#سوال_359
سلام در بعضی احادیث آمده ملائکه در غیر صورت خود دیده شدند
حالا ما از کجا تشخیص بدیم اون چیزی که میبینیم ملک است یا شیطان؟
سلام در بعضی احادیث آمده ملائکه در غیر صورت خود دیده شدند
حالا ما از کجا تشخیص بدیم اون چیزی که میبینیم ملک است یا شیطان؟
#سوال_360
عده ای میگن مردم باید از یکی از مذاهب اربعه تقلید کنند و حرام است و نباید عوام در بعضی موارد از یک مذهب و در موارد دیگر از مذهبی دیگر پیروی کنند و حتما باید مقلد همون مذهب خودشان باشن
چون قدرت ترجیح بین ادله شرعی رو ندارند
اگر با دیدن ادله دو مذهب تشخیص بدن کدوم به قرآن و سنت نزدیک تر هست و کدوم دلایل قوی تر هست پس اینها عامی نیستن همه عالم و مجتهد میشن
این هست که فقط باید از یک مذهب تقلید کرد
آیا این سخنان که مقلدین میگن درسته یا اشتباه؟
عده ای میگن مردم باید از یکی از مذاهب اربعه تقلید کنند و حرام است و نباید عوام در بعضی موارد از یک مذهب و در موارد دیگر از مذهبی دیگر پیروی کنند و حتما باید مقلد همون مذهب خودشان باشن
چون قدرت ترجیح بین ادله شرعی رو ندارند
اگر با دیدن ادله دو مذهب تشخیص بدن کدوم به قرآن و سنت نزدیک تر هست و کدوم دلایل قوی تر هست پس اینها عامی نیستن همه عالم و مجتهد میشن
این هست که فقط باید از یک مذهب تقلید کرد
آیا این سخنان که مقلدین میگن درسته یا اشتباه؟
#سوال_361
السلام علیکم طبق حدیث
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
هرکس بمیرد و امام زمان را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده
امام حال حاضر کیست؟
السلام علیکم طبق حدیث
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
هرکس بمیرد و امام زمان را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده
امام حال حاضر کیست؟
#سوال_362
حکم نگهداری و پرورش کفتر (کبوتر)
احادیث زیادی در نکوهش نگهداری و پرورش کفتر آمده است که همه ضعیف و نادرست است به جز این حدیث: ابو هریره (رضی الله عنه) میگوید: پیامبر (صلی الله علیه وسلم) مردی را دیدند که کبوتری را دنبال میکند، فرمودند: «شیطانی است به دنبال شیطان» [این روایت را ابو داود (4940) روایت کرده و ابن قیم در زاد المعاد و شیخ آلبانی در صحیح ابو داود و محققین مسند احمد حسن دانسته اند]
در عون المعبود (شرح ابو داود) آمده است: «مرد را برای این شیطان نامیدند که از حق دور است و به چیزهای بیارزش مشغول و کبوتر را به خاطر این که وسیلهی غفلت آن مرد از یاد الله شده است».
در بارهی کبوتر جز این حدیث، هیچ حدیث مرفوع و صحیح دیگری وجود ندارد.
ابن قیم رحمه الله میگوید: «تمام احادیثی که در بارهی کبوتر آمده است، نادرست است». سپس حدیث ابو هریره را استثنا میکند [المنار المنیف، شماره 119]
از حدیثهای موضوعی در نکوهش کبوتربازی میتوان به این روایت اشاره کرد: «ده صفت است که باعث هلاکت قوم لوط شد... -از جمله- کبوتربازی». اما در سند این روایت، افراد دروغگویی وجود دارند. [نگاه کنید به: السلسة الضیفة (1233)]
روایاتی از صحابه و تابعین هم در نکوهش کفتربازی و دستور به کشتن آنها نقل شده است. مانند روایت عثمان بن عفان، ابراهیم نخعی و عمر بن عبد العزیز.
علما بیان داشته اند که منظور این روایات، حالتهای خاصی از نگهداری و پرورش کبوتر است.
نگهداری کفتر در حالتهای زیر نادرست است:
1- کسی که کفترهای خود را وسیلهی ایستادن روی بام و دیدن زنان همسایگان و بیگانگان قرار دهد.
2- کسی که با کفترهای خود همسایه آزاری کند و کفترهایش به کشت و کار شان آسیب زند و یا سنگهایی که برای راندن کفترها پرتاب میکند، به خانهی همسایهها اصابت کند و به آنان آسیب برساند.
3- کسی که با کفترهای خود، کفترهای دیگران را با فریب و نیرنگ و دانه دادن روی بام خود بنشاند و آنها را دزدی کند.
4- کسی که با مشغول شدن به کبوترها به مسئولیتهای اجتماعی و عبادات خود رسیدگی کرده نتواند.
امام بیهقی (رحمه الله) میگوید: «برخی از علما –نکوهش حدیث و آثار را- به حالت اعتیاد به پراندن کبوترها و مشغول شدن به آنها و رفتن روی بام و تجاوز به حریم خصوصی همسایگان و مزاحمت به آنان، حمل کرده اند». (شعب الإیمان، ج5، ص245)
شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) در (مجموع الفتاوی، ج32، ص266) میگوید: «کفتربازی ممنوع و ناجایز است... کسی که با کفتربازی در حالت اشراف بر حریم دیگران قرار گیرد و یا هنگام پرتاب سنگ، همسایهها از او آسیب ببینند، تعزیر میشود تا از این کار دست بکشد. چرا که این کار ظلم و تجاوز به همسایههاست. گذشته از این که کفتربازی به ذات خود ممنوع است».
اما اگر کسی کبوترها را نگهداری کند و پرورش داهد تا افزایش یابند و سپس آنها را بفروشد و یا از گوشت آنها استفاده کند و یا با آنها ساعت خود را تیر کند و یا به هر هدف مشروع دیگری که مردم نگهداری میکنند، إن شاء الله اشکالی ندارد.
بهوتی حنبلی (رحمه الله) میگوید: «نگهداری از کبوترها به نیت لذت بردن از آواز آنها و یا به هدف چوچه گیری و نامهرسانی، مباح و جایز است». (شرح منتهی الإرادات، ج3، ص592).
( ترجمه شده از سایت الإسلام سؤال وجواب)
ترجمه: بخش فرهنگی «مرکز علوم قرآنی تابش نور»
حکم نگهداری و پرورش کفتر (کبوتر)
احادیث زیادی در نکوهش نگهداری و پرورش کفتر آمده است که همه ضعیف و نادرست است به جز این حدیث: ابو هریره (رضی الله عنه) میگوید: پیامبر (صلی الله علیه وسلم) مردی را دیدند که کبوتری را دنبال میکند، فرمودند: «شیطانی است به دنبال شیطان» [این روایت را ابو داود (4940) روایت کرده و ابن قیم در زاد المعاد و شیخ آلبانی در صحیح ابو داود و محققین مسند احمد حسن دانسته اند]
در عون المعبود (شرح ابو داود) آمده است: «مرد را برای این شیطان نامیدند که از حق دور است و به چیزهای بیارزش مشغول و کبوتر را به خاطر این که وسیلهی غفلت آن مرد از یاد الله شده است».
در بارهی کبوتر جز این حدیث، هیچ حدیث مرفوع و صحیح دیگری وجود ندارد.
ابن قیم رحمه الله میگوید: «تمام احادیثی که در بارهی کبوتر آمده است، نادرست است». سپس حدیث ابو هریره را استثنا میکند [المنار المنیف، شماره 119]
از حدیثهای موضوعی در نکوهش کبوتربازی میتوان به این روایت اشاره کرد: «ده صفت است که باعث هلاکت قوم لوط شد... -از جمله- کبوتربازی». اما در سند این روایت، افراد دروغگویی وجود دارند. [نگاه کنید به: السلسة الضیفة (1233)]
روایاتی از صحابه و تابعین هم در نکوهش کفتربازی و دستور به کشتن آنها نقل شده است. مانند روایت عثمان بن عفان، ابراهیم نخعی و عمر بن عبد العزیز.
علما بیان داشته اند که منظور این روایات، حالتهای خاصی از نگهداری و پرورش کبوتر است.
نگهداری کفتر در حالتهای زیر نادرست است:
1- کسی که کفترهای خود را وسیلهی ایستادن روی بام و دیدن زنان همسایگان و بیگانگان قرار دهد.
2- کسی که با کفترهای خود همسایه آزاری کند و کفترهایش به کشت و کار شان آسیب زند و یا سنگهایی که برای راندن کفترها پرتاب میکند، به خانهی همسایهها اصابت کند و به آنان آسیب برساند.
3- کسی که با کفترهای خود، کفترهای دیگران را با فریب و نیرنگ و دانه دادن روی بام خود بنشاند و آنها را دزدی کند.
4- کسی که با مشغول شدن به کبوترها به مسئولیتهای اجتماعی و عبادات خود رسیدگی کرده نتواند.
امام بیهقی (رحمه الله) میگوید: «برخی از علما –نکوهش حدیث و آثار را- به حالت اعتیاد به پراندن کبوترها و مشغول شدن به آنها و رفتن روی بام و تجاوز به حریم خصوصی همسایگان و مزاحمت به آنان، حمل کرده اند». (شعب الإیمان، ج5، ص245)
شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) در (مجموع الفتاوی، ج32، ص266) میگوید: «کفتربازی ممنوع و ناجایز است... کسی که با کفتربازی در حالت اشراف بر حریم دیگران قرار گیرد و یا هنگام پرتاب سنگ، همسایهها از او آسیب ببینند، تعزیر میشود تا از این کار دست بکشد. چرا که این کار ظلم و تجاوز به همسایههاست. گذشته از این که کفتربازی به ذات خود ممنوع است».
اما اگر کسی کبوترها را نگهداری کند و پرورش داهد تا افزایش یابند و سپس آنها را بفروشد و یا از گوشت آنها استفاده کند و یا با آنها ساعت خود را تیر کند و یا به هر هدف مشروع دیگری که مردم نگهداری میکنند، إن شاء الله اشکالی ندارد.
بهوتی حنبلی (رحمه الله) میگوید: «نگهداری از کبوترها به نیت لذت بردن از آواز آنها و یا به هدف چوچه گیری و نامهرسانی، مباح و جایز است». (شرح منتهی الإرادات، ج3، ص592).
( ترجمه شده از سایت الإسلام سؤال وجواب)
ترجمه: بخش فرهنگی «مرکز علوم قرآنی تابش نور»
#سوال_363
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
۱- زنها تاچه اندازه میتوانند موهای سر خود را کوتاه نمایند.
۲_ نقل شده که حضرت عایشه روزه های قرض خویش را در شعبان تکمیل میکردند. در رمضان گذشته من مریض بودم که هیچ روز ه ای آن روز را نگرفتم وده روز هم از سال گذشته روزه قضای داشتم الحمد لله توانستم از این چهل روز بیست روز آن را بگیرم وبیست روز دیگر در توانم. نیست چون طفل شیرخوار دارم اگر این بیست روز قضائی انشاء الله را بعد از رمضان بگیرم آیا مشکلی دارد.
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
۱- زنها تاچه اندازه میتوانند موهای سر خود را کوتاه نمایند.
۲_ نقل شده که حضرت عایشه روزه های قرض خویش را در شعبان تکمیل میکردند. در رمضان گذشته من مریض بودم که هیچ روز ه ای آن روز را نگرفتم وده روز هم از سال گذشته روزه قضای داشتم الحمد لله توانستم از این چهل روز بیست روز آن را بگیرم وبیست روز دیگر در توانم. نیست چون طفل شیرخوار دارم اگر این بیست روز قضائی انشاء الله را بعد از رمضان بگیرم آیا مشکلی دارد.
#سوال_364
اسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته استاد محترم شوهرم یک ودیو را دیده بود فکر کنم در ایران و هرات بوده . که فابریکه جور شده که محصولات از شیر خر در آن فابریکه درست میشده و گفته شده بود که شیر خر خیلی مفید است چطور چی کار آیا شیر خر حلال است ؟ اگر نیست پس چرا دولت و مسئولین اقدامی نمی کند من از او روز به بعد خیلی دل شوره دارم اصلا هر شیر را که می خورم در جانم نمی شینه فکر میکنم شیر گاو نیست اگر در دل آدم وسوسه باشد آیا خوردن او شیر برایم حلال است یا شیر گاو هم برایم حرام میشه وقتیکه در دلم وسوسه باشد ؟
اسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته استاد محترم شوهرم یک ودیو را دیده بود فکر کنم در ایران و هرات بوده . که فابریکه جور شده که محصولات از شیر خر در آن فابریکه درست میشده و گفته شده بود که شیر خر خیلی مفید است چطور چی کار آیا شیر خر حلال است ؟ اگر نیست پس چرا دولت و مسئولین اقدامی نمی کند من از او روز به بعد خیلی دل شوره دارم اصلا هر شیر را که می خورم در جانم نمی شینه فکر میکنم شیر گاو نیست اگر در دل آدم وسوسه باشد آیا خوردن او شیر برایم حلال است یا شیر گاو هم برایم حرام میشه وقتیکه در دلم وسوسه باشد ؟
#سوال_365
السلام علیکم ورحمة وبرکاته
جناب استاد امروزه بعضی زنان ابرو های خود را بلیچ میکنند ( یعنی ابررو های خویش را همان قسمت که باید برداشته شود را رنگ میکنند برنگ جلد بدن ولی هیچ موی را نمیچینند ایا درست است یا نه) به چهره تغیر می آید کسیکه از دور نگاه میکند فکر می کند که چیده شده است ولی چیده نشده ولی رنگ شده است اما میگویند برای ما گناهی نیست چون ابرو را نچیدیم. جزاک الله خیرا
السلام علیکم ورحمة وبرکاته
جناب استاد امروزه بعضی زنان ابرو های خود را بلیچ میکنند ( یعنی ابررو های خویش را همان قسمت که باید برداشته شود را رنگ میکنند برنگ جلد بدن ولی هیچ موی را نمیچینند ایا درست است یا نه) به چهره تغیر می آید کسیکه از دور نگاه میکند فکر می کند که چیده شده است ولی چیده نشده ولی رنگ شده است اما میگویند برای ما گناهی نیست چون ابرو را نچیدیم. جزاک الله خیرا
#سوال_366
السلام وعلیکم ورحمت الله و برکاته ..اگرشخصی فقط در دل ذکر بگوید ولی به زبان اذکار راجاری نکند این درست است؟
السلام وعلیکم ورحمت الله و برکاته ..اگرشخصی فقط در دل ذکر بگوید ولی به زبان اذکار راجاری نکند این درست است؟
#سوال_367
سلام و علیکم و رحمت الله و برکاته اگرشخصی دربین نماز چهاررکعتی بعدازادای دوررکعت یادش رفت که التحیات را بخواند چیکار کند نمازش را ادامه بدهد سجده سهوانجام بده یاازدوباره نیت کنه بخوانه؟
سلام و علیکم و رحمت الله و برکاته اگرشخصی دربین نماز چهاررکعتی بعدازادای دوررکعت یادش رفت که التحیات را بخواند چیکار کند نمازش را ادامه بدهد سجده سهوانجام بده یاازدوباره نیت کنه بخوانه؟
#سوال_369
آیا کسی که سرماخوردگی دارد و سرفه میکند، به خاطر آزار ندیدن نمازگزاران و احتمال سرایت بیماریاش به آنان، از آمدن به مسجد و جماعت منع میگردد؟
پرسش:
میدانیم که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) کسی را که پیاز یا سیر میخورد از آمدن به جماعت منع میکردند، حالا اگر کسی آنفلوانزا داشته باشد و آمدنش به مسجد، به وسیلهی انتشار مایعات هنگام عطسه و ریزش مداوم، باعث سرایت بیماریاش به دیگران گردد چه حکم دارد؟ و اگر کسی پیوسته کُحَّه/سرفه میکند و برای شنیدن خطبهی جمعه حاضر شود و با صدای سرفههایش مانع شنیدن و استفادهی دیگران از خطبه میگردد، حکمش چیست؟
پاسخ:
الحمد لله.
اولا: بخاری (855) و مسلم (564) از جابر بن عبد الله (رضی الله عنهما) روایت کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند: «کسی که سیر یا پیاز میخورد از ما دور شود، یا گفتند: از مسجد ما دوری گزیند و در خانهاش بنشیند». و مسلم (567) روایت کرده است که عمر بن خطاب (رضی الله عنه) در بخشی از خطبهی جمعهی خود گفت: «سپس شما ای مردمی که از این دو درخت پیاز و سیر استفاده میکنید و به نظر من پلید هستند! من پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را دیدم که هرگاه بوی این دو را از کسی استشمام میکردند، دستور میدادند به بقیع بیرون رانده شود، پس اگر کسی اینها را میخورد، با پختن [بوی] آنها را نابود کند».
فقها هم آمدن چنین کسانی را (که سیر یا پیاز میخورند) به مسجد و جماعت مکروه دانسته اند و بیرون راندن چنین افرادی را از مسجد مستحب شناخته اند. برخی از فقها آمدن چنین کسانی را به مسجد حرام و اخراج آنان را واجب دانسته اند. همچنان فقها کسانی را که بوی بد دارند، مانند کسانی که دهان یا زیر بغل شان بوی بد میدهد و نیز کسانی که در کشتارگاهها و جاهای مانند آن کار میکنند و بوی بد شان نمازگزاران را آزار میدهد، به کسانی که پیاز و سیر میخورند قیاس کرده اند.
ابن عبد البر (رحمه الله) در «التمهید" (ج6، ص422) میگوید: «از حدیث گذشته دانسته میشود که: سیرخوار از مسجد دور رانده میشود؛ چرا که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند: «به مسجد یا مسجدهای ما نزد نزدیک نشود، چرا که با بوی سیر ما را آزار میدهد». هرگاه علت بیرون راندن اش از مسجد آزار دیدن دیگران باشد، به قیاس دانسته میشود که: هرکسی که نزدیکانش در مسجد از او آزار ببینند و به گونهی نمونه، بدزبان باشد و در مسجد جهالت و نادانی از خود نشان دهد و به دیگران تعرض کند و یا با خاطر حرفهی بدش، بدبوی باشد و یا به بیماریهای ساریی چون جُذام و مانند آن مبتلا باشد و هرکسی که مردم از او آزار ببینند، اگر او را در مسجد بیابند، اگر بخواهند میتوانند او را از مسجد بیرون کنند؛ تا زمانی که علت در فرد وجود داشته باشد و هرگاه علت برطرف شد، دوباره میتواند به مسجد بیاید».
از آن چه گفته آمد روشن میشود که دور کردن اسبابی که باعث آزار نمازگزاران میشود لازم است؛ اگر از فرد سرماخورده و سرفه کننده اذیت شوند و بیماری بیمار، با داروهای درمان کننده (که امروزه بسیار است) کاهش نیافت و زایل نشد، تا زمانی که صحتیاب میشود و دیگر نمازگزاران از او اذیت نمیشوند به مسجد نیاید. اما اگر امکان داشت در گوشه یا وسط مسجد بایستد [و نماز بخواند] میتواند این کار را بکند.
در حاشیهی «أسنی المطالب" (ج1، ص262) آمده است: «اگر بوی بد داشت و امکان داشت بیرون از مسجد به گونهای بایستد که کسی را اذیت نکند، شایسته است که آمدنش به نماز جمعه لازم دانسته شود».
آیا کسی که سرماخوردگی دارد و سرفه میکند، به خاطر آزار ندیدن نمازگزاران و احتمال سرایت بیماریاش به آنان، از آمدن به مسجد و جماعت منع میگردد؟
پرسش:
میدانیم که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) کسی را که پیاز یا سیر میخورد از آمدن به جماعت منع میکردند، حالا اگر کسی آنفلوانزا داشته باشد و آمدنش به مسجد، به وسیلهی انتشار مایعات هنگام عطسه و ریزش مداوم، باعث سرایت بیماریاش به دیگران گردد چه حکم دارد؟ و اگر کسی پیوسته کُحَّه/سرفه میکند و برای شنیدن خطبهی جمعه حاضر شود و با صدای سرفههایش مانع شنیدن و استفادهی دیگران از خطبه میگردد، حکمش چیست؟
پاسخ:
الحمد لله.
اولا: بخاری (855) و مسلم (564) از جابر بن عبد الله (رضی الله عنهما) روایت کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند: «کسی که سیر یا پیاز میخورد از ما دور شود، یا گفتند: از مسجد ما دوری گزیند و در خانهاش بنشیند». و مسلم (567) روایت کرده است که عمر بن خطاب (رضی الله عنه) در بخشی از خطبهی جمعهی خود گفت: «سپس شما ای مردمی که از این دو درخت پیاز و سیر استفاده میکنید و به نظر من پلید هستند! من پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را دیدم که هرگاه بوی این دو را از کسی استشمام میکردند، دستور میدادند به بقیع بیرون رانده شود، پس اگر کسی اینها را میخورد، با پختن [بوی] آنها را نابود کند».
فقها هم آمدن چنین کسانی را (که سیر یا پیاز میخورند) به مسجد و جماعت مکروه دانسته اند و بیرون راندن چنین افرادی را از مسجد مستحب شناخته اند. برخی از فقها آمدن چنین کسانی را به مسجد حرام و اخراج آنان را واجب دانسته اند. همچنان فقها کسانی را که بوی بد دارند، مانند کسانی که دهان یا زیر بغل شان بوی بد میدهد و نیز کسانی که در کشتارگاهها و جاهای مانند آن کار میکنند و بوی بد شان نمازگزاران را آزار میدهد، به کسانی که پیاز و سیر میخورند قیاس کرده اند.
ابن عبد البر (رحمه الله) در «التمهید" (ج6، ص422) میگوید: «از حدیث گذشته دانسته میشود که: سیرخوار از مسجد دور رانده میشود؛ چرا که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند: «به مسجد یا مسجدهای ما نزد نزدیک نشود، چرا که با بوی سیر ما را آزار میدهد». هرگاه علت بیرون راندن اش از مسجد آزار دیدن دیگران باشد، به قیاس دانسته میشود که: هرکسی که نزدیکانش در مسجد از او آزار ببینند و به گونهی نمونه، بدزبان باشد و در مسجد جهالت و نادانی از خود نشان دهد و به دیگران تعرض کند و یا با خاطر حرفهی بدش، بدبوی باشد و یا به بیماریهای ساریی چون جُذام و مانند آن مبتلا باشد و هرکسی که مردم از او آزار ببینند، اگر او را در مسجد بیابند، اگر بخواهند میتوانند او را از مسجد بیرون کنند؛ تا زمانی که علت در فرد وجود داشته باشد و هرگاه علت برطرف شد، دوباره میتواند به مسجد بیاید».
از آن چه گفته آمد روشن میشود که دور کردن اسبابی که باعث آزار نمازگزاران میشود لازم است؛ اگر از فرد سرماخورده و سرفه کننده اذیت شوند و بیماری بیمار، با داروهای درمان کننده (که امروزه بسیار است) کاهش نیافت و زایل نشد، تا زمانی که صحتیاب میشود و دیگر نمازگزاران از او اذیت نمیشوند به مسجد نیاید. اما اگر امکان داشت در گوشه یا وسط مسجد بایستد [و نماز بخواند] میتواند این کار را بکند.
در حاشیهی «أسنی المطالب" (ج1، ص262) آمده است: «اگر بوی بد داشت و امکان داشت بیرون از مسجد به گونهای بایستد که کسی را اذیت نکند، شایسته است که آمدنش به نماز جمعه لازم دانسته شود».
ثانیا: اگر کسی به بیماریهایی ساری مُصاب باشد، معذور شمرده میشود و نمازهای جمعه و جماعت از او ساقط میگردد تا نمازگزاران به وسیلهی او اذیت و [بیمار] نشوند. افزون بر آن تا زمانی که خوب میشود از آمدن به مسجد منع میگردد. چرا که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از نزدیک شدن بیمار به فرد سالم نهی کرده اند. چنان چه بخاری (5771) و مسلم (2221) از ابوهریره روایت کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند: «هرگز بیمار نزد صحتمند نرود».
از دکتر سلیمان بن وائل تویجیری، عضو هیئت تدریس دانشگاه امالقری، پرسیده شده که آیا فردی که به بیماری ساریی مانند آبلهمرغان و سرخکان مبتلا باشد، نمازهای جماعت در مسجد بر او واجب است؟
در پاسخ گفت: «از عذرهایی که نماز جماعت و جمعه را از فرد ساقط میکند: بیماری است، بیماریی که [رفتن به مسجد] شفایاب شدن فرد را به تعویق اندازد و یا بیماری اش را افزایش دهد. همچنان اگر بیماری ساری باشد و باعث زیانمند شدن دیگران گردد، چنین فردی هم به خاطر بیماری و هم به خاطر سرایت آن معذور است و نماز جماعت از او ساقط میگردد. چرا که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) کسی را که سیر یا پیاز میخورد از آمدن به مسجد نهی کردند تا دیگران از بوی بدش اذیت نشوند، در حالی که –به ظاهر- زیان این بیماری از کسی که چیز بدبویی را میخورد بیشتر است. والله أعلم. وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه». [موقع الإسلام الیوم].
والله أعلم
[ترجمه شده از سایت «الإسلام سؤال وجواب»]
ترجمه: بخش فرهنگی «مرکز علوم قرآنی تابش نور»
از دکتر سلیمان بن وائل تویجیری، عضو هیئت تدریس دانشگاه امالقری، پرسیده شده که آیا فردی که به بیماری ساریی مانند آبلهمرغان و سرخکان مبتلا باشد، نمازهای جماعت در مسجد بر او واجب است؟
در پاسخ گفت: «از عذرهایی که نماز جماعت و جمعه را از فرد ساقط میکند: بیماری است، بیماریی که [رفتن به مسجد] شفایاب شدن فرد را به تعویق اندازد و یا بیماری اش را افزایش دهد. همچنان اگر بیماری ساری باشد و باعث زیانمند شدن دیگران گردد، چنین فردی هم به خاطر بیماری و هم به خاطر سرایت آن معذور است و نماز جماعت از او ساقط میگردد. چرا که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) کسی را که سیر یا پیاز میخورد از آمدن به مسجد نهی کردند تا دیگران از بوی بدش اذیت نشوند، در حالی که –به ظاهر- زیان این بیماری از کسی که چیز بدبویی را میخورد بیشتر است. والله أعلم. وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه». [موقع الإسلام الیوم].
والله أعلم
[ترجمه شده از سایت «الإسلام سؤال وجواب»]
ترجمه: بخش فرهنگی «مرکز علوم قرآنی تابش نور»
#سوال_370
پرسش:
در جايی كه دريا عقب میرود جايش زمينی خالی میماند؛ آیا این زمین از مرافق زمینهای مجاور حساب میشود که می توانند دیگران را منع کنند؟ یا زمین موات گفته می شود؟ یاملک عام؟
پاسخ:
فقها اتفاق نظر دارند که دریاها و جزیرههایی که آب آنها خشک و به زمین تبدیل میشود، به حالت اول خود بر میگردد. اگر این دریاها و جزیرهها زمین شخصی و یا وقف و یا مسجد بوده باشد، دوباره به مالک اول و حالت وقف و مسجد باز میگردد و احیای چنین زمینهایی جایز نیست.
اما اگر این زمینها ملک شخصی کسی نبوده باشد و یا مالک آنها معلوم نباشد، فقهای حنفی میگویند: اگر زمین [از شهر] دور باشد و احتمال این که دوباره آن را آب بگیرد وجود نداشته باشد، این زمین موات است و احیای آن جایز است. بر مبنای ظاهر الروایه (که صحیح هم همان است) اگر زمین نزدیک (شهر هم) باشد، تفاوتی ندارد. چرا که موات، زمینی است که از آن استفاده نشود و زمانی که ملک و حق کسی به آن تعلق نداشته باشد و مورد استفاده قرار نگیرد، موات است؛ چه دور از شهر باشد چه نزدیک شهر. سحنون از مالکیها و موافقانش مانند مطرف و اصبغ نیز با ظاهر الروایهی مذهب حنفی موافق هستند. و مالکیها هم میان دریای دور و نزدیک تفاوتی نمیبینند. [الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ج2، ص240-241]
شیخ محمد بن صالح بن عثیمین هم در (الشرح الممتع علی زاد المستقنع) بعد از نقل این عبارت: «زمین چه نزدیک آبادی باشد و چه دور از آن، به شرط آن که زمین به مصلحت آباد کننده وابسته نباشد، قابل احیا است» میگوید: به این معنا که در احیای موات شرط نیست که زمین دور از عمران باشد. پس زمین موات را، چه دور از شهر باشد و چه نزدیک آن و حتی اگر متصل به آبادی هم باشد، میتوان احیا کرد. اگر کسی خانهای بسازد و پیرامون خانه، زمینی بیصاحب بیابد و در کنار آن خانه، به خود خانهای بسازد و جز دیوار چیزی میان دو خانه نباشد، احیا و تمیلکش جایز است. اما مؤلف میگوید که «به شرط آن که زمین موات به مصلحت آبادکننده تعلق نداشته باشد». اما اگر به مصلحت آبادکننده تعلق بگیرد و مثلا چراگاه حیوانات و یا جای ریختن آشغالها و جمع کردن هیزمهایش باشد، تملیک و احیای آن جایز نیست».
پس با توجه به مسایلی که گفته آمد، اولا باید دیده شود که این دریا پیش از آن که دریا شود، چه بوده است و چه حالت داشته است. اگر زمین، بیصاحب بوده باشد و یا صاحب آن معلوم نباشد، چه نزدیک شهر باشد و چه دور از شهر، چه در کنار زمینهای شخصی دیگران باشد و چه دور از زمینهای شخصی دیگران، این زمین موات است و میتوان آن را احیا کرد. اما به دو شرط: اول این که احتمال این که دوباره این زمین به دریا تبدیل شود، مطرح نباشد. دوم این که مصلحت زمینهای دیگران به این زمین تعلق نداشته باشد.
بخش فرهنگی «مرکز علوم قرآنی تابش نور»
پرسش:
در جايی كه دريا عقب میرود جايش زمينی خالی میماند؛ آیا این زمین از مرافق زمینهای مجاور حساب میشود که می توانند دیگران را منع کنند؟ یا زمین موات گفته می شود؟ یاملک عام؟
پاسخ:
فقها اتفاق نظر دارند که دریاها و جزیرههایی که آب آنها خشک و به زمین تبدیل میشود، به حالت اول خود بر میگردد. اگر این دریاها و جزیرهها زمین شخصی و یا وقف و یا مسجد بوده باشد، دوباره به مالک اول و حالت وقف و مسجد باز میگردد و احیای چنین زمینهایی جایز نیست.
اما اگر این زمینها ملک شخصی کسی نبوده باشد و یا مالک آنها معلوم نباشد، فقهای حنفی میگویند: اگر زمین [از شهر] دور باشد و احتمال این که دوباره آن را آب بگیرد وجود نداشته باشد، این زمین موات است و احیای آن جایز است. بر مبنای ظاهر الروایه (که صحیح هم همان است) اگر زمین نزدیک (شهر هم) باشد، تفاوتی ندارد. چرا که موات، زمینی است که از آن استفاده نشود و زمانی که ملک و حق کسی به آن تعلق نداشته باشد و مورد استفاده قرار نگیرد، موات است؛ چه دور از شهر باشد چه نزدیک شهر. سحنون از مالکیها و موافقانش مانند مطرف و اصبغ نیز با ظاهر الروایهی مذهب حنفی موافق هستند. و مالکیها هم میان دریای دور و نزدیک تفاوتی نمیبینند. [الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ج2، ص240-241]
شیخ محمد بن صالح بن عثیمین هم در (الشرح الممتع علی زاد المستقنع) بعد از نقل این عبارت: «زمین چه نزدیک آبادی باشد و چه دور از آن، به شرط آن که زمین به مصلحت آباد کننده وابسته نباشد، قابل احیا است» میگوید: به این معنا که در احیای موات شرط نیست که زمین دور از عمران باشد. پس زمین موات را، چه دور از شهر باشد و چه نزدیک آن و حتی اگر متصل به آبادی هم باشد، میتوان احیا کرد. اگر کسی خانهای بسازد و پیرامون خانه، زمینی بیصاحب بیابد و در کنار آن خانه، به خود خانهای بسازد و جز دیوار چیزی میان دو خانه نباشد، احیا و تمیلکش جایز است. اما مؤلف میگوید که «به شرط آن که زمین موات به مصلحت آبادکننده تعلق نداشته باشد». اما اگر به مصلحت آبادکننده تعلق بگیرد و مثلا چراگاه حیوانات و یا جای ریختن آشغالها و جمع کردن هیزمهایش باشد، تملیک و احیای آن جایز نیست».
پس با توجه به مسایلی که گفته آمد، اولا باید دیده شود که این دریا پیش از آن که دریا شود، چه بوده است و چه حالت داشته است. اگر زمین، بیصاحب بوده باشد و یا صاحب آن معلوم نباشد، چه نزدیک شهر باشد و چه دور از شهر، چه در کنار زمینهای شخصی دیگران باشد و چه دور از زمینهای شخصی دیگران، این زمین موات است و میتوان آن را احیا کرد. اما به دو شرط: اول این که احتمال این که دوباره این زمین به دریا تبدیل شود، مطرح نباشد. دوم این که مصلحت زمینهای دیگران به این زمین تعلق نداشته باشد.
بخش فرهنگی «مرکز علوم قرآنی تابش نور»