محمد علی جواهری
7 subscribers
1 photo
Download Telegram
to view and join the conversation
سلام
من محمد علی جواهری هستم .
یک مشاهده گر ، که می بینه ، گوش می ده ،قدم می زنه و گاهی هم فکر می کنه !
در سیر مشاهداتش ، از نوشتن بهره می گیره تا ذهنیاتش به عینیات تبدیل بشن .
من معتقدم که باید کمی بیشتر از یک مصرف کننده باشم !! از همین رو تلاش می کنم تا بقدر بضاعت خودم تولید کننده محتوا و یا حداقل توزیع کننده محتوا باشم !!

در این کانال می نویسم و امیدوارم با همراهی شما بتونیم برای توسعه خویشتن تقلای بیشتری کنیم و بعبارتی مهارتهای خودمون رو تشدید کنیم !!

امیدوارم که من رو بحال خودم وا مگذارید ، همراهیم کنید تا دانشتون چراغی بشه برای راهیابی بهترم در این عرصه !
پس لطفا نظرات خودتون رو با من در میون بگذارید
داشتم فکر می کردم که معنای حقیقی خوشبختی چی میتونه باشه ؟ ما آدم ها چه موقع می تونیم بگیم خوشبختیم ؟ مدام خوشبختی رو برای هم دیگه آرزو می کنیم اما آیا می دونیم خوشبختی دقیقا چیه ؟ حتی دقیقا هم نه حدودا چیه ؟ چه اتفاقی که بیفته یا چه  دستاوردی که داشته باشیم میتونیم بگیم خوشبخت شدیم !!؟؟ بنظر می رسه برای خیلی از ما خوشبختی یک تصور ابهام آلود هست !  شناخت درستی ازش نداریم اما از اونجایی که آرزوی خیلی دم دستی ای هست و زیاد شنیده می شه که آدم ها برای هم دارن فکر میکنیم که حتما خیلی عالیه !! گویا تصورمون از خوشبختی چیزی در همین حده !!
شاید بگیم خوشبختی بدست آوردن پول زیاد یا مدارک عالی تحصیلی و یا زندگی زناشویی شاد و فرزند پروری و ... می تونه باشه اما آیا از خودمون پرسیدیم اگر من به همه اینها برسم احساس خوشبختی میکنم ؟ آیا اون موقع هست که طعم واقعی خوشبختی رو می چشم یا نه ؟ آیا اون موقع از داشته هام رضایت دارم و یا اینکه هنوز هم برای خودم و دیگران فقط آرزوی خوشبختی  میکنم ؟؟
اصلا چرا خوشبختی انقدر دور و دست نیافتنی هست ؟
آیا بدون داشتن موارد بالا نمی تونیم احساس خوشبختی کنیم ؟
اگر قرار باشه خوشبختی رو در مواردی که گفتم یا حتی مواردی مشابه خلاصه کنیم ، بنظر میرسه درصد کمی از مردم جهان در طول زندگیشون احساس خوشبختی رو تجربه می کنن !!!
با این حال ، بنظر میرسه یک جایی در معادلات ذهنی ما در مورد خوشبختی ایرادی وجود داره یا دست کم نیازمند بازنگری هست
محمد علی جواهری

در این مورد بیشتر خواهم نوشت

@mohammadali_javaheri
Channel photo updated
Channel photo updated
شگفت انگیزی زندگی
با آگاهی به ناپایداریش
در جرات تو شدن
در شجاعت من شدن
در شهامت شادی شدن
در روح شوخی
در شادی بی پایان خنده
و در قدرت تحمل درد نهفته است

مارکوت بیگل

#گزین_گویه
درون توست اگر خلوتی و انجمنی است
برون ز خویش کجا می روی جهان خالیست

بیدل دهلوی

#اشعار
@mohammadali_javaheri
  در سرزمین پهناور ذهن ،این سرزمین غریب و موهوم و شگرف رویدادهایی در حال رخ نمایی هستن و ما کم و بیش در حال مشاهده اونهاییم . از اون جهت کم و بیش که ما هر چقدر هم تبحر داشته باشیم ، در مشاهده بعضی موارد ممکنه ناتوان یا کم توان باقی بمونیم !! به گمونم غریب ترین و خارق العاده ترین سرزمین کشف شده توسط بشر همین سرزمین ذهن اوست !!
داشتم از مشاهده می گفتم ، گاهی شاهد وقایعی در ذهن هستیم که بنظر میرسه برای فروکاستن از جنبش اونها لازمه راهی پیدا کنیم !! بشر تا کنون روش های زیادی رو کشف یا ابداع کرده برای این مساله و بنظر می رسه زبان یکی از ابداعات بی نظیرش هست که برای این مضمون بی اندازه کاربردیه !! ما از کلمه و جمله برای بیان اونچه در سرزمین ذهنمون در حال جولان هست بهره می گیریم !! مشاهداتمون رو تا جایی که بتونیم می گیم یا می نویسیم و این نوشته یا گفته ترجمان یا توصیفی هست از رویدادهای ذهنی ( بقدر توان وتسلط بر اونها ).
با این حال هر چقدر که بخوایم آسوده تر و قابل فهم تر مشاهداتمون رو به کلمات تبدیل کنیم و اونها رو بگیم یا بنویسیم نیاز داریم که بیشتر با کلمات دست و پنجه نرم کنیم !! این دست و پنجه نرم کردن هم از سه روش بی بدیل امکان پذیر هست : خواندن ، گفتن و نوشتن .
اگر زمانی احساس کردیم که در توصیف و بیان مشاهداتمون و یا تقدیم اونها به سرزمین های مجاور با سختی یا ضعف مواجه شدیم ، بهتره از خودمون بپرسیم در کدوم عرصه شگفت خواندن ، گفتن و یا نوشتن کوتاهی کردیم واگر هم کوتاهی نکردیم ازین به بعد همتی بخرج بدیم و در تقویت اونها بکوشیم !!
 بد نیست خودمون رو در مشاهده گری ذهنیاتمون هم محک بزنیم . شگفت انگیز اینکه با تمرین بیشتر در هر کدوم از عرصه های گفته شده ، توانایی مشاهده گری ذهنیات خودمون رو هم تقویت می کنیم!!  

محمد علی جواهری

@mohammadali_javaheri
۳۰ ویژگی کسانی که کتاب نمی‌خوانند:

۱. خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار می‌گیرند.
۲. حرف‌های تکراری می‌زنند.
۳. دایره‌ی واژگان آنها بسیار محدود است.
۴. خود را نمی‌شناسند.
۵. با هیجانات و احساسات زندگی می‌کنند.
۶. بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است.
۷. استعداد عوام‌گرا شدن را پیدا می‌کنند.
۸. قوای عقلی آنها پرورش نیافته است.
۹. بر آنچه می‌گویند خیلی کنترل ندارند.
۱۰. گوش کردن به‌دیگران را نمی‌آموزند.
۱۱. مستعد پذیرش شایعات هستند.
۱۲. اهمیت متفاوت میان انسان‌ها را کشف نمی‌کنند.
۱۳. مغزشان حالت سولفاته پیدا می‌کند.
۱۴. توان و انگیزه یادگیری آنها به شدت کاهش می‌یابد.
۱۵. فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می‌دهند.
۱۶. با واژه «انتقاد» بیگانه‌اند.
۱۷. زمینه‌ استقرار و تداوم اقتدارگرایی را فراهم می‌آورند.
۱۸. حرف‌های نسنجیده زیاد می‌زنند.
۱۹. منافع خود را به‌ خوبی تشخیص نمی‌دهند‌.
۲۰. با واژه «مشورت» نا آشنا هستند.
۲۱. حکومت‌ها را خوشحال می‌کنند.
۲۲. باعث می‌شوند که نظام حزبی در کشور شکل نگیرد.
۲۳. زود عصبانی می‌شوند.
۲۴. از حقوق شهروندی خود و دیگران نا آگاه هستند.
۲۵. برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی‌کنند.
۲۶. در همه زمینه‌ها، اظهار نظر می‌کنند.
۲۷. راحت بر ‌دیگران القاب می‌گذارند.
۲۸. تفاوت بین توهم و غیر توهم را نمی‌دانند
۲۹. تعریف‌شان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی‌رود
۳۰. نمی‌دانند جهل چیست
💎💎
📲 @mertaa_ir 📚
همیشه کسی هست که قدر شما را نمی داند،
نگذارید این فرد خود شما باشید .

مل رابینز

#گزین_گویه

@mohammadali_javaheri
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️وضعیت سرانه تفکر در ایران

هر چند وقت یک بار مقاله یا نوشته یا سخنرانی ای می خوانیم و می شنویم که نگران سرانه مطالعه در ایران است. هر بار هم یک آماری ارایه می دهند خود من از ۲ دقیقه در روز را خوانده ام تا ۹۵ دقیقه در روز!
آخرین خبری که دارم از یک مرجع رسمی و معتبر، بسیار بسیار تکان دهنده است: «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند». یک بار دیگر این عدد را بخوانید! یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند.
یاد این جمله منسوب به جلال آل قلم می افتم که می گفت: هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است. ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!
درست است واقعا مطالعه مهم است اما به تنهایی عقیم است. کاش در کشور ما علاوه بر وضعیت اسف بار سرانه مطالعه، نگران پایین بودن سرانه تفکر هم بودیم.

ممکن است بگویید ما که صبح تا شب داریم فکر می کنیم. مردیم از بس به بدبختی هایمان فکر کردیم. از اینکه عاقبت خودمان که هیچ، ولی فرزندانمان چه می شود تا اینکه بالاخره کی قرار است ما روی آرامش را ببینیم؟ همه انسان ها فکر می کنند! شاید انسانی وجود نداشته باشد که اصلا فکر نکند. فکر کردن یک فرآیند ذهنی طبیعی غیرارادی است. آنچه من از آن صحبت می کنم «تفکر هدفمند و قاعده مند» است. بیشتر توضیح می دهم.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
برای آنکه تفکر هدفمند و قاعده مند را توضیح دهم، لازم است سندروم توجه تصادفي را معرفی کنم. مغز ما هر ثانیه بیش از ۱۱ میلیون اطلاعات دریافت و پردازش می کند. اگر سوال یا هدفی در ذهن نداشته باشیم، مغز به‏صورت کاملاً «تصادفي» موضوعي را براي تمرکز انتخاب مي‏کند. بدون آنکه نظري از ما بخواهد. هرچه به نظرش جذاب يا جالب بيايد؛ پر زرق وبرق تر! قشنگ تر! خوشمزه تر!
اما گر سوال مان مشخص باشد هميشه از قبل مي‌دانيم در هر موقعيتي به دنبال چه چيزي بگرديم. به‏اين‏ترتيب، ذهن مان را جهت مي‏دهيم تا متوجه يک سري عناصر خاص شويم و جزئيات غير ضروري را ناديده بگيريم. یک آزمایش ذهنی: موقعی است که وارد یک مرکز خرید می شوید و از قبل برنامه ای برای خرید کالای خاصی ندارید توجه شما به همه چیز جلب می شود از کیف و کفش گرفته تا دکوراسیون مغازها تا سنگفرش راهروها تا وسایل خریداری شده توسط بغل دستی تان. ولی فرض کنید که رفته اید تا یک کفش ورزشی آبی رنگ بگیرید، آیا باز هم چیزهای دیگر را می بینید؟ نه!
پس داشتن سوالات مشخص، باعث می شود که شما هدفمند فکر کنید. تفکر قاعده مند یعنی چه؟ در طول هزاران سال بشر به قواعدی برای تفکر دست یافته است که کار تفکر را تسهیل می کند و ضریب موفقیت را بالا می برد. اما متاسفانه ما با قواعد تفکر آشنا نیستیم. چهار مهارت اصلی تفکر عبارتند از:

۱. تفکر خلاق، قواعدی برای خلق ایده های راهگشا و راه حل های نوآورانه.

۲.تفکر سیستمی: قواعدی برای تحلیل پدیده ها و رخدادها و روندها بر اساس روابط علت معلولی پیچیده و حلقوی.

۳. تفکر انتقادی: قواعدی برای تحلیل موشکافانه نظرات و نظریات دیگران و خودمان و پیدا کردن اشتباهات فکری.

۴.تفکر استراتژیک: قواعدی برای موفقیت، منفعت و ثروت (هدف گذاری؛ تعریف موفقیت و دستیابی به اهداف؛ تحقق موفقیت) در زندگی شخصی، سازمانی یا در سطح ملی و کشورداری.

این چهار مهارت باعث می شود که شما قاعده مند فکر کنید. تفکر طبیعیِ غیرارادی (که نه هدفمند است و نه قاعده مند) منجر به نتیجه خاصی نمی شود. چیزی در ما باقی نمی گذارد. مثل آب روان از درون جوی مغز ما می گذرد و تمام! مغز ما به خاطر سندروم توجه تصادفی به موضوعی توجه می کند. سپس زنجیره ای از چیزها به ذهن ما خطور می کند. تفکر به دلیلی قطع می شود و سپس هیچ!! پس نه تفکر طبیعی غیرارادی و نه مطالعه، منجر به پیشرفت ما نمی شود. ممکن است شب تا صبح فکر و خیال کنیم و یا خیلی کتاب بخوانیم اما بدون داشتن تفکر هدفمند و قاعده مند، مطالب تلنبار می شوند. طوطی می شویم و تنها شنیده ها، خوانده ها یا دیده هایمان را به دیگران انتقال دهیم. مثل یک واسطه، بدون کوچکترین تاملی و فایده ای برای خودمان.
شاید به همین خاطر باشد که خداوند بیش از آن که به «مطالعه» تاکید کرده باشد به «تفکر» سفارش کرده است. تفکر است که به «تولید دانش» می انجامد نه مطالعه که همان «مصرف دانش» است. به اندازه کافی چوب حماقت مان را خوردیم، اکنون زمان آنست که اندکی نان لیاقت مان را بخوریم!

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
خودتان باشید ، دیگران قبل وجود داشته اند !

اسکار وایلد

#گزین_گویه

@mohammadali_javaheri
    در این نوشتار می خوام در مورد بخشی از کارکرد های ذهن بنویسم که خیلی از ما ازش بی اطلاعیم !!

اگر هم اطلاعاتی داشته باشیم چون که یک رویه اتوماتیک و ناخودآگاه برای اون شکل گرفته و از اونجایی که  تغییر اون کار ساده ای نیست  تلاش زیادی برای تغییر و شناسایی بهترش نمیکنیم !!

برای اینکه بخوام دقیق تر این کارکرد رو
توضیح بدم مثال میزنم

تقریبا همه ما می دونیم که اضافه وزن میتونه خیلی خطر ناک باشه و داشتن اضافه وزن برامون خوشایند نیست .  
خیلی از کسانی که اضافه وزن دارن ، تلاش می کنن که وزن خودشون رو کم کنن اما این اتفاق نمی افته !!

  ما میدونم که مطابق یک رژیم متناسب باید غذا بخوریم و باید سعی کنیم تحرک کافی رو هم داشته باشیم تا بتونیم وزن کم کنیم !

سعی خودمون رو هم میکنیم که ورزش کنیم و در خورد و خوراکمون زیاده روی نکنیم اما درست زمانی که سر سفره پر از غذای پر کالری نشستیم ذهن برای راحتی کار خودش هم که شده پیام هایی رو ارایه میده و سعی می کنه ما رو توجیه کنه که فعلا به رژیم و کم کردن وزن بی توجه بشیم و به خوردن بی رویه، متمرکزمون کنه !!

کاری که احتمالا قبلا هم انجام میدادیم و ذهن هوشمندانه ما رو ترغیب میکنه به انجام اون کار.

 چون می دونه ما ازش لذت میبریم ، حداقل در گذشته که چنین بوده !!

جالبه اگر ما مقاومت هم بکنیم ذهنمون نو آوری میکنه و مثلا میگه ببین عزیزم در لحظه زندگی کن ، برای اضافه وزن هم بعدا یک فکری میکنیم الان تا میتونی از این غذاها بخور و لذت ببر بعدا بیشتر ورزش میکنی و جبران میشه .

 و کم نیستن از این مدل توجیهاتی که ذهن تولید میکنه تا بتونه ما رو برای انجام کاری ترغیب کنه که همراستا با مطلوب ما ممکنه نباشه !!


جالب اینجاست که زمانی هم که می خوایم ورزش کنیم به این امید که کالری اضافه رو مصرف کنیم ، باز هم ذهن کارکردش رو رو میکنه و ما رو با ترفند های دیگه ای مجاب میکنه که کمتر ورزش کنیم یا اصلا ورزش نکنیم !!

  و این کارکرد ذهنی تازمانی که ما اجازه فعالیت بهش می دیم به کار خودش ادامه می ده .
بعد از یک مدتی میبنیم اضافه وزنمون کم که نشده هیچ ممکنه حتی اضافه هم شده باشه و احتمالا اون موقع از زمین و زمان شکایت میکنیم که چرا من با اینکه ورزش کردم و رژیم هم داشتم نتونستم وزن کم کنم !!؟؟؟


اگر می خوایم عادت جدیدی در خودمون بوجود بیاریم ، مثلا اگر  میخوایم عادت مطالعه رو برای خودمون ایجاد کنیم یا مهارتی رو بدست بیاریم با آگاهی از چنین کارکردی میتونیم بهینه تر عمل کنیم و نتایج بهتری رو بدست بیاریم .  

مثلا برای ایجاد عادت مطالعه ممکنه موقع باز کردن کتاب یا حتی قبل از اون(زمانی که می خوایم بریم سراغ کتاب خوندن ) ذهنمون شروع کنه به توجیهات ، ممکنه بگه الان با این خستگی که تمرکز لازم رو نداری ، یا  مثلا بگه با شکم گرسنه که نمیشه کتاب خوند ، اونوقت بریم غذایی پیدا کنیم و بخوریم
بعد از اون ما رو ترغیبت کنه به مثلا دیدن تلویزیون یا مثلا فکر کردن به کارهای فردا و و و

که در نهایت به خودمون که میایم می بینیم از زمانی که کتاب رو باز کردیم که بخونیم مثلا دو ساعت گذشته !!

 خیلی کارهای دیگه هم انجام دادیم اما حتی یک جمله هم از اون کتاب نخوندیم !!  

جان کلام اینکه نهایتا این ماییم که تعیین میکنیم این توجیهات ذهنی رفتارهامون رو هدایت کنه و یا اینکه  کنترل امور رو خودمون به عهده بگیریم و اجازه عرض اندام به این مدل توجیهات ندیم و برای مطلوبمون تلاش لازم رو انجام بدیم .
خواه مطلوب ما کاهش وزن باشه ، خواه مطالعه ، خواه کسب یک مهارت خاص و یا هر مطلوب دیگری .

محمد علی جواهری

#توسعه فردی

@mohammadali_javaheri
در این لحظه من و شما با چند حرکت ساده انگشتمان وارد دنیای ارتباطات مجازی میشویم و در کسری از ثانیه حرفمان را به سمع و نظر چندین نفر در جای جای این کره خاکی میرسانیم !!

ماانگشتی داریم که تحت فرمان ما عمل می کند ، چشمی برای دیدن وشناسایی و ذهنی شکوهمند که فارغ از تواناییش در خواندن و نوشتن و درک کردن ، آنی تصمیم می گیرد چه بنویسیم و برای چه کسی بفرستیم و دستور نوشتن و فرستادن هم که در میانه همین صدم ثانیه ها صادر کرده است !!

با در اختیار داشتن فقط وفقط همین توانایی های شگفت انگیز هم کمال بی رحمی است که در این لحظه به حس شادی اجازه خود نمایی ندهیم  .

بهره مندی سریع و ساده از اینترنت و سیستم عامل ها و الکتریسیته که بماند !!  

همین که اینجا در حال خواندن این کلمات هستید از نعمت های بیشماری بهره مندید و گرنه در حال خواندن این کلمات نبودید !!!  

بفرض اینکه شاد بودن دلیل می خواهد ، آیا هنوز هم لازم می بینید به دنبال دلایل بیشتری برای شادی بگردید ؟؟

  پس بیایید نفس عمیقی بکشیم و اجازه دهیم حس شادی در اکنون زندگیمان جاری شود !!!  

شادی بیشتر از یافتنی بودنش ، حس کردنیست !!

محمد علی جواهری

#تلنگر

@mohammadali_javaheri