوشش و تلاش زیاد به ثروت دست یافته‌اند و همین‌طور افراد بی‌شماری هم بوده‌اند که از دسترنج دیگران به مال و منالی رسیده‌اند. گروه اولی «خلق ثروت» کرده و گروه دومی »کسب ثروت».

🔹 در کشوری که فرهنگ، جامعه،سیاست و حکمرانی‌اش کسب ثروت را تشویق کند، شمار رانت‌جویان از کارآفرینان و خلق‌کنندگان ثروت پیشی می‌گیرد و در جامعه‌ای که این شیوه از سوی جامعه و سیاستگذاران تقبیح شود، شمار خلق‌کنندگان ثروت از رانت‌جویان بیشتر می‌شود.

🔹 ساختار سیاسی خوب ساختاری است که توان تنظیم و تدوین سازوکارهای مناسب برای رشد کارآفرینان را فراهم کند. درجه خوب بودن حکمرانی در کشورها در قانونگذاری صحیح و سالم‌سازی فضای کسب‌وکار و حذف مقررات فسادزا خلاصه می‌شود و کشوری موفق است که بتواند منافذ رانت‌خواری و رانت‌جویی را ببندد.
البته این کار اصلاً آسان نیست و کشورهایی که امروز به درجه بالای شفافیت و حکمرانی خوب رسیده‌اند سال‌ها تلاش کرده‌اند.

🔹 خلاصه بگویم کشوری که در آن اخبار موفقیت‌های کارآفرینان و نیروهای خلاق جامعه نسبت به رانت‌جویان و رانت‌خواران و مفسدان اقتصادی بیشتر است، آن کشور در مسیر توسعه و تعالی قرار گرفته و برعکس کشوری که هر روز اخباری از غارت منابعش می‌شنویم یا فرار سرمایه و نخبگانش را می‌بینیم قطعاً در مسیر درست قرار ندارد.

🔹 دارون عجم اوغلو معتقد است اگر جوامعی پیشرفت نمی‌کنند به خاطر این است که عده‌ای صاحب قدرت اقتصادی و سیاسی به خاطر نفع گروهی خود و به هزینه عدم پیشرفت کل جامعه، همه منافذ ترقی را بسته‌اند. به عقیده او توسعه نیافتن کشورها به دلیل وجود نهادهای تمامیت‌خواه و بهره‌کش است که از منافع اقتصادی دیگران بهره‌مند می‌شوند و نفع‌شان در این است که اقتصاد بسته بماند و آزادی عمل عاملان اقتصادی هرگز محقق نشود.

🔹 کار خاص نیروهای کارآفرین و خلاق این است که ایده‌های جدید و خلاقانه را به تکنولوژی تبدیل کنند. فرآیند تبدیل فکر خلاقانه به تکنولوژی مدرن همیشه هراس دو دسته نیروی منفی را به دنبال دارد. هم تیول‌داران سیاسی از این فرآیند هراس دارند و هم ذی‌نفعان سنتی. به تجربه استارت‌آپ‌ها در کشور خودمان نگاه کنید؛ خیلی‌هایشان با موانع جدی از سوی ذی‌نفعان سیاسی و سنتی مواجه هستند.

🔹 هرگونه نوآوری از سوی نیروهای خلاق جامعه می‌تواند برهم‌زننده تعادل بدی باشد که سال‌هاست منافع عده‌ای حول آن شکل گرفته است. در این فقره هیچ تفاوتی میان تولید فکر و تولید کالا نیست. اندیشه‌ورز در کشور ما به همان چوبی نواخته می‌شود که تولیدکننده واقعی. تولیدکننده کالا و خدمات همان موانع تولیدکننده فکر و اندیشه را دارد.

🔹 به تحولات سیاسی و اقتصادی سال‌های گذشته نگاه کنید، در همه تحولات یک اتفاق رخ می‌دهد آن هم این است که تیول‌داران سیاسی و اقتصادی می‌ترسند پدیده‌های نو، بنیان‌های پیشین را به هم بزنند و طرحی نو دراندازند.


🔹 متاسفانه در کشور ما همه‌چیز علیه آفریدن و تولید کردن و خلق کردن است. جامعه، سیاست، حقوق و از همه مهم‌تر سیاستگذاری علیه فعالیت سالم اقتصادی و تولید عمل می‌کنند. فرقی هم نمی‌کند تولید چه چیزی؛ کالا یا اندیشه. همه در این ساختار قربانی‌ می‌شوند.
روشنفکران از قدیم کارآفرین را خیانت‌کار معرفی می‌کنند. نویسندگان و روزنامه‌نگاران زالوصفتش می‌خوانند و سیاستمداران برای اینکه توده‌های مردم را خوشحال کنند کاسه‌کوزه‌ها را سر او می‌شکنند. کارآفرین در جامعه امروز ما مرغ عزا و عروسی است که حتی مداحان و دی‌جی‌ها هم بی‌نصیب نمی‌گذارندش. همین‌طور آفریننده فکر و اندیشه که مدام از سوی اصحاب سیاست و قدرت در تنگنا قرار دارد.

🔹 به نظر من امروز زمان مناسبی برای آغاز گفت وگو میان اهالی فرهنگ و اهالی اقتصاد است.
روشنفکران، روزنامه نگاران،فیلم سازان و اهالی فرهنگ باید با کارآفرینان متحد شوند. همه ما دشمن مشترکی به نام تیولداری داریم که در عرصه سیاسی و اقتصادی راه را بر هرگونه تحول و اصلاح بسته است. کارآفرینان و روشنفکران جامعه، متحد شوید.
منبع: روزنامه سازندگی

محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
دارايي آدم ها

در و دیوارهای اتاقش پر بود از عکس بزرگان.محمدرضا شجریان،اصغر فرهادی،بهروز وثوقی،محمود خیامی،محمد بهمن‌بیگی،آیت‌الله طالقانی،ناصر حجازی و خیلی‌های دیگر.سن و سالی داشت و راستش تعجب کردم که چرا مثل جوان‌ها،عکس آدم‌های مشهور را به در ودیوار دفتر کارش زده است. کنجکاوی‌ام را پنهان نکردم و پرسیدم.
گفت: همه دنیای من همین‌ها هستند.
مرد تاجری که در یکی از قدیمی‌ترین ساختمان‌های تهران دفتر داشت،طوری درباره ده‌ها قاب‌عکس دفترش سخن می‌گفت که برایم عجیب بود.
پرسیدم این عکس‌ها چه حسی به تو می‌دهند؟ گفت: هیچ چیز به اندازه این‌که به ایرانی بودنم افتخار ‌کنم برایم ارزشمند نیست و خیلی خوشحالم که با این آدم‌های بزرگ هم دوره‌ام.
درست بالای سرش، عکسی رنگی از یک خانم موکوتاه با چشم‌های آبی در قابی بزرگ، میان انبوهی عکس سیاه و سفید روی دیوار خودنمایی می‌کرد. با دقت که نگاه می‌کردی،متوجه تمایز این قاب با بقیه می‌شدی. آن‌روزها مریم میرزاخانی تازه جایزه فیلدز را برده بود و شاید پیش از آن، خیلی‌ها او را نمی‌شناختند. پرسیدم این خانم چرا؟ گفت: بدون شک او نابغه است. مهم‌ترین جایزه ریاضیات را برده و در بهترین دانشگاه‌های جهان درس می‌دهد.آرزو دارم نوه‌ام مثل او شود.
آن‌روز وقتی دفتر تاجر کهنه‌کار را ترک می‌کردم،پیش خودم گفتم دارایی آدم‌ها فقط خانه و ماشین و زمین و ملک نیست.همین آدم‌های بزرگ بخشی از دارایی‌های ما هستند.
مریم میرزاخانی در میان ناباوری همه ما درگذشت. جامعه ایران یکی از ارزنده‌ترین دارایی هایش را از دست داد.
او رفت اما این زخم کهنه دوباره سر باز کرد.این‌که چرا با او و هزاران نخبه نظیر او مهربان نبوده‌ایم؟ مریم می‌توانست در کشور خودش زندگی کند. مگر این بانوی معصوم چه چیزی می‌خواست؟ آن چشم‌های آبی چه در سر داشتند؟ مریم یکی از عاشق‌ترین آدم های زمانه‌اش بود.ساده بود و بی پیرایه و چه می‌شد اگر همین اطراف،رؤیاهایش را با فرزندان ما قسمت می‌کرد.چه می‌شد اگر میان این همه هیاهو،به بزرگی‌اش میدان می‌دادیم؟

ما را چه می‌شود؟ چرا همیشه علامت خروج را نشان می‌دهیم؟چند کشور را می‌توانیم مثال بزنیم که به این سادگی مسیر مهاجرت نخبگانش را هموار کرده باشد؟ زیان روحی و روانی و اقتصادی جامعه از مهاجرت این همه نخبه چقدر است؟
هرچند اعداد و ارقام متناقضی از تعداد مهاجران نخبه ايراني درديگر نقاط دنيا ارائه شده اما با توجه به جایگاه شایسته بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، به خوبي مي‌توان دريافت چه ثروت مادي و معنوي عظيمي از كشورمان در ديگر نقاط جهان توزيع شده‌است.
اما سؤال مهم این است که چرا بسياري از جوانان نخبه ایرانی عزم مهاجرت كرده و زندگي دور از وطن را بر مي‌گزينند؟
شايد دم دستی‌ترین پاسخ این باشد که آنها به دنبال رفاه یا شاید آزادی بیشتر،ترک وطن کرده‌اند. . اما براي من كه با خیلی از مهاجران نخبه ایرانی از نزديك صحبت كرده‌ام،دلیل دیگری هم وجود دارد.
خیلی از جوانان ما ایران را ترک می‌کنند چون امکان سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی بلند مدت ندارند.خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون فضای کسب وکار را عادلانه و شفاف نمی‌بینند. خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون حوصله این همه دعوای سیاسی و بی‌اطمینانی را ندارند.خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون فضای مساعدی برای شکوفایی توانایی هایشان نمی بینند.
اگربپذيريم نبوغ و استعداد هم ثروت خدادادي است،باید کاری کنیم که انگیزه مهاجرت کاهش پیدا کند. چرا باید جوانان نخبه ما به بهانه‌های واهی تحت فشار قرار گیرند و ترک وطن کنند؟
در یکی از سفرهایم به اروپا، دوساعت پای صحبت‌های یکی از همین نخبگان نشستم.او که جذب یکی از شرکت‌های بزرگ اروپایی شده و برای خودش شهرتی به هم زده بود،آرزو داشت به ایران بازگردد. پرسیدم در چه صورتی حاضری به کشور برگردی؟ گفت: فقط می‌خواهم سالم و شفاف در فضای رقابتی کار کنم.نمی‌خواهم برای کاری که می‌کنم،از همه مجوز بگیرم و به همه رشوه بدهم.

صدای پیرمردی که تصویر مریم میرزاخانی را به دیوار زده بود،هنوز در گوشم می‌پیچد.وقتی داشتم خداحافظی می‌کردم گفت: تو که دستت می‌رسد،کاری کن.کاری کن بچه‌های خوب ما به وطن بازگردند. و من به دست هاي خالي ام نگاه مي كنم و از آن چشم هاي اقيانوسي خجالت مي كشم.
@mohsenjalalpour