مدیر وب - آموزش سئو و هوش مصنوعی
48.3K subscribers
1.3K photos
349 videos
24 files
915 links
من مهران منصوری فر هستم و به شما کمک می‌کنم:
- کسب و کار آنلاین خودتون را راه‌اندازی کنید
- در نتایج اول گوگل با سئو دیده شوید
- دیجیتال مارکتینگ کنید
و درآمد آنلاین داشته باشید.

آموزش‌‌ها اینجاست:
modireweb.com

سوالی دارید اینجا بپرسید:
@modirewebsup
Download Telegram
فيل سفيد🐘


نوع كميابي از فيل‌ها وجود دارند كه رنگ آنها قرمز-قهوه‌اي است و وقتي پوست آنها خيس باشد رنگ پوست، صورتي روشن خواهد بود. در زمان‌هاي دور در جنوب شرق آسيا، به اين نوع فيل‌ها، فيل سفيد مي‌گفتند و آن را مقدس مي‌شمردند و بر اساس قانون، كشتن فيل سفيد يا كار كشيدن از آن ممنوع بود و اين رسم هنوز در كشورهاي برمه و تايلند وجود دارد.

در آن زمان‌ها، فيل سفيد را سمبل قدرت و عدالت مي‌دانستند و پادشاهان تلاش مي‌كردند كه از اين فيل‌ها پيدا كنند و از آنها مراقبت كنند و با هدف بزرگ نشان دادن خود، معمولاً به عنوان تحفه به حاكمان و پادشاهان ديگر كشورها هديه مي‌دادند. با توجه به نادر بودن فيل سفيد، نگهداري و مراقبت از آنها به شكل ويژه و با صرف هزينه‌هاي زيادي انجام مي‌شد.


كسي كه فيل سفيد را به عنوان هديه دريافت مي‌كرد از يك سو برايش خوب بود كه از پادشاه تحفه‌اي مقدس و بابركت دريافت كرده است و جزو افتخارتش محسوب مي‌شد و از سوي ديگر بد بود چون بايد هزينه‌هاي زيادي صرف نگهداري آن مي‌كرد و مجبور بود اين هزينه‌ها را تا زماني كه فيل زنده بود خرج كند در حالي كه هيچ استفاده ديگري هم نداشت.


🔴شرح حكايت

در مديريت و كسب و كار، فيل سفيد استعاره‌اي براي كار، اقدام، سرمايه‌گذاري يا پروژه‌اي است كه به خاطر هزينه‌هاي زياد براي بهره‌برداري و نگهداري غيرسودآور است و به احتمال زياد غيرسودآور باقي خواهد ماند اما به دلايل مختلف، از جمله به خاطر هزينه‌هاي زيادي كه صرف آن شده است، كنار گذاشته نمي‌شود.

چه فيل‌هاي سفيدي در جامعه، سازمان يا شركتي كه كار مي‌كنيد يا حتي در زندگي شخصي و خانوادگي خود مي‌شناسيد يا مي‌توانيد بيان كنيد؟
خواندن این کتاب فوق العاده از جیم ران را به شما پیشنهاد می کنم
مدیر وب در تلگرام ۱۰۰۰ تایی شد
ممنون از همراهی شما عزیزان 🙏🙏🙏
🎯 ساده‌ترین راه برای پولدار شدن

مارک البیون در کتاب خود تحت عنوان "ساختن زندگی و امرار معاش" دربارۀ یک مطالعۀ آشکار کننده از تاجرانی می نویسد که 2 مسیر کاملاً متفاوت پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی کردند.
وی چنین می گوید: یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز فارغ التحصیلان به 2 گروه تقسیم شدند:

الف: کسانی که گفته بودند می خواستند اول پول در بیاورند تا بعداً هر کار خواستند بکنند.
ب: کسانی که ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند که پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.

چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟
از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه موردنظر، کسانی که در گروه الف بودند 1245 نفر را تشکیل می دادند و گروه ب 255 نفر.
پس از 20 سال 101 نفر میلیونر در کل این 2 گروه به وجود آمده بود که یک نفر از گروه الف و 100 نفر از گروه ب بودند.
@modireweb
با اين ١٥ كار بدون اينكه متوجه باشيد داريد زندگيتان را نابود ميكنيد...

۱. وقتی نمی‌بخشید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

نباید زندگی را خیلی جدی بگیرید. خیلی وقت‌ها دیگران ناراحتتا می‌کنند و خیلی وقت‌ها هم شما دیگران را ناراحت می‌کنید. کینه به دل گرفتن و عصبانی بودن کورتان می‌کند و نمی‌گذارد چیزهایی که واقعاً در زندگی مهم هستند را ببینید.

۲. وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه می‌دهید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گاهی اوقات به این دلیل در کاری می‌مانید که می‌خواهید آخر هر ماه درآمدی داشته باشید. اما چرا باید خوشبختی‌تان را به خطر بیندازید و به جای اینکه نگران الان باشید به آینده فکر نکنید که آزاد و شاد خواهید بود؟

۳. وقتی اینکه دیگران چه فکر می‌کنند برایتان مهم است زندگی‌تان را نابود می‌کنید

مطمئناً نمی‌توانید همه آدمها را راضی نگه دارید. اینکه حرف و فکر دیگران برایتان مهم باشد فقط خالی‌تان می‌کند چون آنها همیشه ناامیدتان می‌کنند.

۴. وقتی وقتتان را تلف می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

سعی نکنید منتظر بنشینید تا همه چیز در شرایط عالی قرار گیرد تا وارد عمل شوید. بلند شوید و هر کاری که برای عالی کردن زندگی‌تان لازم است را انجام دهید.

۵. وقتی از خودتان مراقبت نمی‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

بدن شما وسیله‌تان به سمت موفقیت است. درست رفتار کردن با بدنتان، خوب غذا خوردن و داشتن سبک زندگی سالم نه تنها سلامت شما را در آینده تضمین می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالاتر می‌برد.

۶. وقتی از همه چیز شکایت می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

زندگی کردن با شکایت شما را به هیچ کجا نمی‌رساند فقط ناامید خسته و عصبانی‌تان می‌کند. باید انرژی که صرف شکایت کرد می‌کنید را برای چیزی ارزشمند نگه دارید.

۷. وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گذشته قابل تغییر نیست. از آن درس بگیرید و بعد بگذرید. زندگی کردن با افسوس و پشیمانی فقط انرژی مثبتتان را گرفته و باعث می‌شود امکانات دیگری که پیش رویتان قرار گرفته را نبینید.

۸. وقتی شریک نادرستی برای زندگی‌تان انتخاب می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ‌چیز مخرب‌تر از زندگی کردن با کسی که تحسینتان نمی‌کند موجب خوشحالی‌تان نیست، نخواهد بود.

۹. وقتی خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ چیز بدتر و ناامیدکننده‌تر از این نیست که بخواهید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید. همه ما آدمهای خاصی هستیم چرا باید خودمان را با کسانی مقایسه کنیم که جای ما نیستند؟

۱۰. وقتی فکر می‌کنید پول برایتان خوشبختی می‌آورد زندگی‌تان را نابود می‌کنید

پول برایتان آزادی می‌آورد اما چیزهای ساده‌ای در زندگی هستند که شادتان می‌کنند و به هیچ پولی هم نیاز ندارند. اینکه همه توجه زندگی‌تان را صرف ثروت کنید خسته‌تان می‌کند.

۱۱. وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

شکرگزاری یعنی قدر چیزهایی که دارید را بدانید. اگر برا داشته‌هایتان شکرکزار باشید به آرامش درونی خواهید رسید.

۱۲. وقتی در روابط اشتباه می‌مانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

داشتن دوست‌های بد واقعاً بد است اما بودن در رابطه با دوستانی که ارزش‌فردی شما را پایین می‌آورند نابودتان خواهد کرد.

۱۳. وقتی بدبین و منفی‌گرا هستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

باید همیشه خوشبین باشید که اوضاع بهتر می‌شود. نمی‌توانید همیشه منفی فکر کنید و هر اتفاق خوبی هم که برایتان می‌افتد را هم محکوم کنید.

۱۴. وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

خیلی‌ها زندگی را پیش می‌برند که متعلق به آنها نیست. آنها مدام تظاهر می‌کنند و زندگی دروغی دارند. باید درمورد آنکه واقعاً هستید صادق باشید و طبق همان زندگی کنید.

۱۵. وقتی درمورد همه چیز نگرانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

کمی وقت بگذارید و به چیزهای خوبی که در زندگی‌تان دارید فکر کنید و شکرگزار باشید. بااینکه زندگی هیچوقت عالی و کامل نیست اما مطمئناً چیزهای خوبی برایتان دارد. پس قدر این چیزها را بدانید و سعی کنید دیگر نگران چیزهایی که اهمیتی در کل زندگی‌تان ندارند، نباشید.
" 5شغل پرطرفدار آینده چیست؟ "

با گسترش زندگی دیجیتالی، خطر و احتمال سرقت اطلاعات و شکسته شدن حریم شخصی افراد نیز افزایش پیدا کرده است. به همین خاطر افرادی که دارای توانایی و دانش لازم در زمینه ارتقای امنیت در حوزه آی تی و حفظ حریم امن شرکت ها، کسب و کارها و حتی افراد باشند، از شانس بیشتری برای یافتن شغل مناسب و پردرآمد برخوردار خواهند بود.

1⃣. مشاوران اطلاعات شخصي و سازمانی به صورت ديجيتال: اين مشاوران نقاط آسيب‌پذير یا در واقع حفره های امنيت شخصي و سازمانیی را شناسایی و راه های پرکردن آن ها را آموزش می دهند.

2⃣. متخصصان گردآوري اطلاعات شخصي به صورت ديجيتال: این افراد می توانند مجموعه‌اي از اپليکيشن‌ها، نرم‌افزارها و سخت‌افزارها را بکارگیرند و در مدیریت و استفاده از آن ها به اشخاص حقیقی و حقوقی سرویس دهند.

3⃣. روانشناسان متخصص حوزه زندگی در عصر ارتباطات: تا به حال خیلی شنیده ایم که زندگی در دوران دیجیتال و استفاده از ابزارهای ارتباطاتی مانند گوشی های تلفن همراه هوشمند و تبلت ها و... در کنار فوائد و لذت هایی که دارد، عوارض روحی و روانی زیادی هم به دنبال می آورد. همین عوارض و بیماری های ناشی از آنها، گروهی از مشاوران و روانشناس ها را بوجود آورده که مشخصا بر روی مدیریت این آسیب ها و رفع آن ها کار می کنند.

4⃣. مشاوران نوآوری و خلاقیت: فشرده تر شدن رقابت در بازارهای مختلف و دشواری کسب سود، بسیاری از کمپانی ها و سرمایه گذاران بزرگ دنیا را بر آن داشته است تا هزینه های فراوانی صرف نوآوری در تولید محصولات و خدمات کنند. به همین خاطر در آینده نه چندان دور حضور يک مشاور نوآوري در هر مجموعه‌اي الزامي خواهد بود.

5⃣. معماران استارتاپ ها: نوآوری ها و خلاقیت ها تنها به تولید محصولات جدید و خدمات جذاب خلاصه نمی شود، ساماندهی خلاقانه ساختار سازمانی و بازتعریف روند کار در کمپانی ها نیز از جمله مواردی است که صاحبان کسب و کار در آینده بیشتر به آن توجه خواهند کرد. این کارشناسان در واقع سلسله مراتب و روندهای کاری را در شرکت‌ها و سازمان ها به گونه ای تعریف می کنند که زمینه برای نوآوری و ابداعات فراهم شود.

👈منبع: « دنیای اقتصاد»
@modireweb
👤از استیو جایز در مورد کسب و کار موفق بیاموزیم

✅مردم نمیتوانند به شما بگویند که به چه چیزی نیاز دارند.

آنها میتوانند آنچه میخواهند را به شما بگویند، و معمولاً در راستای چیزهایی بهتر، سریعتر و ارزانتر از وضع موجود است. برای مثال در دهه ۸۰ مشتریان اپل دستگاهی بهتر، سریعتر و ارزانتر از اپل ۲ میخواستند. هیچکس تقاضای مکینتاش نمی کرد. کارآفرینان موفق چیزی خلق میکنند که مردم نمی توانند نیازشان به آن را به وضوح بیان کنند.

✅ متخصصین نمیتوانند به شما بگویند که چکار باید بکنید.

متخصصین در بیان اشکالات کار استاد هستند ولی نمی توانند در چگونگی حل مشکل شما را راهنمایی کنند.

✅ تکنولوژی آینده در زمینه کاریتان را پیش بینی کنید.

در سال ۱۸۳۰ یخ سازان توسط کارخانه های یخ سازی محو شدند. در ۱۸۵۰ کارخانه های یخ سازی توسط شرکتهای یخچال سازی محو شدند. کارآفرینی حقیقی زمانی رخ میدهد که به تکنولوژی بعدی کوچ کنید یا خودتان آن را خلق کنید.

✅ طراحی را مد نظر قرار دهید.

شاید برای همه کاربران مهم نباشد ولی به اندازه ای مهم است که سبب موفقیت یک کسب و کار می شود. داشتن رابط کاربری آسان برای یک کالا یا خدمات دیگر کفایت نمی کند اکنون کالا یا خدمات شما باید زیبا و تحسین برانگیز بوده و با روش خوشایندی کارش را انجام دهد. استیو جابز و اپل بدین شیوه انتظارات مردم را برای همیشه بالا بردند.

✅ ارزش همان قیمت نیست.

قیمت یک کالا عددیست که روی آن نوشته شده است. ارزش یک کالا مجموع هزینه ها و سودهای آن است. بعضی چیزها با قیمت بالاتر می تواند ارزش بهتری داشته باشد زیرا هزینه هایی مثل آموزش را کاهش می دهد و نتایج بهتری در بر دارد. روی قیمت تمرکز نکنید – روی فراهم نمودن ارزشهای ارتباطی تمرکز کنید.

🔴یک چیز دیگر: استیو جابز به من گفت که بعضی چیزها را باید باور کرد تا به چشم بیایند و دیده شوند. ولی بدبین ها باید اول ببینند تا آن چیز را باور کنند. اگر میخواهی یک کارآفرین باشی، باید به ایده ات باور داشته باشی. به این دلیل است که استیو جابز دنیا را دگرگون کرد در صورتیکه بیشتر مردم منتظر بودند تا دنیا دگرگون شود.
اسم شركت هاي مهم كامپيوتري چگونه انتخاب شده است؟

💠Adobe :
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور مي‌كند.

💠Apple :
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.

💠Cisco :
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو (San Francisco) است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.

💠Google :
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا مي‌كنند كه اين موتور جستجو مي‌تواند
اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

💠Hotmail :
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب
شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود. بنابراين نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتيب
پشت سرهم قرار گرفته‌اند. گاهي اوقات اسم اين سايت را به صورت HotMail نيز مي‌نويسند.

💠HP :
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمي شير ـ
خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.

💠Intel :
از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.

💠Lotus :
ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندي الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح مديتيشن متعالي (T.M.) مي باشد براي نامگذاري شركتش استفاده كرد.

💠Mirosoft :
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته مي‌شد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware
است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن
است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.

💠Motorola :
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت Victrola بود مؤسس اين
شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.

💠Oracle :
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژه‌اي براي CIA كار مي‌كردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات
بتواند تا جواب تمام سؤال‌هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده
و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.

💠Red Hat :
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل
آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري « درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده »
بود.

💠Sony :
Sony از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است.

💠SUN :
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. Sun مخفف عبارت Standford University Network مي‌باشد.

💠Xerox :
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام مي‌گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.

💠Yahoo:
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت Yahoo جري يانگ و ديويد فيلو نام
سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم Yahoo هستند.
۵ راه برای متقاعد کردن مشتریان جهت خرید از شما

مشتریان هیچوقت به خاطر خود محصول خرید نمی‌کنند، آن‌ها چون متقاعد شده‌اند که محصول برای آن‌ها مفید است آن را می‌خرند. متأسفانه بیشتر فروشندگان در مورد جنس صحبت می‌کنند و خود مشتری باید فواید آن را بیابد. اگر شما به جای محصول از فواید آن بگویید فروشتان افزایش خواهد یافت. ۶ راه برای متقاعد کردن مشتریان جهت خرید از شما را در زیر مطالعه کنید.

1-تفاوت بین فواید و مشخصات کالا را بدانید

مشتری کالای شما را می‌بیند و شما نیازی نیست در مورد آنچه مشتری می‌بیند توضیح دهید بلکه باید به آن‌ها توضیح دهید بعد از خرید این کالا چه فوایدی نصیبش می‌شود. برای مثال به‌جای اینکه بگویید “این ماشین سیستم امنیتی قوی دارد” بگویید “این ماشین خانواده شما را امن نگه می‌دارد”

۲-با زبان ساده سخن بگویید

مشتریان فواید و جملات ساده را بهتر از جملات سنگین و طولانی به خاطر می‌سپارند. به جای اینکه بگویید “در بدنه ماشین محافظی تعبیه شده است که در برابر ضربه مقاوم است” بگویید “اگر تصادف وحشتناکی اتفاق بیفتد احتمال زنده ماندن شما ۵۰ برابر بیشتر است”

۳- از کلمات تخصصی استفاده نکنید

هیچ‌چیز بیشتر از کلمات تخصصی مشتری را کسل و سردرگم نمی‌کند. مثلاً به جای اینکه بگویید “افزایش کارایی با پروتکل ۸۰۲۱۰ ” بگویید “شما می‌توانید با هرجایی که می‌خواهید ارتباط برقرار کنید”ل

۴-لیست فواید محصول را کوتاه کنید

اکثر مردم فقط می‌توانند دو یا سه مطلب را در حافظه کوتاه مدت خود نگه دارند. لیست طولانی از فواید مشتری را گیج می‌کند. برای مثال به جای اینکه بگویید “این لیستی از فواید محصولات ماست ” بگویید “۲تا از مهمترین فواید این محصول ….”

۵-تأکید کنید چه چیزی در مورد محصول شما خاص است که باید آن را بخرند

فواید محصولات برای مشتری اهمیت زیادی دارد اما فوایدی که شما را از دیگران متمایز کند تأثیر چند برابر دارد.
Google Adwords گوگل ادوردز از جمله خدمات تبلیغات گوگل است که به بازاریابی در موتورهای جستجو یا SEM شهرت دارد
گاهی رخ می دهد در جستجوی گوگل با نتایجی روبرو شده‌اید که زیر آن‌ها با یک کوچک Ads تبلیغاتی بوده است

گوگل ادوردز مهمترین سرویس تبلیغاتی گوگل و یکی از موفق ترین منابع کسب درآمد این شرکت است. در سال ۲۰۱۱ میلادی ۹۶ درصد از درآمد گوگل از طریق تبلیغات به‌دست‌آمده بود. به‌وسیله این ابزار شرکت‌ها می‌توانند با تعیین کلمات کلیدی موردنظر خود در صفحه اول گوگل حضور پیدا کنند و خود را به مخاطبشان نشان دهند.
تاکتیک درآمدی سرویس گوگل ادز هزینه‌بر کلیک Pay Per Click است و این بدان معنا است تا زمانی که کاربری روی لینک مربوط به تبلیغ کلیک نکند هیچ هزینه‌ای از تبلیغ‌کننده کم نمی‌شود
مجدد فرصت استفاده از این سرویس در ایران فراهم شده است
این فرصت طلایی را از دست ندهید و تبلیغات خود را آغاز کنید
جهت فعال سازی تبلیغات گوگل و کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شرکت تماس حاصل نمایید
@modireweb
☢ سوالات مهم در استراتژی بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا موضوع مهم و در حوزه بازاریابی است که با توسعه رسانه های دیجیتال شکل تازه ای به خود گرفته است.

آیا شما بعنوان یک کسب و کار موفق بازاریابی محتوا را جدی گرفته اید و استراتژی مشخصی برای پیشبرد آن دارید؟

این 9 سوال در طراحی یک استراتژی بازاریابی محتوا به شما کمک می کنند.

اهداف شما چه هستند؟

آیا آنها را یادداشت کرده اید؟

استراتژی شما در بازاریابی محتوا چه تاثیری بر تصویر کلی کسب و کار شما دارد؟

آیا محتوای شما به مخاطبانش در راستای بهبود کاری که میکنند کمک می کند؟

هر محتوایی که در مجموعه شما تولید می شود را می خوانید؟

آیا محتوایی که منتشر می کنید صریح و روشن است؟

آیا از رسانه هایی که حوزه کاری شما را پوشش می دهند موفق تر عمل می کنید؟

آیا بازاریابان خود را برای گفتن داستان های بهتر آموزش می دهید؟

آیا کارکنان خود را برای گفتن داستان های بهتر آموزش می دهید؟

آیا وسیله توسعه مناسبی برای تشریح تصویر بازاریابی محتوا در شرکت تان تدارک دیده اید؟

ممکن است پاسخ همه این سوال ها را حالا نداشته باشید اما به هر حال باید پیدایشان کنید.هرچند وقت یکبار باید این سوالات را با تیم خود مرور کنید و به روند پیشرفت کار توجه داشته باشید.