مدیر وب - آموزش سئو و هوش مصنوعی
48.3K subscribers
1.3K photos
349 videos
24 files
915 links
من مهران منصوری فر هستم و به شما کمک می‌کنم:
- کسب و کار آنلاین خودتون را راه‌اندازی کنید
- در نتایج اول گوگل با سئو دیده شوید
- دیجیتال مارکتینگ کنید
و درآمد آنلاین داشته باشید.

آموزش‌‌ها اینجاست:
modireweb.com

سوالی دارید اینجا بپرسید:
@modirewebsup
Download Telegram
@modireweb
به‌ خود قول‌ بدهيد كه‌:
آن‌ قدر قوي‌ باشيد كه‌ هيچ‌ چيز نتواند آرامش‌ فكري‌تان‌ را بهم‌ بزند.
با هر فردي‌ كه‌ مواجه‌ مي‌شويد، درباره‌ سلامتي‌، خوشبختي‌ و سعادت‌ حرف‌ بزنيد.
كاري‌ كنيد كه‌ همه‌ دوستانتان‌ احساس‌ كنند كه‌ نقطه‌ قوتي‌ منحصر به‌ فرد در آنان‌ وجود دارد.
به‌ جنبه‌ مثبت‌ قضايا بنگريد و خوشبين‌ باشيد.
فقط به‌ چيزهاي‌ خوب‌ بينديشيد، فقط براي‌ رسيدن‌ به‌ بهترين‌ها تلاش‌ كنيد و فقط در انتظار بهترين‌هاباشيد.
نسبت‌ به‌ موفقيت‌ و پيشرفت‌ ديگران‌ همان‌ اندازه‌ از خود شور و شوق‌ نشان‌ دهيد كه‌ در موردموفقيت‌ها و پيشرفت‌هاي‌ فردي‌تان‌ خوشحال‌ مي‌شويد.
اشتباهات‌ گذشته‌ را فراموش‌ كنيد و به‌ سوي‌ موفقيت‌هاي‌ بيشتر در آينده‌ گام‌ برداريد.
ظاهري‌ بشاش‌ و متبسم‌ داشته‌ باشيد و با هر موجود زنده‌اي‌ با لبخند مواجه‌ شويد.
براي‌ بهتر شدن‌ خود آن‌ قدر وقت‌ اختصاص‌ دهيد كه‌ وقتي‌ براي‌ انتقاد كردن‌ از ديگران‌ نداشته‌ باشيد،
در دل‌ آن‌ قدر شاد باشيد كه‌ جايي‌ براي‌ نگراني‌، خشم‌ و وحشت‌ وجود نداشته‌ باشد.
طرز تلقي‌ مثبتي‌ نسبت‌ به‌ خود داشته‌ باشيد و اين‌ حقيقت‌ را نه‌ با صداي‌ بلند، بلكه‌ با اعمال‌ ورفتارتان‌ به‌ دنيا نشان‌ دهيد.
با اين‌ باور زندگي‌ كنيد كه‌ تا زماني‌ كه‌ تمام‌ ويژگي‌هاي‌ نيك‌تان‌ را به‌ دنيا اختصاص‌ مي‌دهيد، همه‌ دنيادوستدار شما هستند.
@modireweb
ثروتمندان یک بار کار می کنند تا یک عمر بخورند و فقرا یک بار می خورند تا یک عمر کار کنند. اگر زندگی ثروتمندان را به طور دقیق و حساب شده مطالعه کنید، متوجه خواهید شد که تمام تلاش آنها در ابتدا، رسیدن به استقلال مالی است. آنها تلاش می کنند که برای خود، یک منبع درآمدی ایجاد کنند و بتوانند از آن در تامین هزینه های روزمره زندگی خود استفاده کنند. تمام هم و غم آنها این است که در اثر تلاش مقطعی، یک درآمد پایدار و دائمی ایجاد کنند و بعد از آن بتوانند به آزادی فکری، مالی و ... برسند.

تی هارواکر، نابغه مالی، در تعریف خاطرات خود در حوزه کسب و کار، بیان می کند که برای راه اندازی یک بنگاه اقتصادی کوچک به مدت شش ماه، به صورت شبانه روزی در آنجا کار می کرده است تا آن را به اتمام برساند و یک مدیر خوب برای آن استخدام کند. پس وقتی که کار تمام شد هرگز به آنجا مراجعه نکرده است و خودبنگاه، با عوامل خود به نحو احسن، کار خود را ادامه می دهند. سازمانی که ساخته است از هر لحاظ عالی بود و یک سیستم یکپارچه و مطلوبی در آن ایجاد کرده که عوامل مربوطه را به هم متصل می کرده است.

منظور از این جمله که ثروتمندان یک بار کار می کنند تا یک عمر بخورند این است که آنها برای ایجاد یک سیستم و یک سازمان هوشمند و خودکفا، تمام تلاش وکوشش خود را انجام می دهند تا آن را ایجاد کنند و پس از ایجاد آن، سیستم خود به خود کار می کند و درآمد ایجاد می کند.

منظور از اینکه یک بار کار می کنند این است که آنها یک کار اساسی و سازمان یافته انجام می دهند که باعث ایجاد درآمد همیشگی و دائمی می شود و می توان روی درآمد ممتد و پایدار آن حساب کردو فرد مطمئن است که این درآمد همیشگی است و به مرور زمان، افزایش هم خواهد یافت و بدون حضور آنها کار خواهد کرد.

آنها در یک مقطع زمانی، با کاهش مناسب هزینه و افزایش درآمد و با تفکر ثروت آفرینی، اقدام به خرید دارایی های پایه می کنند و مطمئن هستند که این دارایی ها می توانند هرگونه دغدغه درآمدی آنها را برطرف کنند.
1) استفاده از تجربیات گذشته

ثروتمندان از تجربیات گذشته خود و از شکست ها و تحمل ضررهای خود برای ساختن سازمانی کارآمد و موثر برای ایجاد رفاه و آسایش در آینده برای خود استفاده می کنند. آنها گذشته خود را مرور و بررسی می کنند که چه کارهایی را اشتباه انجام داده اند و چه کارهایی درست بوده است و از این عمل، درس می گیرند وسعی می کنندکه یک اشتباه را دو بار تکرار نکنند.

در جهت تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف خود برمی آیند و از این موارد در جهت ساختن سازمانی جدید، موثر و مفید استفاده می کنند. آنها تمام تلاش خود را به کار می بندند که فونداسیون این سازمان بسیار قوی ومحکم باشد و با هرگونه حادثه جزیی آسیب نبیندت و دچار زوال نشود.

آنها آینده نگر هستند. بنابراین سفری به آینده انجام می دهند تا ببینند که تا چه وقت می توانند از محل درآمد این سازمان استفاده کنند. سازمان ایجاد شده را به مرور زمان ترمیم، بهینه و تقویت می کنند که عمر آن زیاد شود. آنها نه تنها این کار را برای خود انجام می دهند بلکه از محل مزایای کارشان، دیگران نیز استفاده می کنند.


2) مورد ماتسوشیتا

نمونه های خیلی زیادی از این موارد در دنیا پیدا می شود که به عنوان مثال، یکی از آنها به نام ماتسوشیتا را شرح می دهم. او فردی روشنفکر و ثروتمند بود که کار خود را از یک اتاق 9 متری شروع کرد. او ابتدا کارمند یک شرکت متوسط بود و به صورت ماهانه حقوق دریافت می کرد ولی ذهن خلاقی داشت تا اینکه یک روز، پیشنهادی جهت بهینه سازی محصول به واحد مدیریت ارائه کرد و این پیشنهاد موردت پذیرش واقع نشد و مدیران به سردی با او برخورد کردند و برای نظرش اهمیت چندانی قائل نشدند.

این موضوع ماتسوشیتا را بسیار ناراحت کرد، طوری که او تصمیم گرفت از شرکت استعفا دهد و برای خودش کار کند. وقتی که کار خودش را در یک اتاق 9 متری همراه با همسر و برادر همسرش شروع کرد، هرگز فکر نمی کردکه چنان بدبختی غیرقابل تحملی را پیش رو خواهد داشت. روزگار برای او بسیار سخت شد و او از تامین هزینه نیازهای اولیه خود مانند خورد و خوراک و لباس عاجز بود.

پروژه او برای رسیدن به نتیجه، زمان زیادی را تلف کرد و در میان راه، برادر خانمش از آنها جدا شد. چون دیگر چیزی برای خوردن نداشتند. اوهر جور شده، به مدت 9 سال این فلاکت و بدبختی را تحمل کرد تا کم کم به فروش جزیی و درآمد اندکی رسید تا بتواند به آینده این شغل امیدوار باشد.

او به مرور زمان و با جذب همفکران خود و با یک مدیریت مبتنی بر انسانیت توانست یک سیستم بزرگ، پویا، پردرآمد و ... بسازد و هر ثانیه و هر لحظه به فکر بهینه سازی سیستم خود باشد. امروزکه این مطالب را می نویسم، ماتسوشیتا در بین ما نیست ولی سازمان او با پرسنلی بالغ بر بیش از دویست و پنجاه هزار نفر در حال کار کردن است و بیش از یک میلیون نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم از کاری که او ایجاد کرد ارتزاق می کنند. او موفق شد برندهای مطرحی چون پاناسونیک را ایجاد کند که به گوش مردم دنیا واژه آشنایی است.
3) سیستم کارآمد ثروتمندان

هر جا ثروتمندی را یافتید بلافاصله دنبال سازمان او با یک سیستم مطلوب و کارآمد بگردید. چرا که هرگز نمی توان بدون یک ماشین پولسازی به ثروت و دارایی رسید. در واقع، آنها با عملکرد صحیح و درست خود و مبتنی بر یک تفکر سالم، ماشینی می سازند که دائم در حال چاپ اسکناس باشد.

این ماشین خودکار است و به وجود فیزیکی آنها وابسته نیست و خود به خود کار می کند. نقطه مقابل ثروتمندان، فقرا هستند. آنها یک بار می خورند تا یک عمر کار کنند. دلیل بارز فقیر ماندن، هزینه های عروسی آنها، هزینه مهمانی آنها، هزینه های زیاد روزمره آنها و ... است. آنها دقیقا برای دیگران زندگی می کنند و رضایت باطنی آنها، صرفا جلب توجه افکار عمومی است.

آنها دوست دارند که زبانزد خاص و عام باشند ودر هر جا از آنها تعریف و تمجید شود. برای آنها هزینه و اسراف، یک افتخار محسوب می شودو هرگز متوجه نیستند که پول و دارایی، امانتی در دست آنهاست و صاحب اصلی نیستند و فقط در مقطعی از زمان، صاحب آن شده اند و لازم است که از آن استفاده صحیح و مطلوب کنند.


4) آینده نگری

ما در این دنیا، چند صباحی مهمان هستیم و عمر ما محدوداست. هرگونه غرور، اسراف، عدم رعایت اخلاقیات و ... سند نابودی ما هستند. در رده های مختلف از سطوح پیاین تا سطوح بالا، فرهنگ فقر در افراد مختلف دیده می شود. فرض کنید فردی مبلغ هشتصد هزار تومان در ماه، درآمد دارد و هزینه اش نیز در همین حدود است.

متاسفانه مشاهده می شود که این فرد با قرض، یک جشن عروسی برگزار می کند که ده میلیون توان هزینه دارد. بنابراین مجبور است در آینده مبلغی از درآمد خود را بابت پرداخت دیون در نظر بگیرد. همین فرد، با تفکر تکمیل زندگی خود، یک خودروی لیزینگی خریداری می کند تا رفاه بیشتری داشته باشد. غافل از اینکه با دست خود، خود را به هلاکت می اندازد.

بعد از گذشت یک مدت زمانی، او اقدام به خرید اثاثیه منزل می کند و چون تفکر هزینه ای دارد همچنان به نیست و نابودکردن آینده خود می پردازد و نتیجه ای که حاصل می شود این است که مجبور می شود زمان آینده خود را بفروشد تا هزینه زندگی امروز خود را بپردازد و این یک معامله غلط است.


5) فاجعه چشم و هم چشمی

جالب است بدانید در تحقیقاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که اکثر افراد برای هزینه کردن، دقیقا به اطرافیان خود نگاه می کنند و خودرا با آنها هماهنگ می کنند. آنها توجه نمی کنند که این کار درست است یا غلط؟ و به خاطر چشم و هم چشمی و برای عقب نماندن از قافله، اقدام به هزینه کردن از دارایی و درآمد خود می کنند.

6) بدترین کار در حوزه مالی

بدترین کار در حوزه مالی، این است که فرد، دارایی خود را هزینه کند یا قدرت ساخت ستون دارایی ها را نداشته باشد. آینده چنین فردی در خطر است. آنچه که در آینده از نظر مالی به ما کمک خواهد کرد، درآمد حاصل از دارایی هاست. به همین دلیل در سطح جهان، می بینیم که شرکت های بزرگ با برندهای مطرح، دائم در حال تبلیغات و معرفی شرکت و محصول خود به جهانیان هستند و آنها با این کار، ارتباط موثری با مخاطب خود برقرار می کنند وستون دارایی ارتباطات خود را – که اصلی ترین دارایی عصر حاضر است – محکم و قوی می سازند.

کم نیستند کسانی که در زندگی خود، ورشکسته هستند ولی خودشان خبر ندارند. آنها مجبورند سالیان درازی کار کنند تا هزینه هایی را پرداخت کنند که امروز و دیروز انجام داده اندو زمان آینده را – که بزرگترین سرمایه زندگی است – به راحتی از دست دهند. عمر ما بسیار مهم و حساس است و ما مجاز نیستیم با افزایش هزینه خود و عدم مدیریت صحیح، آن را هدر بدهیم.

فقرا تلاش می کنند وضع ظاهری زندگی خود را مطلوب نشان دهند و به دیگران ثابت کنند که آنها وضع مالی خوبی دارند و به همین دلیل از آینده وام می گیرند تا امروزخوش بگذرانند.

آنها تفاوت بین سرمایه گذاری و هزینه کردن را نمی دانند و سعی دارند دیگران را از خود راضی نگه دارند و چون می خواهند به نوعی به دیگران ثابت کنند که وضعیت مطلوبی دارند، بنابراین هر چه به دست می آورند به اضافه مقداری بیشتر، هزینه می کنند.

در حالی که تفکر ثروتمندان، عکس آنهاست و هر چه را که به دست می آورند به اضافه مقداری بیشتر، سرمایه گذاری می کنند و پس از سرمایه گذاری، درآمدشان زیاد می شود چون علاوه بر خودشان، سرمایه آنها نیز کار می کند و در مقابل، فقرا علاوه بر هزینه ای که دارند، بدهی آنها نیز، هزینه بر است و باعث می شود هزینه مضاعفی داشته باشند.
فيل سفيد🐘


نوع كميابي از فيل‌ها وجود دارند كه رنگ آنها قرمز-قهوه‌اي است و وقتي پوست آنها خيس باشد رنگ پوست، صورتي روشن خواهد بود. در زمان‌هاي دور در جنوب شرق آسيا، به اين نوع فيل‌ها، فيل سفيد مي‌گفتند و آن را مقدس مي‌شمردند و بر اساس قانون، كشتن فيل سفيد يا كار كشيدن از آن ممنوع بود و اين رسم هنوز در كشورهاي برمه و تايلند وجود دارد.

در آن زمان‌ها، فيل سفيد را سمبل قدرت و عدالت مي‌دانستند و پادشاهان تلاش مي‌كردند كه از اين فيل‌ها پيدا كنند و از آنها مراقبت كنند و با هدف بزرگ نشان دادن خود، معمولاً به عنوان تحفه به حاكمان و پادشاهان ديگر كشورها هديه مي‌دادند. با توجه به نادر بودن فيل سفيد، نگهداري و مراقبت از آنها به شكل ويژه و با صرف هزينه‌هاي زيادي انجام مي‌شد.


كسي كه فيل سفيد را به عنوان هديه دريافت مي‌كرد از يك سو برايش خوب بود كه از پادشاه تحفه‌اي مقدس و بابركت دريافت كرده است و جزو افتخارتش محسوب مي‌شد و از سوي ديگر بد بود چون بايد هزينه‌هاي زيادي صرف نگهداري آن مي‌كرد و مجبور بود اين هزينه‌ها را تا زماني كه فيل زنده بود خرج كند در حالي كه هيچ استفاده ديگري هم نداشت.


🔴شرح حكايت

در مديريت و كسب و كار، فيل سفيد استعاره‌اي براي كار، اقدام، سرمايه‌گذاري يا پروژه‌اي است كه به خاطر هزينه‌هاي زياد براي بهره‌برداري و نگهداري غيرسودآور است و به احتمال زياد غيرسودآور باقي خواهد ماند اما به دلايل مختلف، از جمله به خاطر هزينه‌هاي زيادي كه صرف آن شده است، كنار گذاشته نمي‌شود.

چه فيل‌هاي سفيدي در جامعه، سازمان يا شركتي كه كار مي‌كنيد يا حتي در زندگي شخصي و خانوادگي خود مي‌شناسيد يا مي‌توانيد بيان كنيد؟
خواندن این کتاب فوق العاده از جیم ران را به شما پیشنهاد می کنم
مدیر وب در تلگرام ۱۰۰۰ تایی شد
ممنون از همراهی شما عزیزان 🙏🙏🙏
🎯 ساده‌ترین راه برای پولدار شدن

مارک البیون در کتاب خود تحت عنوان "ساختن زندگی و امرار معاش" دربارۀ یک مطالعۀ آشکار کننده از تاجرانی می نویسد که 2 مسیر کاملاً متفاوت پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی کردند.
وی چنین می گوید: یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز فارغ التحصیلان به 2 گروه تقسیم شدند:

الف: کسانی که گفته بودند می خواستند اول پول در بیاورند تا بعداً هر کار خواستند بکنند.
ب: کسانی که ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند که پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.

چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟
از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه موردنظر، کسانی که در گروه الف بودند 1245 نفر را تشکیل می دادند و گروه ب 255 نفر.
پس از 20 سال 101 نفر میلیونر در کل این 2 گروه به وجود آمده بود که یک نفر از گروه الف و 100 نفر از گروه ب بودند.
@modireweb
با اين ١٥ كار بدون اينكه متوجه باشيد داريد زندگيتان را نابود ميكنيد...

۱. وقتی نمی‌بخشید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

نباید زندگی را خیلی جدی بگیرید. خیلی وقت‌ها دیگران ناراحتتا می‌کنند و خیلی وقت‌ها هم شما دیگران را ناراحت می‌کنید. کینه به دل گرفتن و عصبانی بودن کورتان می‌کند و نمی‌گذارد چیزهایی که واقعاً در زندگی مهم هستند را ببینید.

۲. وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه می‌دهید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گاهی اوقات به این دلیل در کاری می‌مانید که می‌خواهید آخر هر ماه درآمدی داشته باشید. اما چرا باید خوشبختی‌تان را به خطر بیندازید و به جای اینکه نگران الان باشید به آینده فکر نکنید که آزاد و شاد خواهید بود؟

۳. وقتی اینکه دیگران چه فکر می‌کنند برایتان مهم است زندگی‌تان را نابود می‌کنید

مطمئناً نمی‌توانید همه آدمها را راضی نگه دارید. اینکه حرف و فکر دیگران برایتان مهم باشد فقط خالی‌تان می‌کند چون آنها همیشه ناامیدتان می‌کنند.

۴. وقتی وقتتان را تلف می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

سعی نکنید منتظر بنشینید تا همه چیز در شرایط عالی قرار گیرد تا وارد عمل شوید. بلند شوید و هر کاری که برای عالی کردن زندگی‌تان لازم است را انجام دهید.

۵. وقتی از خودتان مراقبت نمی‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

بدن شما وسیله‌تان به سمت موفقیت است. درست رفتار کردن با بدنتان، خوب غذا خوردن و داشتن سبک زندگی سالم نه تنها سلامت شما را در آینده تضمین می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالاتر می‌برد.

۶. وقتی از همه چیز شکایت می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

زندگی کردن با شکایت شما را به هیچ کجا نمی‌رساند فقط ناامید خسته و عصبانی‌تان می‌کند. باید انرژی که صرف شکایت کرد می‌کنید را برای چیزی ارزشمند نگه دارید.

۷. وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گذشته قابل تغییر نیست. از آن درس بگیرید و بعد بگذرید. زندگی کردن با افسوس و پشیمانی فقط انرژی مثبتتان را گرفته و باعث می‌شود امکانات دیگری که پیش رویتان قرار گرفته را نبینید.

۸. وقتی شریک نادرستی برای زندگی‌تان انتخاب می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ‌چیز مخرب‌تر از زندگی کردن با کسی که تحسینتان نمی‌کند موجب خوشحالی‌تان نیست، نخواهد بود.

۹. وقتی خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ چیز بدتر و ناامیدکننده‌تر از این نیست که بخواهید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید. همه ما آدمهای خاصی هستیم چرا باید خودمان را با کسانی مقایسه کنیم که جای ما نیستند؟

۱۰. وقتی فکر می‌کنید پول برایتان خوشبختی می‌آورد زندگی‌تان را نابود می‌کنید

پول برایتان آزادی می‌آورد اما چیزهای ساده‌ای در زندگی هستند که شادتان می‌کنند و به هیچ پولی هم نیاز ندارند. اینکه همه توجه زندگی‌تان را صرف ثروت کنید خسته‌تان می‌کند.

۱۱. وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

شکرگزاری یعنی قدر چیزهایی که دارید را بدانید. اگر برا داشته‌هایتان شکرکزار باشید به آرامش درونی خواهید رسید.

۱۲. وقتی در روابط اشتباه می‌مانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

داشتن دوست‌های بد واقعاً بد است اما بودن در رابطه با دوستانی که ارزش‌فردی شما را پایین می‌آورند نابودتان خواهد کرد.

۱۳. وقتی بدبین و منفی‌گرا هستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

باید همیشه خوشبین باشید که اوضاع بهتر می‌شود. نمی‌توانید همیشه منفی فکر کنید و هر اتفاق خوبی هم که برایتان می‌افتد را هم محکوم کنید.

۱۴. وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

خیلی‌ها زندگی را پیش می‌برند که متعلق به آنها نیست. آنها مدام تظاهر می‌کنند و زندگی دروغی دارند. باید درمورد آنکه واقعاً هستید صادق باشید و طبق همان زندگی کنید.

۱۵. وقتی درمورد همه چیز نگرانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

کمی وقت بگذارید و به چیزهای خوبی که در زندگی‌تان دارید فکر کنید و شکرگزار باشید. بااینکه زندگی هیچوقت عالی و کامل نیست اما مطمئناً چیزهای خوبی برایتان دارد. پس قدر این چیزها را بدانید و سعی کنید دیگر نگران چیزهایی که اهمیتی در کل زندگی‌تان ندارند، نباشید.
" 5شغل پرطرفدار آینده چیست؟ "

با گسترش زندگی دیجیتالی، خطر و احتمال سرقت اطلاعات و شکسته شدن حریم شخصی افراد نیز افزایش پیدا کرده است. به همین خاطر افرادی که دارای توانایی و دانش لازم در زمینه ارتقای امنیت در حوزه آی تی و حفظ حریم امن شرکت ها، کسب و کارها و حتی افراد باشند، از شانس بیشتری برای یافتن شغل مناسب و پردرآمد برخوردار خواهند بود.

1⃣. مشاوران اطلاعات شخصي و سازمانی به صورت ديجيتال: اين مشاوران نقاط آسيب‌پذير یا در واقع حفره های امنيت شخصي و سازمانیی را شناسایی و راه های پرکردن آن ها را آموزش می دهند.

2⃣. متخصصان گردآوري اطلاعات شخصي به صورت ديجيتال: این افراد می توانند مجموعه‌اي از اپليکيشن‌ها، نرم‌افزارها و سخت‌افزارها را بکارگیرند و در مدیریت و استفاده از آن ها به اشخاص حقیقی و حقوقی سرویس دهند.

3⃣. روانشناسان متخصص حوزه زندگی در عصر ارتباطات: تا به حال خیلی شنیده ایم که زندگی در دوران دیجیتال و استفاده از ابزارهای ارتباطاتی مانند گوشی های تلفن همراه هوشمند و تبلت ها و... در کنار فوائد و لذت هایی که دارد، عوارض روحی و روانی زیادی هم به دنبال می آورد. همین عوارض و بیماری های ناشی از آنها، گروهی از مشاوران و روانشناس ها را بوجود آورده که مشخصا بر روی مدیریت این آسیب ها و رفع آن ها کار می کنند.

4⃣. مشاوران نوآوری و خلاقیت: فشرده تر شدن رقابت در بازارهای مختلف و دشواری کسب سود، بسیاری از کمپانی ها و سرمایه گذاران بزرگ دنیا را بر آن داشته است تا هزینه های فراوانی صرف نوآوری در تولید محصولات و خدمات کنند. به همین خاطر در آینده نه چندان دور حضور يک مشاور نوآوري در هر مجموعه‌اي الزامي خواهد بود.

5⃣. معماران استارتاپ ها: نوآوری ها و خلاقیت ها تنها به تولید محصولات جدید و خدمات جذاب خلاصه نمی شود، ساماندهی خلاقانه ساختار سازمانی و بازتعریف روند کار در کمپانی ها نیز از جمله مواردی است که صاحبان کسب و کار در آینده بیشتر به آن توجه خواهند کرد. این کارشناسان در واقع سلسله مراتب و روندهای کاری را در شرکت‌ها و سازمان ها به گونه ای تعریف می کنند که زمینه برای نوآوری و ابداعات فراهم شود.

👈منبع: « دنیای اقتصاد»
@modireweb
👤از استیو جایز در مورد کسب و کار موفق بیاموزیم

✅مردم نمیتوانند به شما بگویند که به چه چیزی نیاز دارند.

آنها میتوانند آنچه میخواهند را به شما بگویند، و معمولاً در راستای چیزهایی بهتر، سریعتر و ارزانتر از وضع موجود است. برای مثال در دهه ۸۰ مشتریان اپل دستگاهی بهتر، سریعتر و ارزانتر از اپل ۲ میخواستند. هیچکس تقاضای مکینتاش نمی کرد. کارآفرینان موفق چیزی خلق میکنند که مردم نمی توانند نیازشان به آن را به وضوح بیان کنند.

✅ متخصصین نمیتوانند به شما بگویند که چکار باید بکنید.

متخصصین در بیان اشکالات کار استاد هستند ولی نمی توانند در چگونگی حل مشکل شما را راهنمایی کنند.

✅ تکنولوژی آینده در زمینه کاریتان را پیش بینی کنید.

در سال ۱۸۳۰ یخ سازان توسط کارخانه های یخ سازی محو شدند. در ۱۸۵۰ کارخانه های یخ سازی توسط شرکتهای یخچال سازی محو شدند. کارآفرینی حقیقی زمانی رخ میدهد که به تکنولوژی بعدی کوچ کنید یا خودتان آن را خلق کنید.

✅ طراحی را مد نظر قرار دهید.

شاید برای همه کاربران مهم نباشد ولی به اندازه ای مهم است که سبب موفقیت یک کسب و کار می شود. داشتن رابط کاربری آسان برای یک کالا یا خدمات دیگر کفایت نمی کند اکنون کالا یا خدمات شما باید زیبا و تحسین برانگیز بوده و با روش خوشایندی کارش را انجام دهد. استیو جابز و اپل بدین شیوه انتظارات مردم را برای همیشه بالا بردند.

✅ ارزش همان قیمت نیست.

قیمت یک کالا عددیست که روی آن نوشته شده است. ارزش یک کالا مجموع هزینه ها و سودهای آن است. بعضی چیزها با قیمت بالاتر می تواند ارزش بهتری داشته باشد زیرا هزینه هایی مثل آموزش را کاهش می دهد و نتایج بهتری در بر دارد. روی قیمت تمرکز نکنید – روی فراهم نمودن ارزشهای ارتباطی تمرکز کنید.

🔴یک چیز دیگر: استیو جابز به من گفت که بعضی چیزها را باید باور کرد تا به چشم بیایند و دیده شوند. ولی بدبین ها باید اول ببینند تا آن چیز را باور کنند. اگر میخواهی یک کارآفرین باشی، باید به ایده ات باور داشته باشی. به این دلیل است که استیو جابز دنیا را دگرگون کرد در صورتیکه بیشتر مردم منتظر بودند تا دنیا دگرگون شود.