Mobin Writes
14 subscribers
3 photos
5 videos
1 file
1 link
​کد، آزادی و آرامش رواقی. 💻🗽🐈
کاوش در دنیای تکنولوژی، لیبرتارینیسم و فلسفه—به همراه چاشنی گربه‌ها.
Download Telegram
Channel created
Channel photo updated
Forwarded from Nolan Writes
شرارت انسانی رو می‌تونیم به دو نوع تقسیم کنیم. شرارت کاربردی و شرارت ناب. شرارت کاربردی اینطوره که برای رسیدن به یک چیز بیرونی، مجبور به انجام کار شرورانه می‌شی. برای رسیدن به امنیت، قدرت، پول و غیره. شرارت ناب وقتی رخ میده که شما از نفس اون شرارت و رنج کشیدن دیگران لذت می‌بری بدون اینکه هیچ چیز خارجی‌ای به دست بیاری.

مثال برای شرارت کاربردی: اگر یه عده بخوان تو و مردمت رو سلاخی کنن، تو بهشون آسیب می‌زنی تا نتونن اینکارو بکنن. چون اون‌ها مانع تو برای زندگی کردن هستن. ممکنه هزاران نفرشون هم بمیرن.
یا شرکتی داری و می‌خوای گسترش‌اش بدی، رقیبت مانعته. ورشکستش می‌کنی تا به هدفت برسی. صدها نفر رو بیکار می‌کنی و خانوادشون به فنا میرن.

مثال برای شرارت ناب: به کسی آسیب می‌زنی چون اینطور دلت خنک میشه. یا زمین خوردن کسی رو می‌بینی و از رنج بی‌فایده‌ای که اون برده کیف می‌کنی.

همه‌ی ما هر روز درگیر شرارت‌های کاربردی هستیم. اهدافی داریم که بعضی چیزها مانعش هستن و دیگرانی قربانی شدن تا بهشون برسیم. اگر تو هدفی داشته باشی و کسی مانعش باشه، تو از آسیب زدن به اون شخص لذت نمی‌بری. تا زمونی که اقتصاد و تکنولوژی اجازه نده که بدون آسیب زدن بهش کارت پیش بره، ناگزیری که بهش آسیب بزنی. (مگر اینکه بیخیال هدفت شی، گاهی بمیری یا بدبخت بشی). وقتی هم که بشه راه‌حلی پیدا کرد که بهش آسیب نزنی و به هدفت برسی، امکان اینو داری که بهش آسیب نزنی.

توی شرارت کاربردی، مهم و تعیین‌کننده است که اصلا از کاری که می‌کنی لذت نبری. وقتی از آسیب و رنج دیدن دیگران لذت بردی، آلوده به شرارت ناب شدی.

یه بار از یه حکیمی پرسیدن اگر برگردی به زمونی که هیتلر تازه می‌خواست شروع کنه، حاضر بودی بکشیش تا بخاطرش اینهمه جنایت رخ نده؟ گفت: آره، اما بدون خشم. بدون لذت.

وقتی بدون اینکه چیزی به دست بیاری، همینطوری از رنج کشیدن دیگران لذت بردی، تلنگر بخور که آلوده به شرارت ناب شدی و داری یه هیولای مخرب میشی. روحتون رو به شیطان بفروشید، ولی برای به دست آوردن چیزهای باارزش بفروشید، مفت ندین بره.
Nolan Writes
(مگر اینکه بیخیال هدفت شی، گاهی بمیری یا بدبخت بشی).
البته یه چیزی اضافه کنم!😅
​همیشه انتخاب هست. درسته بعضی جاها گزینه‌های دیگه خیلی سخت می‌شن (مثلاً وقتی پای مرگ و زندگی درمیونه!)، ولی معمولاً این حالت‌های اکستریم کمتر اتفاق می‌افتن. اینکه بگی «ناگزیری»، به نظرم شونه خالی کردن از زیر بار مسئولیتِ شرارتیه که مرتکب شدی!
​ما گزینه داشتیم، ولی برامون راحت‌تر بود که شرارت کنیم و مسیر آسون‌تر رو بریم! اخلاقی رفتار کردن اکثر مواقع سخته و اینکه می‌گن «اخلاقی باش تا نتیجه‌اش رو ببینی» هم کصشعره! احتمالش هست تهش هیچ پوخی هم نشی!
​ولی برای من، انتخاب راه اخلاقی همیشه یه حس خوبی داشته؛ یه حس «عاملیت».
​این حس عاملیت دقیقاً ریشه در هسته‌ی مرکزی فلسفه‌ی رواقی‌گری (دوگانگی کنترل) داره. تو نگاه رواقی، ما روی نتایج بیرونی (اینکه موفق بشیم یا به قول معروف همون هیچ پوخی نشیم!) کنترلی نداریم، اما روی اراده و انتخاب‌های اخلاقی‌مون تسلط مطلق داریم. وقتی تو شرایط سخت مسیر اخلاقی رو انتخاب می‌کنی، در واقع داری از تنها قدرت واقعی و مستقلی که تو این دنیا داری استفاده می‌کنی. برای یک رواقی، حفظ این عاملیت و فضیلتِ درونی، خودش هم مسیر و هم پاداشه.
Mobin Writes
البته یه چیزی اضافه کنم!😅 ​همیشه انتخاب هست. درسته بعضی جاها گزینه‌های دیگه خیلی سخت می‌شن (مثلاً وقتی پای مرگ و زندگی درمیونه!)، ولی معمولاً این حالت‌های اکستریم کمتر اتفاق می‌افتن. اینکه بگی «ناگزیری»، به نظرم شونه خالی کردن از زیر بار مسئولیتِ شرارتیه که…
اسپویلر آلرت در مورد داستان
Kara in "Detroit: become human"

آخرهای گیم ربات‌ها شورش کردند و توی شهر دیترویت حکومت نظامی شده، یکی از ربات‌ها که اسمش کارا هست یه دختر بچه‌ای رو از پدرش که خشونت خانگی میکرد نجات داده و دنبال راهی هستند که به کانادا فرار کنند، چون اونجا قوانین برای ربات‌ها بهتره و توی آمریکا ارتش داشت ربات‌هارو میگرفت و خاموش میکرد!
خلاصه یه جای داستان با هزارتا مشکل می‌رسید به ترمینال و می‌بینید بلیط تموم شده و یه بلیط کم دارید! از رو زمین یه بلیطی پیدا میکنی، بعدش یه خانواده‌ی سه نفره (مامان، بابا و دختر کوچولوشون) می‌بینی و متوجه می‌شی بلیط اوناست که از دستشون افتاده!
.
اینجا گیم بهت آپشن میده که بلیط رو بدزدی یا برش گردونی به خانواده!
.
اگه بلیط رو بدزدی احتمال اینکه همتون سالم برسید خیلی زیاده ولی باز یه سری تصمیمات وسط راه و گیم‌پلی داره که نتیجه به اونا بستگی داره!

اگه بلیط رو ندزدی تقریبا احتمال نجات هر سه نفرتون صفر میشه.


ادامه‌اش در مورد تبعات اون تصمیم، میتونی اینجا رو رد کنی و صرفا در نظر بگیری که تبعات زیادی داره که خودتم میتونی حدس بزنی😁

توی این مسیر، یه قاچاقچی پیدا می‌کنید که یه پولی ازتون میگیره و قراره از رودخونه‌ای که شدیدا سرده و بعضی جاهاش یخ بسته شما رو رد کنه! توی این مسیر یا آلیس (دختر کوچیکه) از سرما میمیره! یا هر سه‌تون یا دو نفر (پسره و آلیس) توسط گشت مرزی با شلیک گلوله کشته میشند! و خیلییی باید سریع دکمه‌هارو بزنی و با مصیبت میتونی هر سه رو نجات بدی! و یکی از دراماتیک‌ترین اندینگ‌هاست!

حالا میخوام چی بگم؟

اونجا که یه دوراهی متصور میشیم: شرارت یا دست برداشتن از هدف!
ما چون آینده و همه گزینه‌هارو نمی‌بینیم معمولا با الگوریتم حریصانه انتخاب میکنیم! یعنی نزدیک‌ترین دوربرگردان یا راهی که فکر میکنی به هدف میرسونت رو انتخاب کنی! ولی خیلی وقت‌ها اولین دوربرگردان یا خروجی بهترین راه نیست و شاید یکم بری جلوتر راه بهتری ببینی (شایدم نه!)

نتیجه گیری: اینکه شرارت رو انتخاب نکنی به معنای این نیست از هدفت دست بکشی ولی احتمالات رو بر اساس اون الگوریتم حریصانه توی ذهنت خیلی کم میکنی! یعنی باز جا هست بدون شرارت یه راهی پیدا کنی یا تلاشت رو بکنی حداقل!

پ.ن: البته به این هم بستگی داره مرز شرارت رو کجا می‌کشیم و تعریفمون چیه ازش؟ مثلا کشتن کسی که اگه طرف فرصت داشته باشه تورو میکشه به نظر من شرارت نیست! ولی مثلا قربانی کردن یک مفر در مقابل هزار نفر شرارت هست!

پ.ن.۲:هر شرارتی هم باهم هم اندازه نیست!
Forwarded from Nolan Writes
یه دوستی پیام داد که یه آدم مریضی تهدیدش کرده، بهونه‌ای شد یه نکته‌ی مهم بگم:

توی تهدیدهای شخص ثالث و ناشناس، هارت و‌ پورت کردنا خیلی جدی نیست. چیزی که ماجرا رو جدی‌تر می‌کنه دادن اطلاعاتیه که کسی نباید داشته باشه مگر توی حالتی که خیلییییییی پیگیر شما بوده باشه و حسابی رصدتون کرده.

یه مثال بزنم: هارت و پورت که مشخصه نیاز نیست بگم. ولی اگر یکی ناشناس پیام بده «ساعت ۱۵:۱۷ سوم جولای دم برج ایفل رفته بودی خوش گذشت؟ دفعه بعدی بیشتر مراقب باش»‌.

این یعنی اوج خطر. کسی که اونقدر پیگیرت بوده که آمارتو در آورده فلان ساعت فلان روز کجا رفتی و چیکار کردی (اگر‌ خودت توی سوشال مدیا جار نزدی البته)، آدمیه که خطرناکه. اینو باید جدی‌تر بگیری تا هارت و پورتیا. البته هارت و پورتی هم مسئله است ولی این مهم‌تره.
Nolan Writes
یه دوستی پیام داد که یه آدم مریضی تهدیدش کرده، بهونه‌ای شد یه نکته‌ی مهم بگم: توی تهدیدهای شخص ثالث و ناشناس، هارت و‌ پورت کردنا خیلی جدی نیست. چیزی که ماجرا رو جدی‌تر می‌کنه دادن اطلاعاتیه که کسی نباید داشته باشه مگر توی حالتی که خیلییییییی پیگیر شما بوده…
روانشناسی ‌اش رو بخوام بگم میشه شخصیت‌هایی که به شدت انوی (envy) محرک رفتارشونه خطرناکن. مثل نارسیستیک‌ها و سایکوپات‌ها.

اکت و رفتاری هم که میتونید باهاش بفهمید یه آدمی خیلی ممکنه خطرناک باشه همین پیگیر بودن و آبسسد بودن روی شماست. اصلا پیگیر بودن در همه حالات رفتار بالغانه ای نیست، چه از سمت والدین باشه چه از دوست و بدتر از سمت پارتنر. در مواقعی که رابطه خوبه این پیگیر بودنه باعث میشه بعضا حس خوبی بگیرید، طرف میاد کمک میکنه بهتون، هواتون رو داره، همش مشکلاتتون رو حل میکنه, وقتی میفهمید توی چاله افتادید که رابطه خراب میشه.

وقتی رابطه خراب شد، تارگت و پیکان اون پيگيري ها و کمک ها، وارونه می‌شه و یه فضای خفه کننده براتون میسازه.
Forwarded from Nolan Writes
خلاصه‌های صوتی کتاب «چطور از احساسِ "گه بودن" در بیاییم: ۱۴ عادتی که نمی‌ذارن خوشحال باشی»
Nolan Writes
. فرار از وضعیت: مکانیزم‌های بی‌حسیِ تو هنوز کار می‌کنند؟
Pema Cho‌dro‌n:
"Only to the extent that we expose ourselves over and over to annihilation can that which is indestructible be found in us."
«فقط تا جایی که خود را بارها و بارها در معرض نابودی قرار دهیم، می‌توانیم آنچه را که در ما فناناپذیر است پیدا کنیم.»
Mobin Writes
Pema Cho‌dro‌n: "Only to the extent that we expose ourselves over and over to annihilation can that which is indestructible be found in us." «فقط تا جایی که خود را بارها و بارها در معرض نابودی قرار دهیم، می‌توانیم آنچه را که در ما فناناپذیر است پیدا کنیم.»
البته منظورش این نیست خودت رو به گا بده😂 شاید از متن که اینجوری گذاشتم اینو برداشت کنید! ولی ویس‌های این کتاب رو گوش بدید کامل متوجه می‌شید! البته اینجا یه توضیحی می‌نویسم!

منظورش اینه که وقتی تا مرز نابودی رفتی اون قسمت‌های از تو که تورو تعریف می‌کنند از بین نمیرند و اون قسمت‌های فناناپذیر خودت رو کشف میکنی! حالا منظورش از نابودی، نابودی متعلقاتی مثل ثروت و روابط و تمامی وابستگی‌های خارجی هست که طول زمان به دست آوردید! و میگه وقتی اینارو از دست میدی اون چیزی که ازت باقی می‌مونه هویت خودت و بخش فناناپذیرت هست!
Iranian Libertarian
هیچ منجی‌ای قرار نیست شما رو نجات بده. نه سازمانِ ملل، نه دولتِ آمریکا، نه هکرهایِ آزاده‌یِ جهان، نه سناتورهایی که صد دلار بیشتر بدی شهرستان هم می‌آن و ...، هیچ کدوم قرار نیست ناجیِ شما باشن
حتی با فرض اینکه این گروه‌ها یا فردی یا دولتی، تمام نیتش کمک به ایرانی باشه یا منافعش دقیقا هم‌راستا با منافع ما باشه، اینکه تنهایی بیاد یه کاری بکنه، به نظرم منم خیال‌بافی هست! توی جامعه‌ای که قشر روشن‌فکرش فعلا به اون نقطه نرسیدن و هنوز به قول نولان کودک ۱۴ ساله است؛ وقتی دست‌آورد ۳۰ سالگی رو بهش بدی، اصلا نمیفهمه بهش چی دادی! مثل اینه که به دست کودک ۲ ساله ماشین کنترلی بدی! بهترین واکنش احتمالا این باشه که کنترل رو پرت کنه یا سعی کنه روی اون ماشین بشینه 😄
1
pdf.pdf
360.2 KB
یه شاخه اصلی جدید تو سبب شناسی علایم ADHD هست، که علایم ADHD رو ناشی از مشکل تو تنظیم برانگیختگی می دونه، نه لزوما نقص کارکرد اجرایی…

چند تا مقاله داره این یکی از ساده ترینهاشه….سعی می کنم با Ai تند تند ترجمه کنم بذارم…

توضیحشم تو یه وویس می دم
زندگی با ذهن متفاوت | مانی مظفری
pdf.pdf
این مقاله رو با استفاده از نوتبوک‌ال‌ام ویدیوش کردک شاید به درد شما هم بخورده!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2