آنيما احتياط
99 subscribers
119 photos
1 video
33 files
115 links
www.animaehtiat.com

---

*هرنوع نقل قول از اين کانال با ذکر منبع مجاز است*
Download Telegram
■عطرماه

از راه پله بالا آمد با پيشانی بلند
موهاش کنار عطرماه لکه خاکستر انداخت

دويدن خرگوش ها در پياده رو تماشايي است
دويدن خرگوش ها در ابديت

تلاقی دو منحنی روی گونه هات افق های گشايش بود

رها از چون و چرا
چون زنديقی که ملافه را روی ريش هاش مچاله کند
از راه پله بالا آمدم
با پيشانی بلندم با لکه های رنگ ام بر دوش

رخصت قمرهای چرخان به گِردت
با دويدن خرگوش ها در ابديت

#آنیما_احتیاط

■عطرماه

راه پله هایی بلند و بسیار پیشانی بلندی که پر از خیال و آرزوست
موهایی که به باد می لرزد
عطر ماهی که برایش عاشق شده‌ام
کنار چشمانش لکه خاکستری دیده‌ام
هنگامی که با شتاب دویده بودم
و خرگوش‌ها از پیشم انداخته بودند
پیاده روی ابدی
با تماشایی شگفت انگیز تلاقی دو منحنی گونه‌هات
با روی من افق‌های گشایش را بود و رها شدیم
چون و چرا زندیق را
بر سر گرفته بودم ملافه‌ای به ریش هایش انداخته بود
و مچاله‌هایش را با رنگ بر دوشم نهاده بود
رخصت به قمرهای چرخان بخندید گردت را برای همیشه به عقب گذاشته بودم.
#هوش_مصنوعی #ChatGPT
اين #شعرهای_ديداری با الهام از #خط_غبار نوشته شده اند.
خط غبار :
این خط دارای حروف ریز و ساختاری مدور است. این نوع خط در ابتدا برای فرستادن پیغام هائی استفاده می‌شد که کبوتران نامه بر حامل آن بودندو همچنین خط بال هم نامیده می‌شد.
@Modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط
اين #شعرهای_ديداری با الهام از #خط_غبار نوشته شده اند.
خط غبار :
این خط دارای حروف ریز و ساختاری مدور است. این نوع خط در ابتدا برای فرستادن پیغام هائی استفاده می‌شد که کبوتران نامه بر حامل آن بودندو همچنین خط بال هم نامیده می‌شد.
@Modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط
اين #شعرهای_ديداری با الهام از #خط_غبار نوشته شده اند.
خط غبار :
این خط دارای حروف ریز و ساختاری مدور است. این نوع خط در ابتدا برای فرستادن پیغام هائی استفاده می‌شد که کبوتران نامه بر حامل آن بودندو همچنین خط بال هم نامیده می‌شد.
@Modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط
▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
▪️[تمهيد اول ]
لا لا لالا
بالا به لاي باغ بالا لا
به لا
رخ ماه را به بوسه ميا لا لا لا لامکان لا
لاله لاله الا لالایی تو بالا بود
و بودن درگهواره درلا اله من آن روشنایی هميشه لاننده
برملا بخوانم و در لای لانه‌ام
در لا(له) لالا می کنم
لالا لا لا لالستان = لال ستان
و از هلال ماه لال بر بالا ميالا درالا سلام می شوم
لا(م) می شوم لاله لاله الا بر هلال بالا
زلال نوزاد شد بايد الا با لالايي تو بالا لا لا لا
لاله لاله لا لا لا لا لا له آن روشنایی هميشه لاننده

▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
▪️[تمهيد سوم ]
بحار با باران اين که با با دوشيزه سينکا
بيگم محارکرده گيسو و اردک‌هاي يگانه چشم
درِ شکسته خروچ، خروچ می کرد صبح دايره‌های مينا عشاق
و يک پاتيل آبي سهيده اين چکه مي‌کند روی ميز می ريزد/صندلي/ سپيد
و يک تکه از منحني که با بزهاي کوهي
در عبارت آن رود بلند خواهد شد بحار با...
کاکل‌های خروس/ دوش می پاشد و خون حمام
موزائيک‌ها را من خودم با آب گرم... با دوباره حون می کشد / می جوشد
خيابان دريچه سياهدانه/ ماه ريگ می گويم:
دوشيزه سينکاميناييريک و با زلف‌های گينه کرده می خنديد
و منگوله‌ها توی ماهی تابه/ بوي روغن کهنه می پيچد ميان شکاف پراکوه
با کتری ها که نعنا و انگبين دوش می پاشد شا می کشد دوشيزه پراهنش
و دکمه‌ها که با باغ‌های پرتغال
/ عطرغال شيهه / غال / روي خاک می ريزد از بالا / بال/ بار
و يک پاتيل آبي ‌تر و تازه با خروچ، خروچ باغچه از وسط
فرق، افشان کرده‌اند نثار زلف‌های گينه کرده/عشاق
و من خودم با آب گرم در عبارت آن رود و باغ‌های پرتغال / ريگ می گويم:
دوشيزه سينکا محارکرده / گيسو صبح
دايره‌های مينا عشاق سينکا بيگم

▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
▪️ادراک اول : دال سالبه از عدميت فلس کاج ها

با ابروی کاتب فلس‌های کاج را نوشته بود
موهای شاخه در شاخه در صحرا
گویی دريا بخواهی سوختنم تشريف داده‌ای
و خاتون آميخته در دايره‌ام را تنور می چرخيد از
خوابيده زير گوش پل
می رويد انزعاج هجاء نوشته‌های تو رودخانه / رخ
خداوندگار آتش زنه بر بالا‌ی سبز به اژدهاي ژرف می دارد
که بر جريده ثبت شواندش

و آميخته در دايره پل تنور پل
و آميخته در دايره پل تنور پل

می چرخيدی از اکنون تا دهليز آن بلگ‌ها که درباقی کنم
در عين سوختنی
و گفت: دريا را چنان نشسته‌ای که رودخانه / رخ
سوختن کوه بود از لغت‌های ما با آن همه اهليت سوخته
و گوسپند مسلوخ با سُروهای شب تا ماه بدر از آن شکوفه می دهدم با طنين پل
از پادشاه اعظم اقليم‌های هفت گانه را که در حُجر خود بروياندم
اين موهای شاخه در شاخه در صحرا
و پستان رودخانه را می مزيدی از کناره/ گفت:
چند قطره شير درنده پديد آمدی سجل کرده با روی ماه
و باشد که رگ دريده شود تا انزعاج هجاء نوشته‌های تو بر بالاي سبز

و آميخته در دايره پل تنور پل
و آميخته در دايره پل تنور پل

با آن چشم‌هايی که بار عام بود
از آن بار می گيرد قربوس زين زمين و چشم تيهو را ببوسمی
و دايره را استحلال کرد در محاذات می چرخيد و خوابيده زيرگوش پل
پرهون دريا بخواهی سوختنم
مسموع و سر به مهر گرداب‌های ژرف می دارد که بر جريده ثبت شواندش

و آميخته در دايره پل تنور پل
و آميخته در دايره پل تنور پل

▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
▫️از رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ 1390

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
(11)
از روی خاک باغچه يک کتاب لغت می گذرد
و شيارهای خاک را ژرف تر می کند

بعد
اسطرلابی که با آن دريا را رصد کرده بودند
از زير خاک نمايان می شود

درخت نارنج مي گويد:
«اينجا ايستگاه قطار است»

عروس ها را با مرواريدها
در اطراف زغال سنگ ها بُخور می دهند
وشهرهاي ساحلي
با ماه و کوسه های يشمي سوار قطار می شوند

از کتاب گوش های هرکس غارهای کله اوست، درغارهای تان به نيايش بنشنید

@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر #غزل
از کتاب توده پرنده ها با چشم های آبی گريان/ 1395
چه کسي مي خواهد آن کودک را به دنيا بياورد؟
يا اينکه دريا را بياورد؟
خاصه دريايي که به دنيا آوردنش
پروانه‌ها را از درد کور مي کند
و مردي را دوتارش انباشته از نور مي کند



#سطرها: از شعر بلند / فصل اول/ عدم / اندر سياحت فضای دست رفته / کتاب: رصدکردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سرب/ 1390
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر