سلام کردم. بادگيرها.
دولخ هاي برج زهرمار
که برسفره با آن همه درهاي چوبي متبرک
وَ دايره هاي عتيق لاله مهيب
شن را در پاجوش هاي تازه شکفت
ماهي هاي کوچکِ عجيب بودم
دمم دمم دميدنم تا گويي او را
www.animaehtiat.com
@modulationart
#آنيما_احتياط
پيوست عقل عقیق
#گوشهای_هرکس_غارهای_کلة_اوست
#شعر
دولخ هاي برج زهرمار
که برسفره با آن همه درهاي چوبي متبرک
وَ دايره هاي عتيق لاله مهيب
شن را در پاجوش هاي تازه شکفت
ماهي هاي کوچکِ عجيب بودم
دمم دمم دميدنم تا گويي او را
www.animaehtiat.com
@modulationart
#آنيما_احتياط
پيوست عقل عقیق
#گوشهای_هرکس_غارهای_کلة_اوست
#شعر
زن(الف):
«نيست (چرخ ميزند) نيست اين جا (چشم هاش را تنگ مي کند ونگاهش را به آسمان مي دوزد، همينطور ميايستد و به سنگ تبديل مي شود)»
زن(ج):
«(روي زمين دراز ميکشد وخيره خيره به آسمان نگاه مي کند) آري...گفته بودند...آري (نفس عميق مي کشد و هم چنان که روي زمين خوابيده است تبديل به سنگ ميشود)»
@modulationart
#آنيما_احتياط
#جايي_در_اين_عالم_شايد_کنار_دريا
#ضيافت_در_نثر_باغ_انجير
#شعر
«نيست (چرخ ميزند) نيست اين جا (چشم هاش را تنگ مي کند ونگاهش را به آسمان مي دوزد، همينطور ميايستد و به سنگ تبديل مي شود)»
زن(ج):
«(روي زمين دراز ميکشد وخيره خيره به آسمان نگاه مي کند) آري...گفته بودند...آري (نفس عميق مي کشد و هم چنان که روي زمين خوابيده است تبديل به سنگ ميشود)»
@modulationart
#آنيما_احتياط
#جايي_در_اين_عالم_شايد_کنار_دريا
#ضيافت_در_نثر_باغ_انجير
#شعر
Forwarded from آنيما احتياط
جايي در اين عالم شايد کنار دريا.pdf
157.1 KB
نور سايه ندارد
اما چون بتابد بر چهره ات
سايه اش نمايان شود بر ديوار
#داوودی_سفيد
#ناوار
#آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
اما چون بتابد بر چهره ات
سايه اش نمايان شود بر ديوار
#داوودی_سفيد
#ناوار
#آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
White chrysanthemums .pdf
693.9 KB
نور سايه ندارد
اما چون بتابد بر چهره ات
سايه اش نمايان شود بر ديوار
#داوودی_سفيد
#ناوار
#آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
اما چون بتابد بر چهره ات
سايه اش نمايان شود بر ديوار
#داوودی_سفيد
#ناوار
#آنيما_احتياط
@modulationart
www.animaehtiat.com
وقتي که در زمين منتشر بود تا سينه از روغن پر شود
بوي چيزي ميآيد
درد که شروع ميشود از سينه سينه باغ
که همچون ستارههاي تافته تا آن درخت برسيد
با موهايي از آن کشتي عظيم دوست داشتني
#عدم #رصد_کردن_خواب_های_افلاکی_با_تلسکوپ_سرب #آنيما_احتياط
@modulationart
#شعر
بوي چيزي ميآيد
درد که شروع ميشود از سينه سينه باغ
که همچون ستارههاي تافته تا آن درخت برسيد
با موهايي از آن کشتي عظيم دوست داشتني
#عدم #رصد_کردن_خواب_های_افلاکی_با_تلسکوپ_سرب #آنيما_احتياط
@modulationart
#شعر
عدم يک.pdf
399.2 KB
وقتي که در زمين منتشر بود تا سينه از روغن پر شود
بوي چيزي ميآيد
درد که شروع ميشود از سينه سينه باغ
که همچون ستارههاي تافته تا آن درخت برسيد
با موهايي از آن کشتي عظيم دوست داشتني
#عدم #رصد_کردن_خواب_های_افلاکی_با_تلسکوپ_سرب #آنيما_احتياط
PDF
@modulationart
#شعر
بوي چيزي ميآيد
درد که شروع ميشود از سينه سينه باغ
که همچون ستارههاي تافته تا آن درخت برسيد
با موهايي از آن کشتي عظيم دوست داشتني
#عدم #رصد_کردن_خواب_های_افلاکی_با_تلسکوپ_سرب #آنيما_احتياط
@modulationart
#شعر