موفقیت و شهرتی جهانی زیر ۳۰ سالگی:
آرش فردوسی، موسس دراپباکس
آرش فردوسی در سال ۱۹۸۵ در آمریکا متولد شد. در سال ۲۰۰۴ از دبیرستانی در ایالت کانزاس فارغ التحصیل شد. برای ادامه تحصیل به دانشگاه "ام آی تی" ایالت ماساچوست رفت اما در سال آخر از تحصیل انصراف داد. او یکی از موسسان و مدیر فنی شرکت دراپباکس (Dropbox) است. فردوسی در سال ۲۰۰۷ به همراه "درو هیوستن"، شرکت دراپباکس را در ماساچوست بنیانگذاری کرد. در همان سال شرکت خود را به شهر سانفرانسیسکو ایالت کالیفرنیا منتقل کردند و از طریق چند موسسه خصوصی مالی و تعدادی افراد سرمایه گذار سرمایه لازم را برای گسترش شرکتش فراهم کرد.
داستان از فراموشکاریهای هیوستن در همراه بردن درایو USBاش شروع میشود. او که در سال ۲۰۰۷، یک دانشجوی دانشگاه "ام آی تی" بود،گاه با این مشکل مواجه میشد، بنابراین سعی کرد از سایتهایی برای آپلود فایلهای ضروری استفاده کند، اما خیلی زود دریافت که همه آنها مشکلاتی دارند، مثلا در آنها نمیشد فایلهای بزرگ را به راحتی و به سرعت آپلود کرد، یا پر از باگ بودند، به همین علت در صدد برآمد که سرویسی برای استفاده شخصی خودش درست کند، اما خیلی زود به این فکر افتاد که این سرویس را برای استفاده عمومی آماده کند و با همکاری هم دانشگاهیاش- فردوسی- دراپباکس را راه انداخت.
فردوسی و هیوستن، تقاضای "استیو جابز"در سال ۲۰۰۹ را برای فروش امتیازشان رد کردند و شرکت را به نقطهای رساندند که امروزه از بهترین و شاید بهترین سرویسهای ذخیره سازی ابری به شمار میرود. هوستون در جواب جابز گفت: «من مصمم هستم که شرکت بزرگی را بسازم و بنابراین آن را نمیفروشم. برایم اهمیت ندارد که چه کسی پیشنهاد خرید میدهد». "اپل"بعد از ناکام ماندن در خرید دراپباکس سرویس آی کلود را راه اندازی کرد.
دارپ باکس را با توجه به تعداد کاربرانش میتوان ارزیابی کرد: در سال ۲۰۱۱، دراپباکس ۵۰ میلیون کاربر را جذب خود کرد و درآمدش حدود ۲۴۰ میلیون دلار برآورد شد. در سال ۲۰۱۲ از مرز ۱۰۰ میلیون کاربر گذشت و ارزشش ۴ میلیارد تخمین زده شد و در ماه نوامبر سال ۲۰۱۳ دراپباکس اعلام کرد که دویست میلیون کاربر هم اکنون از این سرویس استفاده میکنند.
نشریه «بیزینس اینسایدر» هم فردوسی و هوستون را یکی از ۱۰۰ فرد شاخص سیلیکون ولی دانسته است. فردوسی درباره موفقیت دراپباکس میگوید: «موفقیت دراپباکس مدیون کاربران"آلفا"و طراحی ساده و رضایت کاربران از آن است.»
فردوسی در سال ۲۰۰۸ فینالیست رقابت "TechCrunch50 " شد و در سال ۲۰۱۱ نشریه صاحب نام "فوربس" نام #آرش_فردوسی را در فهرست یکی از ۳۰ نفر زیر ۳۰ سال کارگزار اقتصادی موفق جهان معرفی کرد که جهان را متحول خواهند كرد.
@modireweb
آرش فردوسی، موسس دراپباکس
آرش فردوسی در سال ۱۹۸۵ در آمریکا متولد شد. در سال ۲۰۰۴ از دبیرستانی در ایالت کانزاس فارغ التحصیل شد. برای ادامه تحصیل به دانشگاه "ام آی تی" ایالت ماساچوست رفت اما در سال آخر از تحصیل انصراف داد. او یکی از موسسان و مدیر فنی شرکت دراپباکس (Dropbox) است. فردوسی در سال ۲۰۰۷ به همراه "درو هیوستن"، شرکت دراپباکس را در ماساچوست بنیانگذاری کرد. در همان سال شرکت خود را به شهر سانفرانسیسکو ایالت کالیفرنیا منتقل کردند و از طریق چند موسسه خصوصی مالی و تعدادی افراد سرمایه گذار سرمایه لازم را برای گسترش شرکتش فراهم کرد.
داستان از فراموشکاریهای هیوستن در همراه بردن درایو USBاش شروع میشود. او که در سال ۲۰۰۷، یک دانشجوی دانشگاه "ام آی تی" بود،گاه با این مشکل مواجه میشد، بنابراین سعی کرد از سایتهایی برای آپلود فایلهای ضروری استفاده کند، اما خیلی زود دریافت که همه آنها مشکلاتی دارند، مثلا در آنها نمیشد فایلهای بزرگ را به راحتی و به سرعت آپلود کرد، یا پر از باگ بودند، به همین علت در صدد برآمد که سرویسی برای استفاده شخصی خودش درست کند، اما خیلی زود به این فکر افتاد که این سرویس را برای استفاده عمومی آماده کند و با همکاری هم دانشگاهیاش- فردوسی- دراپباکس را راه انداخت.
فردوسی و هیوستن، تقاضای "استیو جابز"در سال ۲۰۰۹ را برای فروش امتیازشان رد کردند و شرکت را به نقطهای رساندند که امروزه از بهترین و شاید بهترین سرویسهای ذخیره سازی ابری به شمار میرود. هوستون در جواب جابز گفت: «من مصمم هستم که شرکت بزرگی را بسازم و بنابراین آن را نمیفروشم. برایم اهمیت ندارد که چه کسی پیشنهاد خرید میدهد». "اپل"بعد از ناکام ماندن در خرید دراپباکس سرویس آی کلود را راه اندازی کرد.
دارپ باکس را با توجه به تعداد کاربرانش میتوان ارزیابی کرد: در سال ۲۰۱۱، دراپباکس ۵۰ میلیون کاربر را جذب خود کرد و درآمدش حدود ۲۴۰ میلیون دلار برآورد شد. در سال ۲۰۱۲ از مرز ۱۰۰ میلیون کاربر گذشت و ارزشش ۴ میلیارد تخمین زده شد و در ماه نوامبر سال ۲۰۱۳ دراپباکس اعلام کرد که دویست میلیون کاربر هم اکنون از این سرویس استفاده میکنند.
نشریه «بیزینس اینسایدر» هم فردوسی و هوستون را یکی از ۱۰۰ فرد شاخص سیلیکون ولی دانسته است. فردوسی درباره موفقیت دراپباکس میگوید: «موفقیت دراپباکس مدیون کاربران"آلفا"و طراحی ساده و رضایت کاربران از آن است.»
فردوسی در سال ۲۰۰۸ فینالیست رقابت "TechCrunch50 " شد و در سال ۲۰۱۱ نشریه صاحب نام "فوربس" نام #آرش_فردوسی را در فهرست یکی از ۳۰ نفر زیر ۳۰ سال کارگزار اقتصادی موفق جهان معرفی کرد که جهان را متحول خواهند كرد.
@modireweb
*راهکارهایی برای پرورش ایدهها
در دنیای کاروکسب ایدهها منابع بسیار ارزشمندی هستند. هرچقدر ایدههای بهتری داشته باشیم و هرچقدر کیفیت ایدههایمان بالاتر باشد، در عرصه رقابت با رقبا عملکرد بهتری خواهیم داشت.
ایدهپردازی فرایندی نیست که بتوان با زور و فشار آن را اجرا کرد. خبر خوب این است که تعداد بسیار زیادی از ایدههای فوقالعاده و نوآورانه نیز به یکباره از ذهن خالقشان بیرون نیامدند بلکه در ابتدا ایدههایی معمولی و حتی بد بودند که به مرور زمان پالایش شدند و هرچه بیشتر به کمال خود نزدیک گشتند.
زمانی که ایدهای که به ذهنتان میرسد، به آن بیتوجه نباشید و آن را دور نیندازید. سعی کنید با یکی از استراتژیهایی که در اینجا گفته میشود ایده خود را پرورش دهید:
1. آن را در حوزههای دیگر به کار بگیریم.
در ابتدا لازم است ببینید که آیا ایده شما در حوزههای دیگر نیز کارآیی دارد. برای مثال فرض کنید شما ایدهای دارید که به حفاظت از محصولتان کمک میکند ولی مشکلش این است که وزن محصول را بالا میبرد. در اینجا شما دچار این دغدغه شدهاید که بین حفاظت بیشتر و وزن کمتر کدام یک را انتخاب کنید؟ همچنین به این فکر میکند که شاید بهتر باشد این بخش حفاظتی را در قالب یک محصول جدید بفروشید؟ اینها و سؤالات دیگر دغدغههای شما هستند.
شاید اگر فقط به حوزه خود فکر کنید نتوانید از بین تمام این گزینهها به جمعبندی نهایی برسید اما اگر کمی فضای فکری خود را گستردهتر کنید و به دیگر صنایع و شرکتها نگاه کنید بتوانید از تجربههای آنها برای پرورش ایده خود استفاده کنید.
@ModireWeb
2. آن را با ایدهای دیگر ترکیب کنیم.
خیلی از ایدههای موفق حاصل ترکیب دو ایده معمولی با یکدیگر بودهاند. برای مثال درباره فردی فکر کنید که برای اولین بار پاککن را روی مداد قرار داد! بهترین راه برای این کار این است که ایدههای خود را یادداشت کنید. هر زمانی که ایده جدیدی به ذهنتان میرسد آن را یادداشت کنید حتی اگر به نظرتان خیلی خام است و جای کار زیادی دارد. بعضی مواقع حتی یک کلمه یا عبارت برای آنکه شما را به یاد ایدهتان بیندازد، کافی است. پس از مدتی به این کلمات و عبارات نگاه کنید و نقاط مشترک آنها را بیابید و آنها را با یکدیگر ترکیب کنید. دیر یا زود اتفاق خوبی در ذهنتان خواهد افتاد.
@ModireWeb
3. درباره آن با یک دوست یا همکار صحبت کنیم.
هر چند در برخی مواقع توفان فکری بیش از آنکه منافع داشته باشد موانعی را در سر راه ما ایجاد میکند، اما برای پرورش ایده باید آن را با فردی که او را میشناسیم و به او اعتماد داریم، در میان گذاریم. این افراد میتوانند از خارج از فضای فکری شما به موضوع نگاه کنند و چشماندازهای جدیدی نسبت به ایده شما داشته باشند. ایدهپردازان معمولاً از سندرومی به نام سندروم "تونل" رنج میبرند بدین معنی که از یک فضای محدود به ایده خود نگاه میکنند در صورتی که لازم است از خارج این فضا و در سطحی بزرگتر به موضوعات توجه کرد.
@ModireWeb
4. نقاط ضعف آن را به نقاط قوتش تبدیل کنیم.
هر ایدهای کمبودها و نقاط ضعفی دارد اما معمولاً راههایی وجود دارد که آنها را به نقاط قوت تبدیل کرد. برای مثال به داستان توئیتر توجه کنید. زمانی که این شبکه اجتماعی محدودیت 160 کاراکتری را برای پستهایی که در آن گذاشته میشود، در نظر گرفت، به نظر خیلیها این اقدام نه تنها اشتباه بلکه احمقانه بود. اما این اقدام باعث شد که توئیتر منحصر به فرد باشد و خیلی سریع بهروز رسانیهای آن انجام شود.
@ModireWeb
در دنیای کاروکسب ایدهها منابع بسیار ارزشمندی هستند. هرچقدر ایدههای بهتری داشته باشیم و هرچقدر کیفیت ایدههایمان بالاتر باشد، در عرصه رقابت با رقبا عملکرد بهتری خواهیم داشت.
ایدهپردازی فرایندی نیست که بتوان با زور و فشار آن را اجرا کرد. خبر خوب این است که تعداد بسیار زیادی از ایدههای فوقالعاده و نوآورانه نیز به یکباره از ذهن خالقشان بیرون نیامدند بلکه در ابتدا ایدههایی معمولی و حتی بد بودند که به مرور زمان پالایش شدند و هرچه بیشتر به کمال خود نزدیک گشتند.
زمانی که ایدهای که به ذهنتان میرسد، به آن بیتوجه نباشید و آن را دور نیندازید. سعی کنید با یکی از استراتژیهایی که در اینجا گفته میشود ایده خود را پرورش دهید:
1. آن را در حوزههای دیگر به کار بگیریم.
در ابتدا لازم است ببینید که آیا ایده شما در حوزههای دیگر نیز کارآیی دارد. برای مثال فرض کنید شما ایدهای دارید که به حفاظت از محصولتان کمک میکند ولی مشکلش این است که وزن محصول را بالا میبرد. در اینجا شما دچار این دغدغه شدهاید که بین حفاظت بیشتر و وزن کمتر کدام یک را انتخاب کنید؟ همچنین به این فکر میکند که شاید بهتر باشد این بخش حفاظتی را در قالب یک محصول جدید بفروشید؟ اینها و سؤالات دیگر دغدغههای شما هستند.
شاید اگر فقط به حوزه خود فکر کنید نتوانید از بین تمام این گزینهها به جمعبندی نهایی برسید اما اگر کمی فضای فکری خود را گستردهتر کنید و به دیگر صنایع و شرکتها نگاه کنید بتوانید از تجربههای آنها برای پرورش ایده خود استفاده کنید.
@ModireWeb
2. آن را با ایدهای دیگر ترکیب کنیم.
خیلی از ایدههای موفق حاصل ترکیب دو ایده معمولی با یکدیگر بودهاند. برای مثال درباره فردی فکر کنید که برای اولین بار پاککن را روی مداد قرار داد! بهترین راه برای این کار این است که ایدههای خود را یادداشت کنید. هر زمانی که ایده جدیدی به ذهنتان میرسد آن را یادداشت کنید حتی اگر به نظرتان خیلی خام است و جای کار زیادی دارد. بعضی مواقع حتی یک کلمه یا عبارت برای آنکه شما را به یاد ایدهتان بیندازد، کافی است. پس از مدتی به این کلمات و عبارات نگاه کنید و نقاط مشترک آنها را بیابید و آنها را با یکدیگر ترکیب کنید. دیر یا زود اتفاق خوبی در ذهنتان خواهد افتاد.
@ModireWeb
3. درباره آن با یک دوست یا همکار صحبت کنیم.
هر چند در برخی مواقع توفان فکری بیش از آنکه منافع داشته باشد موانعی را در سر راه ما ایجاد میکند، اما برای پرورش ایده باید آن را با فردی که او را میشناسیم و به او اعتماد داریم، در میان گذاریم. این افراد میتوانند از خارج از فضای فکری شما به موضوع نگاه کنند و چشماندازهای جدیدی نسبت به ایده شما داشته باشند. ایدهپردازان معمولاً از سندرومی به نام سندروم "تونل" رنج میبرند بدین معنی که از یک فضای محدود به ایده خود نگاه میکنند در صورتی که لازم است از خارج این فضا و در سطحی بزرگتر به موضوعات توجه کرد.
@ModireWeb
4. نقاط ضعف آن را به نقاط قوتش تبدیل کنیم.
هر ایدهای کمبودها و نقاط ضعفی دارد اما معمولاً راههایی وجود دارد که آنها را به نقاط قوت تبدیل کرد. برای مثال به داستان توئیتر توجه کنید. زمانی که این شبکه اجتماعی محدودیت 160 کاراکتری را برای پستهایی که در آن گذاشته میشود، در نظر گرفت، به نظر خیلیها این اقدام نه تنها اشتباه بلکه احمقانه بود. اما این اقدام باعث شد که توئیتر منحصر به فرد باشد و خیلی سریع بهروز رسانیهای آن انجام شود.
@ModireWeb
پیج رنک گوگل صفر شده است و این سوال مطرح است که چرا این اتفاق افتاده و آیا این موضوع همیشگی است؟
بر روی لینک زیر کلیک کنید.
http://modireweb.com/Why-Google-Page-Rank-of-zero
بر روی لینک زیر کلیک کنید.
http://modireweb.com/Why-Google-Page-Rank-of-zero
مدیروب میلاد یگانه منجی عالم بشریت، امام زمان (ع) را به تمامی عاشقان آن حضرت تبریک میگوید.
@ModireWeb
@ModireWeb
👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻استراتژی های ورود به بازار برای کسب وکارهای جدید
@ModireWeb
ساده است اغواشدن با زیبایی های کارآفرینی و رویای خویش فرمایی، اما برای کسی که میخواهد کارآفرین شود تصمیم در اینباره که چه محصول یا خدمتی را به بازار ارائه کند کار چندان آسانی نیست. کارآفرین باید عوامل زیادی از جمله: پتانسیل بازار برای ایده موردنظر، رقابت، منابع مالی، علایق و مهارتهای شخصی را درنظر بگیرد و پس از آن باید این سوال را از خود بپرسد که: چرا مشتریان باید محصول یا خدمت این شرکت جدید را انتخاب کنند؟ یکی از فاکتورهای مهم، منحصربه فرد بودن ایده شماست. منحصربه فرد بودن با ایجاد تمایز در کسب وکار شما نسبت به سایر رقبا می تواند ورود محصول یا خدمت جدیدتان را به بازار تسهیل کند.
بهتر است از استراتژی ورود که فقط برمبنای کاهش قیمت باشد خودداری کنید. زیرا کسب وکارهای جدید اغلب کوچک اند و کاهش قیمت استراتژی است که معمولا شرکتهای بزرگ که از حجم تولید بالایی برخوردارند از طریق آن به سود میرسند. کارآفرینان موفق اغلب کسب وکار خود را از طریق ایجاد تفاوت، تخصیص بخشی از بازار و نوآوری متمایز می کنند.
@ModireWeb
@ModireWeb
ساده است اغواشدن با زیبایی های کارآفرینی و رویای خویش فرمایی، اما برای کسی که میخواهد کارآفرین شود تصمیم در اینباره که چه محصول یا خدمتی را به بازار ارائه کند کار چندان آسانی نیست. کارآفرین باید عوامل زیادی از جمله: پتانسیل بازار برای ایده موردنظر، رقابت، منابع مالی، علایق و مهارتهای شخصی را درنظر بگیرد و پس از آن باید این سوال را از خود بپرسد که: چرا مشتریان باید محصول یا خدمت این شرکت جدید را انتخاب کنند؟ یکی از فاکتورهای مهم، منحصربه فرد بودن ایده شماست. منحصربه فرد بودن با ایجاد تمایز در کسب وکار شما نسبت به سایر رقبا می تواند ورود محصول یا خدمت جدیدتان را به بازار تسهیل کند.
بهتر است از استراتژی ورود که فقط برمبنای کاهش قیمت باشد خودداری کنید. زیرا کسب وکارهای جدید اغلب کوچک اند و کاهش قیمت استراتژی است که معمولا شرکتهای بزرگ که از حجم تولید بالایی برخوردارند از طریق آن به سود میرسند. کارآفرینان موفق اغلب کسب وکار خود را از طریق ایجاد تفاوت، تخصیص بخشی از بازار و نوآوری متمایز می کنند.
@ModireWeb
به لینک زیر بروید و مقاله ۱۰ فروشگاه اینترنتی برتر ایران در سال ۹۴را مطالعه کنید.
http://modireweb.com/iranian-top-10-online-stores-in-94
@ModireWeb
http://modireweb.com/iranian-top-10-online-stores-in-94
@ModireWeb