چهار گوش فصل های لاعلاج
انگار آفتاب مضطرب است گريه ام نمی آيد
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر #سمفونی_ها
انگار آفتاب مضطرب است گريه ام نمی آيد
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر #سمفونی_ها
ايوان_ترمه_از_کتاب_سمفونی_های_آنيما_آنيما_احتياط_.pdf
462.5 KB
يا تا با آب آبی دوشيزهمرغابی
لباس هاتان را برآويزم از دکل همه درياها
تا عطرِ تنا تنا تنن تا تن شما
گيج کند پای چوبی دزدان دريایی را دوشيزه مرغابی جان
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر #سمفونی_ها
لباس هاتان را برآويزم از دکل همه درياها
تا عطرِ تنا تنا تنن تا تن شما
گيج کند پای چوبی دزدان دريایی را دوشيزه مرغابی جان
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنيما_احتياط #شعر #سمفونی_ها
[تمهيد دوم ]
رشحهاي که برميخيزد از مو موهای در هم گيسو
و به نخچير می روم به صيد آبهاي در تنِ تو تمشکهای شناور
سوار بر تُرغی خوشبو و بلند بالا
با يالهاي افشان از مَرزههاي مضرس مو و نور
کنارههای گوش/ دود
لاله برميخيزد از بطن روغنهای شعلهور از سکههای کهنه
باريک سياه سرخ
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سرب/ آنيما احتياط / چاپ 1390
@modulationart
www.animaehtiat.com
رشحهاي که برميخيزد از مو موهای در هم گيسو
و به نخچير می روم به صيد آبهاي در تنِ تو تمشکهای شناور
سوار بر تُرغی خوشبو و بلند بالا
با يالهاي افشان از مَرزههاي مضرس مو و نور
کنارههای گوش/ دود
لاله برميخيزد از بطن روغنهای شعلهور از سکههای کهنه
باريک سياه سرخ
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سرب/ آنيما احتياط / چاپ 1390
@modulationart
www.animaehtiat.com
ذات الحروف
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
ذات الحروف. آنیما احتياط .pdf
299.3 KB
👆PDF
ذات الحروف
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
ذات الحروف
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
پيش فرضها:
یک.
در راه ماه بود
که دريافتم
گل سرخ، تدبيری مضاعف است
دو.
سطر را که برمی داشتم
براي خودم لااقل کافی بود
هم قد کشيده بودم
هم عقلام می رسيد که بايد اين گنجشکها را با سنگ بزنم
وجيغ دختر همسايه را که در اضلاع درخت حامله بود
نترسانم
خانم معلم گفت:
«حسابت را ميرسم»
من هم دستش را گاز گرفتم
به يکی از همان گنجشکها گفتم:
«به اين معلمها نبايد رو بدهيم
سوارمان می شوند»
سطر را که برداشتم
بزرگ ترک شده بودم
عقلام هم ميرسيد
روي تخته سياه نوشتم
اين شعار نيست
ما استخوان شما گنجشکها را با گچ اشتباه نگرفتهايم
ما از چشمهای اين حسود خانگي بدمان ميآيد
که چوب گرفته در دست و مثل ميرغضب اينجا ايستاده است
سه.
همه چيز از آن ماژيک ساده شروع شد
که می خواستند با آن ماهی صيد کنند
اما نشد
دهان ماهي رنگی شده بود
گفتم:
«قرمز خوب نيست
بياييد مثلن زردش کنيم»
پدر طبق معمول گفت: «نع»
ذرات روغن در هوا پرت و پلا می شد
و فلسهای خاکی برق می زدنند
چهار.
جنگ تمام شده بود
وکاغذها يواشکي مملو از سطر شده بودند
بعد از اتمام خدمت سربازي
ميخواستم کيفام را پر از قلوه سنگ کنم و براي قورباغهها
جامدادي بخرم. (که قلوه سنگ کم آوردم و نشد)
- سلام
- سلام و زهرمار
اين تنها جملهاي است که در ذهنم مانده است
و با اينحال
مثل گوگرد در هوا
با برگهايم قاطی نمی شود
پنجم.
صندلی مجال نشستن نمی داد
چشمهايش مثل انگور سياه بود
با ذغال روي موزائيک نقاشی می کشيدم
چشم چشم دو ابرو
دهن و
دماغ و
گيسو
پوست سفيد و گردو
چشم سياه و آهو
شدم - صفر-
شش.
بالاي يک درخت انگور
حباب چشمهای گربه خيس بود و می لرزيد
به يک شاخه آويزان شدم و نحو حياط را
در خطوط مطلق
تلفظ کردم
هفت.
سعی کن برای خودت کار دست و پا کنی
مادرم گفت.
سعي کن برای خودت احترام قائل باشی
پدرم گفت.
رفتم کنار کوير و چند فعل و يک مشت حرف برداشتم
سعي کن با خودت هميشه جنون ستارهها را داشته باشی
خودم گفتم.
هشت.
تني که گريز بود
تني که درتنانگی اش سرو بود
وجرأت پرواز را ميان سلولهايش تقسيم می کرد
و در غبار باغچه، بخار خون نارنج را قهوهای می کرد
نارنج می تواند صنوبر باشد
و حوض قطاري که يک واگن پر از آب است
با تنی که گريز بود
تنی که در تنانگی اش سرو بود
نه.
ساعت براي آن که جنين باقي بماند
نگين يک عبارت طولاني شده بود
ساعت جن را ديد و مفرغها ترکيب عجيبي از الف
و خطوط فسفري را جمع کردند
اسليمی مادرِ بهار خواهد ماند
—————————————————-
پيش فرض ها
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ شعرهاي تابستان 1382 تا پائيز 1386/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
یک.
در راه ماه بود
که دريافتم
گل سرخ، تدبيری مضاعف است
دو.
سطر را که برمی داشتم
براي خودم لااقل کافی بود
هم قد کشيده بودم
هم عقلام می رسيد که بايد اين گنجشکها را با سنگ بزنم
وجيغ دختر همسايه را که در اضلاع درخت حامله بود
نترسانم
خانم معلم گفت:
«حسابت را ميرسم»
من هم دستش را گاز گرفتم
به يکی از همان گنجشکها گفتم:
«به اين معلمها نبايد رو بدهيم
سوارمان می شوند»
سطر را که برداشتم
بزرگ ترک شده بودم
عقلام هم ميرسيد
روي تخته سياه نوشتم
اين شعار نيست
ما استخوان شما گنجشکها را با گچ اشتباه نگرفتهايم
ما از چشمهای اين حسود خانگي بدمان ميآيد
که چوب گرفته در دست و مثل ميرغضب اينجا ايستاده است
سه.
همه چيز از آن ماژيک ساده شروع شد
که می خواستند با آن ماهی صيد کنند
اما نشد
دهان ماهي رنگی شده بود
گفتم:
«قرمز خوب نيست
بياييد مثلن زردش کنيم»
پدر طبق معمول گفت: «نع»
ذرات روغن در هوا پرت و پلا می شد
و فلسهای خاکی برق می زدنند
چهار.
جنگ تمام شده بود
وکاغذها يواشکي مملو از سطر شده بودند
بعد از اتمام خدمت سربازي
ميخواستم کيفام را پر از قلوه سنگ کنم و براي قورباغهها
جامدادي بخرم. (که قلوه سنگ کم آوردم و نشد)
- سلام
- سلام و زهرمار
اين تنها جملهاي است که در ذهنم مانده است
و با اينحال
مثل گوگرد در هوا
با برگهايم قاطی نمی شود
پنجم.
صندلی مجال نشستن نمی داد
چشمهايش مثل انگور سياه بود
با ذغال روي موزائيک نقاشی می کشيدم
چشم چشم دو ابرو
دهن و
دماغ و
گيسو
پوست سفيد و گردو
چشم سياه و آهو
شدم - صفر-
شش.
بالاي يک درخت انگور
حباب چشمهای گربه خيس بود و می لرزيد
به يک شاخه آويزان شدم و نحو حياط را
در خطوط مطلق
تلفظ کردم
هفت.
سعی کن برای خودت کار دست و پا کنی
مادرم گفت.
سعي کن برای خودت احترام قائل باشی
پدرم گفت.
رفتم کنار کوير و چند فعل و يک مشت حرف برداشتم
سعي کن با خودت هميشه جنون ستارهها را داشته باشی
خودم گفتم.
هشت.
تني که گريز بود
تني که درتنانگی اش سرو بود
وجرأت پرواز را ميان سلولهايش تقسيم می کرد
و در غبار باغچه، بخار خون نارنج را قهوهای می کرد
نارنج می تواند صنوبر باشد
و حوض قطاري که يک واگن پر از آب است
با تنی که گريز بود
تنی که در تنانگی اش سرو بود
نه.
ساعت براي آن که جنين باقي بماند
نگين يک عبارت طولاني شده بود
ساعت جن را ديد و مفرغها ترکيب عجيبي از الف
و خطوط فسفري را جمع کردند
اسليمی مادرِ بهار خواهد ماند
—————————————————-
پيش فرض ها
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ شعرهاي تابستان 1382 تا پائيز 1386/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
kavakebol maghshush. anima ehtiat.pdf
73.8 KB
کواکب المغشوش
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
از کتاب رصد کردن خواب های افلاکی با تلسکوپ سُرب/ چاپ 1390
#شعر #آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
الفبای جاجيمی و :~ شعر ديداری
ايده:
«مطالعه دست بافت ها به مثابه متن های ديداری». اين ايده منجر به کنشی برای خلق «الفبای جاجيمی» و در نهايت «:~ شعر ديداری» می شود.
مطالعه منسوجات به مثابه متن، سابقه طولانی ندارد.مطالعات بيشتر تخصصی و در زمينه خود منسوجات متمرکز بوده است.اگر مطالعات به اصطلاح تطبيقی نيز انجام شده است، بيشتر متمرکز بر نقاشی های روی سفال ها و منسوجات بوده است که البته در جای خود حائز اهميت است. تنها مطالعه بديع که در اين ميان صورت گرفته است، تحليل بينامتنی نشان خطی مربع در خطوط ايلامی و دست بافت های معاصر ايرانی است.(تحليل بينامتنی نشان خطی مربع در خطوط ايلامی و دستبافت های معاصر ايرانی، حسين عباددوست، زيباکاظم پور، مبانی نظری هنرهای تجسمی، شمارة 9 ، بهار و تابستان 1399)
به نظر می رسد آنچه در ابتدا بايد ويران شود اين «ساختار» است که منسوجات را هنرهای تزئينی نام گذاری کرده است. اولين و مهم ترين گام اين است که ما بايد در برابر هنرتزئينی، اين واژه که چون سمی مهلک کاربردی عمومی پيدا کرده است، به شدت مقاومت کنیم و تاريخ «نقاشی ~ نوشتار» را و نه تاريخ نقوش را به شيوه ای نامکتب گرا، و به پيشنهاد من لايه وار، بازنويسی کنيم تا بتوانيم از ابهامات ژرف و کج انديشی های رایج فراتر رويم.
از عوارض فروکاست «نقاشی ~ نوشتار» ها به «نقوش و نقش مايه های تزئينی» يکی همين است که منتقدان در تحليل و درک خود از «نقاشی ~ نوشتار» به آن مبتلا می شوند و «نقاشی ~ نوشتار»، اعم از «نقاشی ~ نوشتار» های کتيبه ها، صخره ها، غارها، لوح ها، سفال ها، کاشی ها، منسوجات، سنگ قبرها، اوراق و کتاب ها را بی رحمانه ناديده می گيرند و در تحليل خود از پديده ها از جمله :~ شعر ديداری به خطا می روند.
چند نمونه از :~ شعرهای ديداری که با الفبای جاجيمی و با الهام از «نقاشی ~ نوشتار» های منسوجات خلق شده اند 👇
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
ايده:
«مطالعه دست بافت ها به مثابه متن های ديداری». اين ايده منجر به کنشی برای خلق «الفبای جاجيمی» و در نهايت «:~ شعر ديداری» می شود.
مطالعه منسوجات به مثابه متن، سابقه طولانی ندارد.مطالعات بيشتر تخصصی و در زمينه خود منسوجات متمرکز بوده است.اگر مطالعات به اصطلاح تطبيقی نيز انجام شده است، بيشتر متمرکز بر نقاشی های روی سفال ها و منسوجات بوده است که البته در جای خود حائز اهميت است. تنها مطالعه بديع که در اين ميان صورت گرفته است، تحليل بينامتنی نشان خطی مربع در خطوط ايلامی و دست بافت های معاصر ايرانی است.(تحليل بينامتنی نشان خطی مربع در خطوط ايلامی و دستبافت های معاصر ايرانی، حسين عباددوست، زيباکاظم پور، مبانی نظری هنرهای تجسمی، شمارة 9 ، بهار و تابستان 1399)
به نظر می رسد آنچه در ابتدا بايد ويران شود اين «ساختار» است که منسوجات را هنرهای تزئينی نام گذاری کرده است. اولين و مهم ترين گام اين است که ما بايد در برابر هنرتزئينی، اين واژه که چون سمی مهلک کاربردی عمومی پيدا کرده است، به شدت مقاومت کنیم و تاريخ «نقاشی ~ نوشتار» را و نه تاريخ نقوش را به شيوه ای نامکتب گرا، و به پيشنهاد من لايه وار، بازنويسی کنيم تا بتوانيم از ابهامات ژرف و کج انديشی های رایج فراتر رويم.
از عوارض فروکاست «نقاشی ~ نوشتار» ها به «نقوش و نقش مايه های تزئينی» يکی همين است که منتقدان در تحليل و درک خود از «نقاشی ~ نوشتار» به آن مبتلا می شوند و «نقاشی ~ نوشتار»، اعم از «نقاشی ~ نوشتار» های کتيبه ها، صخره ها، غارها، لوح ها، سفال ها، کاشی ها، منسوجات، سنگ قبرها، اوراق و کتاب ها را بی رحمانه ناديده می گيرند و در تحليل خود از پديده ها از جمله :~ شعر ديداری به خطا می روند.
چند نمونه از :~ شعرهای ديداری که با الفبای جاجيمی و با الهام از «نقاشی ~ نوشتار» های منسوجات خلق شده اند 👇
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
چند نمونه از :~ شعرهای ديداری که با الفبای جاجيمی و با الهام از «نقاشی ~ نوشتار» های منسوجات خلق شده اند 👆
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
چند نمونه از :~ شعرهای ديداری که با الفبای جاجيمی و با الهام از «نقاشی ~ نوشتار» های منسوجات خلق شده اند 👆
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
چند نمونه از :~ شعرهای ديداری که با الفبای جاجيمی و با الهام از «نقاشی ~ نوشتار» های منسوجات خلق شده اند 👆
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com
#آنیما_احتیاط #شعر_ديداری #الفبای_جاجيمی
@modulationart
www.animaehtiat.com