نیلی‌شرابی|مبینا وفا
1.27K subscribers
202 photos
27 videos
19 links
ᝰ.ᐟ
کارشناسی ارشد آموزش زبان فرانسه دانشگاه تهران
می‌نویسم و مستند می‌کنم و آکاردئون می‌زنم
Download Telegram
چشمامو پاک کردم. خواستم از صندلی بلند شم، دیدم زانوی چپم رگ‌به‌رگ شده. الان سرمو خم کردم که بنویسم، رگ چپ گردنم گرفته. چند دقیقه پیش اختیاری از خودم نداشتم، یه لحظه بلند خندیدم، بعد نفهمیدم چیشد یهو شروع کردم به دست زدن، بی‌اختیار، تند تند تند، با محکم‌ترین حالت ممکن؛ دستامو آوردم پایین، زدم زیر گریه، آب خوردم و باز هق‌هق کردم. من فکر می‌کردم این‌همه تعریف که تو اینترنت از "پیرپسر" می‌بینم، اغراقه. از سینما میام بیرون. اشتباه می‌کردم.
انقدر غلیان احساسات داشتم که هرچی سعی می‌کنم نمی‌تونم تمرکز کنم و یادم بیاد میخواستم به چیا فکر کنم. فقط یادمه همون وسطا به تابلوی بدن مسیح مرده در گور خیلی فکر کردم [تو یکی از صحنه‌های اول فیلم، روی دیوار بالا سر شخصیت اصلی آویزون بود] و الانم دارم بیخیال هر توصیفی میشم.
بدن مسیح مرده در گور - هانس هولباین
امروز تو یه پادکستی شنیدم دایره‌ی لغات آدم هرچقدر هم که باشه، در نهایت توی یه مربعه. دایره که هیچوقت کل مربع رو نمی‌گیره؛ گوشه‌هاش خالی می‌مونه. اون گوشه‌ها میشن جمله‌هایی که نمی‌تونیم بسازیم، حرفایی که نمیتونیم بزنیم.
دلم می‌خواد ترکیبی از اکتای براهنی، ادیب سبحانی و رضا شهبازی بودم. هم کارگردانی می‌کردم، هم فیلمبرداری هم تدوین.
تراژی-کمدی
چه غروب گرمی‌ست!
آسمان، سرخِ خزان
آه! زمین سنگی‌ست

به تو می‌اندیشم،
ای که در سختی و زبری زمان
یاد کردن ز توست، ابریشم.

#میرا(م.و)
#مبیناوفا
@mobinavafaa
-عباس کیارستمی
فرانسوی‌ها اصطلاح «روی کسی کراش داشتن» رو دارن، اما خب اقتباس از انگلیسیه و دقیقاً با همون ساختاره؛ اما اصطلاح‌های فرانسوی‌تر هم هست، ترجمه‌ی واژه‌به‌واژه‌‌‌‌شون این‌طوری میشه: برای کسی احساس خاطرخواهی داشتن، خاطرخواه/شیفته‌ی کسی شدن. برای کسی تپش‌ قلب داشتن، برای کسی ضعف داشتن.
خود «کراش» معادلش میشه béguin؛ فارسی‌شو نداریم که بتونم بگم یعنی چی.
یه جا خوندم تو فارسی به‌جای کراش، میشه از «دل‌تپش» استفاده کرد: به نظر می‌رسد دُز عشق در دل‌تپش از کراش بیشتر باشد. یعنی در دل‌تپش از ۵۰ درصد بالاتر رفته اما در کراش حول و حوش ۲۰ تا ۳۰ است! یعنی کراش شاید به اندازه تپش نباشد چرا که نسل امروز خیلی هم عاشق‌پیشه نیست.
تصور کن که در شعر معاصر
اگر من ارغوان باشم، تو بیدی

#مبیناوفا
@mobinavafaa
اگه حجم ایده‌هایی [برای خلق‌کردن، نوشتن، یاد گرفتن] که شب تا صبح به ذهنم میرسه، صبح تا شب به ذهنم می‌رسید، شاید خواب بهتری داشتم.
Forwarded from Môbina
Forwarded from Môbina
منبع الهام عزیزم، روح بی‌خبرت رو می‌بوسم. ازت ممنونم.
Môbina
Voice message
چنان مرا شکفته‌ای
که من برای آفتاب
تو را مثال می‌زنم

تو را مجال می‌دهم
که هم‌قدم به رقص من
به سوی بی‌مکان باد باختر
وزان شوی

تو را خیال می‌کنم
و قطره‌قطره جوهرم
تو را کلام می‌کند
که در کتاب خاطره
عزیز داستان شوی
چنان مرا شکفته‌ای!

چنان مرا شکفته‌ای
که من برای خاک‌های باغچه
تو را مثال می‌زنم
مرا تو شاخه می‌کنی
تو را نهال می‌شوم
مرا شکوفه می‌کنی
تو را بهار می‌شوم
تو خط و خال می‌دهی
تو را غزال می‌شوم
و می‌دوم

و می‌رسد دمی که من در انتها
به سوی مرگ می‌روم
دم از ملال می‌زنم
مرا نگاه می‌کنی

مرا نگاه می‌کنی
و من برای زندگی
تو را مثال می‌زنم.

#مبیناوفا
@mobinavafaa
❤4
می‌خواستم غصه نخورم و زود بخوابم. ولی غصه منو خورد و شعر نوشتنم گرفت.
Forwarded from Môbina
Môbina
Voice message
به انتظار دیدن دو چشم تو نشسته‌ام
ببین مرا
که با نگاه دور تو
چه عهدهای نازکی
که در دلم نبسته‌ام

چه خواب‌های روشنی
که زیر نور شمع‌ها
همان شبی که آفتاب دیدمت
ندیده‌ام

ببین که من
چه شعر‌های ساکتی
که از کلام چشم خود
شبی که انعکاس عکس تو در آن خمیده شد
شنیده‌ام

چه آه‌های تیره‌ای
همان دمی که وصلت لبان ما
در این اتاق سر گرفت
به روی خال گردنت دمیده‌ام

و عکست از لبان من
چنان دوباره نم گرفت
که آتش دو چشم خشک چوبی‌ات
-که شعله می‌زند مرا-
به ساقه‌ی تنم گرفت

ببین مرا
که با نگاه دور تو
چه عهدهای نازکی
که در دلم نبسته‌ام
که پیش‌ از آن‌که با تو آشنا شوم
من از تو دلشکسته‌ام.

#مبیناوفا
@mobinavafaa
نیلی‌شرابی|مبینا وفا
آخه تو این گرما، یاس؟!
یادتونه من تو استعاره‌های یه فیلم سینمایی زندگی می‌کنم؟
اپیزود بعدی‌ش، دیشب اتفاق افتاد.