نیلی‌شرابی|مبینا وفا
1.26K subscribers
202 photos
27 videos
19 links
ᝰ.ᐟ
کارشناسی ارشد آموزش زبان فرانسه دانشگاه تهران
می‌نویسم و مستند می‌کنم و آکاردئون می‌زنم
Download Telegram
ارغوان، خوشه‌ی خون!
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره‌ی باز سحر غلغله می‌اندازند
جان گلرنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر.

#سایه(ه.ا)
❤5
اول خدای ماهی‌ها بودم، حوض تو مشتم بود.
بعد دیدم نه، خیلی اغراق قدرته؛ چون در واقع ماهی‌ها چیزی نیستن جز اون غصه‌هایی‌ که هنوز نخوردمشون.
❤3
زندگی یه وقتایی چند صحنه از یه فیلم رمانتیکه که تو موسیقی متنش، شجریان داره شعر فروغ رو میخونه؛ شبه و پِیدا، که همین ظهر یاس رو با چشمای گرد دیده بود، دیوان فروغ رو باز می‌کنه و حین زمزمه‌ با آهنگ، می‌بینه: آری! آغاز دوست داشتن است، گرچه پایان راه "ناپیدا"ست. از سیاهی چرا حذر کردن؟ آنچه از شب به جای‌ می‌ماند، عطر سکرآور گل یاس است.
❤2
حس میکنم قدرت عمیق عشق‌ورزیدن به دیگری، ازم دزدیده شده. واقعاً این‌طوریه که مار از پونه بدش میاد، در خونه‌ش سبز میشه؛ همیشه فکر می‌کردم بدون حس کردن اون عشق خاص میان‌فردی، بدون یه مخاطب خاص، یه چیزی کمه و اون چیزه باید حداقل تو ذهنم جریان داشته باشه. حالا از یه طرف دلم می‌خواد کسی رو دوست می‌داشتم، از یه طرفم میگم شرّ علاقه کم؛ پونه واقعاً خوشبو و خوشمزه‌ست.
یکشنبه یاسی بود.
شنبه آبی.
یه وقتایی دستمو می‌برم تو موهام و ناخونامو می‌کشم کف سرم. یا دستمو می‌‌ذارم رو لبم و اگه پوستش بلند شده باشه، می‌کنم. وسط فیلم دیدن که پاهامو جمع می‌کنم، به ساق پام دست می‌کشم. تو خونه از کنار رادمهر که رد میشم یه دست به موهاش می‌کشم. وقتی جاهای جدید دست‌هامو می‌شورم، بوشون می‌کنم و عصاره‌ی مایع دست‌شویی رو حدس می‌زنم. دیشب با مدادرنگی نارنجی آشتی کردم و یه گل و یه پرتقال کشیدم. باید یه چیزی بکشم، یه چیزی بنویسم، یه چیزی درست کنم. امشب به دست فکر می‌کنم. ستایش برای دست‌ها. من همه‌ش باید با دست‌هام یه کاری بکنم.