هیچکس جز خودم نمیتونه عمیقاً درک کنه که چقدر و چطور به این چندینپارهآجرِ رویهمچسبیده، عشق میورزم.
دلم تنگ شده بود...
(روز اول ترم هفت)
دلم تنگ شده بود...
(روز اول ترم هفت)
❤9⚡2
انگار یه سنگ مرمرم، که روش چند ساعت یه بار یه حجم زیادی خاک و غبار جمع میشه.
این گل رو فردای روزی که از بیمارستان اومدم، زهرا برام آورد. حالم هنوز خوب خوب نیست، مدام به خودم خاک میگیرم؛ اما هر بار میام تو اتاق، هر بار میرم تو گالری گوشیم و عکس گلم رو میبینم، انگار یه آب زلال از پاکترین چشمهی دنیااا روم جاری میشه؛ خاک و غبارم رو میشوره و میره.
حالا یه مرمر روشن، تمیز و صافم؛ رگههای نازکم جون دارن، طیف رنگهام واضح و شفافن...
خنکم؛ تازه و زندهام.
روزای خیلی سخت،
مرگ، زندگی،
گلی که زهرا برام آورده،
مرمری که گلبرگ بودن رو تجربه میکنه،
علت و معلولها! همینقدر تو در تو، و چقدر عجیب!
این گل رو فردای روزی که از بیمارستان اومدم، زهرا برام آورد. حالم هنوز خوب خوب نیست، مدام به خودم خاک میگیرم؛ اما هر بار میام تو اتاق، هر بار میرم تو گالری گوشیم و عکس گلم رو میبینم، انگار یه آب زلال از پاکترین چشمهی دنیااا روم جاری میشه؛ خاک و غبارم رو میشوره و میره.
حالا یه مرمر روشن، تمیز و صافم؛ رگههای نازکم جون دارن، طیف رنگهام واضح و شفافن...
خنکم؛ تازه و زندهام.
روزای خیلی سخت،
مرگ، زندگی،
گلی که زهرا برام آورده،
مرمری که گلبرگ بودن رو تجربه میکنه،
علت و معلولها! همینقدر تو در تو، و چقدر عجیب!
❤7
کلیدواژهها، ۱۳ مهر:
نمایشنامهخوانی هیلدا
تأمل، تأمل، تأمل
ملاقات مهشید نونهالی، و نسریندخت خطاط
لذت از همکلام شدن
بازگشت به فضای فرانسَویزهی مورد علاقه
تأمل
تاریکی کوچهی "پرنده"
تأمل
سرمای ناگهانی هوا
باد
تأمل
تأمل
محدثه
روشَنا
سکوت
آغوش
بغض
بغض
نمایشنامهخوانی هیلدا
تأمل، تأمل، تأمل
ملاقات مهشید نونهالی، و نسریندخت خطاط
لذت از همکلام شدن
بازگشت به فضای فرانسَویزهی مورد علاقه
تأمل
تاریکی کوچهی "پرنده"
تأمل
سرمای ناگهانی هوا
باد
تأمل
تأمل
محدثه
روشَنا
سکوت
آغوش
بغض
بغض
❤3👍1
من و تنهایی من، آینه در آینهایم
بینهایت، در هم، تو در تو
روبه رو را پیدا، در هم گم
من به او میگویم
تو کجایی؟ من کو؟
تو کجایی؟ من کو؟
لب من میجنبد
و هزاران لب دیگر با من،
من از این تصویرها، تکرارها میترسم
نکند این دارکوبی که نوکش خونین است
بشکند آینه را
چه تفاوت دارد، من یا او...
دارکوبخوردهترین آینهها میدانند
من از این تنهایی
به خدا نزدیکم
چون خدا هم تنهاست
چه بسی آینهها که نماز میخوانند!
اشک، ذکر است
و هقهق، رکعت
بغضهایی که فرو خورده شدند، روزهی بیافطار
خنده، دشوارترین واجب بینام اما
ثواب؟ بیمقدار!
دین من میفهمد
وحشت از ترس شکستنها را
دلهره، شایدِ تَرَکها را
بیم آن که دارکوب غم باز
بیش از این عمر کند
بکشد منها را...
من به حرمتهای آینهها آگاهم
من و تنهایی من آینه در آینهایم!
که اگر درز کند واژهای از یک ترکِ حرمت ما
من و تنهایی من
میمیریم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۲
#میرا(م.و)
@pointperdu
بینهایت، در هم، تو در تو
روبه رو را پیدا، در هم گم
من به او میگویم
تو کجایی؟ من کو؟
تو کجایی؟ من کو؟
لب من میجنبد
و هزاران لب دیگر با من،
من از این تصویرها، تکرارها میترسم
نکند این دارکوبی که نوکش خونین است
بشکند آینه را
چه تفاوت دارد، من یا او...
دارکوبخوردهترین آینهها میدانند
من از این تنهایی
به خدا نزدیکم
چون خدا هم تنهاست
چه بسی آینهها که نماز میخوانند!
اشک، ذکر است
و هقهق، رکعت
بغضهایی که فرو خورده شدند، روزهی بیافطار
خنده، دشوارترین واجب بینام اما
ثواب؟ بیمقدار!
دین من میفهمد
وحشت از ترس شکستنها را
دلهره، شایدِ تَرَکها را
بیم آن که دارکوب غم باز
بیش از این عمر کند
بکشد منها را...
من به حرمتهای آینهها آگاهم
من و تنهایی من آینه در آینهایم!
که اگر درز کند واژهای از یک ترکِ حرمت ما
من و تنهایی من
میمیریم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۲
#میرا(م.و)
@pointperdu
❤4💘2
❤3
دیگه نوبت نوشتن من نیست، هرچی عمیقتر میشم میفهمم، نمیتونم بهتر از این حسمو توصیف کنم:
شب از مهتاب سر می ره
تمام ماه، تو آبه
شبیه عکس یک رویاست
تو خوابیدی، جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن، سکوتِ تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه
که تو چشمات و می بندی...
-روزبه بمانی
@pointperdu
شب از مهتاب سر می ره
تمام ماه، تو آبه
شبیه عکس یک رویاست
تو خوابیدی، جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن، سکوتِ تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه
که تو چشمات و می بندی...
-روزبه بمانی
@pointperdu
❤3
Forwarded from انجمن علمی زبان و ادبیات فرانسۀ دانشگاه تهران
~°انجمن علمیدانشجویی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران، منتشر میکند:
🎙پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران📻
🎞فصل اول: سینما
📺قسمت اول: La Belle Époque
~'~'~'~'~'~'~'~'~'~
کانال انجمن علمی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
@uteheran_fr
کانال پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران
@radiofrance_ut
🎙پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران📻
🎞فصل اول: سینما
📺قسمت اول: La Belle Époque
~'~'~'~'~'~'~'~'~'~
کانال انجمن علمی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
@uteheran_fr
کانال پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران
@radiofrance_ut
❤2👍1
Saison 1 - EP1 - La Belle Époque
Radio France De L'Université De Téhéran
📻پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران
🎞فصل اول: سینما
📺قسمت اول: La Belle Époque
🎙گویندگان: سارا رفیعی، مبینا زنجانیان وفا
🌎زبان: فارسی، فرانسه
تنظیم: مبینا زنجانیان وفا
~'
کانال انجمن علمی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
@uteheran_fr
کانال پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران
@radiofrance_ut
🎞فصل اول: سینما
📺قسمت اول: La Belle Époque
🎙گویندگان: سارا رفیعی، مبینا زنجانیان وفا
🌎زبان: فارسی، فرانسه
تنظیم: مبینا زنجانیان وفا
~'
~'~'~'~'~'~'~'~'~کانال انجمن علمی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
@uteheran_fr
کانال پادکست رادیو فرانسه دانشگاه تهران
@radiofrance_ut
❤6
Une journée très étrange
Oh God how f-cking much I want to be free!
❤8⚡1
هرچه بیشتر به جستجوی معنا گشتن
بیشتر پوچ را یافتن
کمتر رویا بافتن
سختتر خود را ساختن
شکستن
مردن
باختن...
میخوانمت
به بلندای فریادهای این میدان
به من بگو
این چه نبردیست
که انسان و بیچارگیهایش
به جانبازی و جراحتهای آن
مجبور و دچارند؟
بگو باید به کجا راه یافتن
بگو تا کی, تا کی، تا کی
سوختن
ساختن؟
#میرا(م.و)
@pointperdu
بیشتر پوچ را یافتن
کمتر رویا بافتن
سختتر خود را ساختن
شکستن
مردن
باختن...
میخوانمت
به بلندای فریادهای این میدان
به من بگو
این چه نبردیست
که انسان و بیچارگیهایش
به جانبازی و جراحتهای آن
مجبور و دچارند؟
بگو باید به کجا راه یافتن
بگو تا کی, تا کی، تا کی
سوختن
ساختن؟
#میرا(م.و)
@pointperdu
❤3👍1