لاية اول :
خيابان پُر از غاليه بادرختهاي مرغابي شَماندهاند
حالا شراب را قلابهاي ماهيگيري به نيش ميکشند
و شيشه که کمي دور به نظر ميرسيد ليوانها
لاي درخت با شاخههاي سرخ کلاغ
تسبيح شاه مقصودي و عينک خيابان
بوتهها و گوگرد ميوه در چشمهاي دريا
آبِ مرواريد / ميآورد روي ميز پُرِ فلس ميگوهاي مرغابي
هواي اينجا گرفته نفسهات کاج روي پل / پل شعله ميکشد
و گودي بشقابها ميليزد از بوتههاي سيبزميني آب پز/ مغارههاي بلند
بخار لاله با داغ ميشوم آن آتشي که روي گونههات لااقل
بگذار مغازههاي قارچفروشي را شير بپاش روي قارچها
با برفها با زرافهها شيره ميجوشد از گيراس و مارولهاي مرغابي
توي ليوان که حالا قلابهاي بلند
و ريشهها که رشد ميکنند
به نظر مارهاي خوش خط و خال ابروها ديوانهام ميکند ميآيد
کمي دور دور تر
«بلند شو!
به باغهاي رنگارنگ غانيه با غارهاي آبي رسيدهايم»
#آنيما_احتياط @Modulationart
خيابان پُر از غاليه بادرختهاي مرغابي شَماندهاند
حالا شراب را قلابهاي ماهيگيري به نيش ميکشند
و شيشه که کمي دور به نظر ميرسيد ليوانها
لاي درخت با شاخههاي سرخ کلاغ
تسبيح شاه مقصودي و عينک خيابان
بوتهها و گوگرد ميوه در چشمهاي دريا
آبِ مرواريد / ميآورد روي ميز پُرِ فلس ميگوهاي مرغابي
هواي اينجا گرفته نفسهات کاج روي پل / پل شعله ميکشد
و گودي بشقابها ميليزد از بوتههاي سيبزميني آب پز/ مغارههاي بلند
بخار لاله با داغ ميشوم آن آتشي که روي گونههات لااقل
بگذار مغازههاي قارچفروشي را شير بپاش روي قارچها
با برفها با زرافهها شيره ميجوشد از گيراس و مارولهاي مرغابي
توي ليوان که حالا قلابهاي بلند
و ريشهها که رشد ميکنند
به نظر مارهاي خوش خط و خال ابروها ديوانهام ميکند ميآيد
کمي دور دور تر
«بلند شو!
به باغهاي رنگارنگ غانيه با غارهاي آبي رسيدهايم»
#آنيما_احتياط @Modulationart
حالا با شجاعت هرچه تمامتر
عينکت را بردار و ميتواني تخم چشمهات توي زه دان باغچه با درختهاي مرغابي
و از دور من آنها را حور ميبينم آنها را بگو چرا اين همه شَرخِ شاخهها سياه آويزان کردهاند / سپيد
و قاب عينک و تسبيح لاله عباسي لااقل
بپاش شيرهايت وَ خاک اينجا بوي جنون بوي دهان تو ميآيد
(گوشوارههاي گلابي با فيروزههاي مرصع) خاک و تخم چشمهات
ورم کرده روي ميز
و چوبلباسي/ گويا شاخِ گوزنهاي پيچپيچ را که ميچمد
از بوته گزها و شاخههاي گون
کمي دور دورتر
پيراهنت بوي گردههاي مرغابي
يا بوي تا بهحال آب و مرواريد ميچکد به نيش/کشيدهاند شاخههاي غال
غاليههاي ظهر و از سنگ موهات
نسيم عناب جوشانده در چشم جوجههاي نهنگ
بلند ميشود بلند
«بلند شو!
به باغهاي رنگارنگ غانيه با غارهاي آبي رسيدهايم»
ختم غائله دور کمي دورتر/ هوا
ذ غالهاي اين جاگرفته گُر نفسهاي تو کاج روي پل/پل قرابه ميکشد
اين همه/ توي شاخهها سياه آويزان کردهاند / سپيد
و سيبهاي مدور/ شمامه ميشمد شماندهاندلاي ليوانها
چشمهاي فراخِ در کبريتهاي از بنفش شعله ميکشد بپاش روي قارچها
#آنيما_احتياط @Modulationart
عينکت را بردار و ميتواني تخم چشمهات توي زه دان باغچه با درختهاي مرغابي
و از دور من آنها را حور ميبينم آنها را بگو چرا اين همه شَرخِ شاخهها سياه آويزان کردهاند / سپيد
و قاب عينک و تسبيح لاله عباسي لااقل
بپاش شيرهايت وَ خاک اينجا بوي جنون بوي دهان تو ميآيد
(گوشوارههاي گلابي با فيروزههاي مرصع) خاک و تخم چشمهات
ورم کرده روي ميز
و چوبلباسي/ گويا شاخِ گوزنهاي پيچپيچ را که ميچمد
از بوته گزها و شاخههاي گون
کمي دور دورتر
پيراهنت بوي گردههاي مرغابي
يا بوي تا بهحال آب و مرواريد ميچکد به نيش/کشيدهاند شاخههاي غال
غاليههاي ظهر و از سنگ موهات
نسيم عناب جوشانده در چشم جوجههاي نهنگ
بلند ميشود بلند
«بلند شو!
به باغهاي رنگارنگ غانيه با غارهاي آبي رسيدهايم»
ختم غائله دور کمي دورتر/ هوا
ذ غالهاي اين جاگرفته گُر نفسهاي تو کاج روي پل/پل قرابه ميکشد
اين همه/ توي شاخهها سياه آويزان کردهاند / سپيد
و سيبهاي مدور/ شمامه ميشمد شماندهاندلاي ليوانها
چشمهاي فراخِ در کبريتهاي از بنفش شعله ميکشد بپاش روي قارچها
#آنيما_احتياط @Modulationart